پشتبامها، بخشی شناختهشده از معماری هستند. در طول تاریخ، این فضاها به کافه، باغ و استخر تبدیل شدهاند و فرصتی برای فاصله گرفتن از فضای داخلی و تماشای محیط اطراف فراهم کردهاند؛ البته به شرطی که منظرهای ارزش تماشا کردن داشته باشد. (Architizer)
اما در مجموعه معماریهای این مقاله، پشتبام نقشی بسیار جدیتر دارد. در این پروژهها، پشتبام از همان ابتدای طراحی در ایده فضایی ساختمان تعریف شده و بر نحوه حرکت، گردهمایی و گذراندن وقت کاربران تأثیر میگذارد.
برخی از این پشتبامها مانند مسیرهایی طراحی شدهاند که باید در آنها حرکت کرد؛ برخی دیگر زندگی روزمره را به شکلی غیرمنتظره به ارتفاع میبرند و تعدادی نیز اساسا تعریف ما از «پشتبام» را زیر سؤال میبرند.
این هشت پروژه نشان میدهند یک عنصر آشنا در معماری میتواند بسیار فراتر از فراهم کردن منظرهای زیبا عمل کند.
Aruma Split Garden؛ باغی که روی پشتبام ادامه پیدا میکند
در شهرهایی که هر مترمربع اهمیت دارد، این پروژه با زیر سؤال بردن الگوی معمول طبقات روی هم شروع میشود. Aruma Split Garden حجم ساختمان را به سطوحی تقسیم میکند که در اطراف درختان موجود جابهجا میشوند. طبقات بهصورت پلکانی روی یکدیگر قرار گرفتهاند و مسیرهای مورب، بازدیدکنندگان را از میان رستورانها و یک بار نیمطبقه هدایت میکنند.
در پشتبام، فضا کاملا باز میشود. روف گاردن بخش بزرگی از این سطح را دربرمیگیرد، اما پشتبام نقطه پایانی مسیر نیست. حرکت، فضای سبز و حالوهوای طبقات پایین در اینجا نیز ادامه پیدا میکند. بازدیدکننده بهتدریج به این فضا میرسد و از همان ابتدا در آن قرار گرفته است.
با انتقال فعالیتها به ارتفاع، پشتبام دیگر فضایی باقیمانده و بلااستفاده نیست؛ بلکه به یک لایه عمومی و فعال از ساختمان تبدیل میشود.
Bienvenüe؛ زندگی کاری در چند طبقه بالاتر
در یک بلوک متراکم شهری در پاریس، این پروژه فضای باز را به سطحی بالاتر منتقل و پشتبام را به بخشی از زندگی روزمره تبدیل کرده است. ساختمان روی سطح زمینی کاملا اشغالشده ساخته شده است؛ بنابراین فضای باز آن به سمت بالا گسترش پیدا میکند.
مجموعهای از تراسهای پلکانی، پشتبامها را به مکانهایی برای کار، ملاقات یا فاصله گرفتن از میز کار تبدیل کردهاند. پلهها طبقات مختلف را به یکدیگر متصل میکنند و به کاربران اجازه میدهند بدون بازگشت به فضای داخلی، در فضای بیرون حرکت کنند.
بالاترین پشتبام به باغی برای کاشت سبزیجات اختصاص یافته است و طبقات پایینتر نیز فضاهایی برای نشستن، گلخانههای کوچک و محلهای کاری غیررسمی دارند. یک سازه چوبی نیز به سبک و دقت ساخت کمک کرده است. در داخل ساختمان، چیدمانها انعطافپذیر باقی ماندهاند و در بالای آن، پشتبامها ریتم تازهای به محیط کاری بخشیدهاند.
280 Art Boulevard؛ معماریای که به آسمان میرسد
این برج که میان دو بافت شهری متفاوت قرار گرفته است، با هندسهای متغیر به محیط اطراف خود پاسخ میدهد؛ هندسهای که در بخشهایی عریض و در قسمتهایی باریک میشود و دوباره گسترش پیدا میکند. نتیجه، ایجاد یک دره مرکزی و مجموعهای از تراسهای پلکانی است که پوشش گیاهی را در ارتفاع ساختمان بالا میبرند.
پشتبام نیز ادامه همین سیستم است. فرم آن با همان منحنیها و گشودگیها شکل گرفته و منظرهای را پیش روی کاربران قرار میدهد که بهجای یک نگاه مستقیم به بیرون، توسط خود ساختمان قاب گرفته شده است.
سازه، پوسته و روف گاردن همزمان طراحی شدهاند تا هر طبقه ویژگی خاص خود را داشته باشد و درعینحال بخشی از یک فرم پیوسته باقی بماند.
The Quartet – Songzhuang Z Museum؛ جایی برای مکث بالای موزه
بعضی پشتبامها فقط منظرهای در اختیار شما میگذارند؛ اما این پروژه مکانی برای ماندن ایجاد میکند. این پروژه در روستایی ۶۰۰ ساله قرار گرفته و از یک ساختمان بتنی آغاز میشود که هرگز ارتباط مناسبی با محیط اطراف خود پیدا نکرده بود. تیم طراحی بهجای پنهان کردن این ویژگی، آن را بیشتر توسعه داده است.
حجم ساختمان به چهار بخش تقسیم شده، شکافها و حیاطهایی در میان آن ایجاد شده و مهمتر از همه، پشتبام به مجموعهای از تراسهای لایهلایه تبدیل شده است.
با حرکت به سمت بالا، فضای موزه بهتدریج از گالریهای بسته به محیط باز تغییر میکند. در بالاترین نقطه دیگر مسیر مشخص و رسمی وجود ندارد؛ بلکه سکوها، پلهها و لبههایی شکل گرفتهاند که میتوان در آنها توقف کرد و وقت گذراند.
فضاهای داخلی آرام طراحی شدهاند تا آثار هنری در مرکز توجه باقی بمانند، اما در بالا، پشتبام به لایه اجتماعی موزه تبدیل میشود؛ جایی برای توقف، قدم زدن و ارتباط دوباره با روستای اطراف.
Beacon House؛ پشتبامی که هم مسیر است و هم مقصد
در Beacon House، پشتبام هم مقصد است و هم بخشی از مسیر رسیدن به آن. یک مسیر پیوسته از سطح زمین آغاز میشود و در امتداد ساختمان بالا میرود؛ بنابراین رسیدن به بالاترین نقطه به بخشی از تجربه روزمره تبدیل میشود.
این پروژه که برای مسکن موقت طراحی شده است، در پاسخ به مسئله بیخانمانی تنها به فراهم کردن سرپناه اکتفا نمیکند. ساختمان با پیچش خود، چشماندازهایی از خط آسمان فیلادلفیا را قاب میگیرد و منظرهای را در اختیار ساکنان قرار میدهد که ممکن است در شرایط معمول دسترسی به آن برایشان دشوار باشد.
با بالا رفتن مسیر، فضاهایی برای توقف، حرکت و تأمل ایجاد میشود. در نهایت، پشتبام به فضای مشترکی تبدیل میشود که ارتباط مستقیمی با این مسیر دارد؛ جایی که شهر دیگر منظرهای دوردست نیست و به بخشی از زندگی روزمره تبدیل میشود.
Azabudai Hills؛ شهری روی پشتبامها
در Azabudai Hills، پشتبام بخشی از سطح زمین به نظر میرسد. این سطح بالا میرود، شیب پیدا میکند و در سراسر مجموعه امتداد مییابد تا حرکت در شهر به تجربهای پیوسته تبدیل شود.
این پروژه در بخش متراکم توکیو، چشماندازی چندلایه ایجاد کرده است که فضای سبز را به سمت ارتفاع میبرد. ساختمانهای سکویی به شکل یک تپه طراحی شدهاند و به مردم اجازه میدهند همانطور که در یک پارک قدم میزنند، روی پشتبامها نیز حرکت کنند.
مسیرها خم میشوند و امتداد پیدا میکنند و در طول راه، فروشگاهها، دفاتر و فضاهای فرهنگی را به یکدیگر متصل میسازند. در اینجا پشتبام در بالاترین نقطه متوقف نمیشود؛ بلکه به زمین عمومی تازهای تبدیل میشود که در بالای شهر ساخته شده است.
The Pyramid of Tirana؛ صعود به بام یک بنای تاریخی
این پروژه شاید نمونه معمولی یک پشتبام نباشد، اما همچنان بالاترین سطح یک ساختمان است؛ سطحی که از مسیری غیرمعمول میتوان به آن رسید.
این هرم که در ابتدا بهعنوان موزهای برای انور خوجه ساخته شده بود، در مرکز تیرانا سازهای بسته و نمادین به شمار میرفت. در پروژه بازطراحی، ساختمان دوباره به روی مردم گشوده شده و از یک بنای منزوی به فضایی برای استفاده روزمره تبدیل شده است.
پلههایی که در سطوح شیبدار ساختمان ایجاد شدهاند، مردم را به بالا رفتن و رسیدن به رأس بنا دعوت میکنند. به این ترتیب، پشتبام دیگر سطحی پنهان نیست و به بخشی از یک مسیر عمومی تبدیل میشود.
در داخل پوسته اصلی نیز حجمهای رنگارنگ، کلاسهای آموزشی، استودیوها و کافهها را در خود جای دادهاند.
Von Zwischenraum zu Spielraum؛ پشتبامی برای بازی و یادگیری کودکان
درحالیکه پشتبام بسیاری از مدارس و مراکز آموزشی معمولا از دسترس کاربران خارج است، این پروژه آن را به بخشی از زندگی روزانه کودکان تبدیل میکند.
این مهدکودک در میان ساختمانهای موجود یک مجموعه آموزشی در حال توسعه قرار گرفته است و فضای محدودی را اشغال میکند. طراحان بهجای رها کردن پشتبام، آن را به یک فضای بزرگ برای بازی در فضای باز تبدیل کردهاند.
کودکان از طریق طبقات باز و قابل دسترس بالا میروند و در نهایت به سکویی میرسند که مانند امتداد فضای کلاس درس در فضای بیرون عمل میکند.
فرم منحنی ساختمان از لبه آن پیروی میکند و در عین ایجاد فضایی امن و کنترلشده، چشمانداز کوهستان را نیز پیش روی کودکان قرار میدهد. در بالاترین نقطه، پشتبام به فضایی برای دویدن، جمع شدن و یادگیری در فضای باز تبدیل شده است.
نظر شما مخاطبان کجارو درباره پروژههای متفاوت معماری پشت بام چیست؟ کدام پشتبام را بیشتر دوست داشتید؟