در نیویورک، سازهای موقت و طلایی در محدوده هایلاین شکل گرفت که بیشتر از یک اثر هنری، مانند موجودی زنده در میان لایههای مختلف شهر به نظر میرسد. «آورو بوروس» که استودیو پلاستیک فنتستیک آن را طراحی کرده، تفسیری تازه از نماد باستانی اوروبوروس ارائه میدهد؛ ماری که در تصویر سنتی، دم خود را به دهان گرفته و به شکل یک حلقه درآمده است.
این پروژه با سفارش بولگاری و در چارچوب مجموعه «سرپنتی اینفینیتو» شکل گرفت و در فضای زیر هتل استاندارد، در محدوده هایلاین نیویورک نصب شد. طراحان بهجای بازسازی مستقیم تصویر مار، حلقه اوروبوروس را گشودند و بدن آن را در فضای شهری امتداد دادند. نتیجه، سازهای طلایی است که معماری، فضای عمومی و تجربه جمعی را در کنار یکدیگر قرار میدهد.
مار باستانی در کالبدی شهری
اوروبوروس یکی از نمادهای شناختهشده در فرهنگهای باستانی است که معمولا ماری را در حال بلعیدن دم خود نشان میدهد. این تصویر به مفاهیمی مانند چرخه، تداوم، دگرگونی و نوسازی ارتباط پیدا کرده است. آورو بوروس نیز از همین ایدهها استفاده میکند، اما بهجای آنکه نماد را در قالبی ثابت نمایش دهد، آن را به موجودی گسترده در فضای شهری تبدیل میکند.
محل اجرای پروژه نقش مهمی در شکلگیری فرم آن داشته است. هایلاین، پارکی مرتفع و خطی در نیویورک، همزمان با خیابانهای زیرین، ساختمانهای اطراف، پوشش گیاهی، هتل استاندارد و جریان مداوم عابران در ارتباط است. طراحان این مجموعه لایههای مختلف را مانند بخشهایی از یک موجود بزرگتر در نظر گرفتهاند که در سطح شهر حرکت میکند.
در این میان، آورو بوروس تنها بخشهایی از این موجود فرضی را آشکار میکند. قسمتهایی از بدنه طلایی در میان فضای شهری دیده میشوند و بخشهای دیگر در پس ساختمانها یا ساختارهای اطراف پنهان میمانند. به این ترتیب، اثر بهجای اشغال کامل فضا، با محیط اطراف خود وارد گفتوگو میشود.
سازهای بزرگ که با هوا سرپا میماند
آورو بوروس در مقیاسی حدود ۳۰۰ مترمربع ساخته شده است، اما وزن بصری و فیزیکی آن با اندازهاش تناسب ندارد. سازه از غشاهای سبک و بازتابنده تشکیل شده است و فشار هوا آن را در حالت ایستاده نگه میدارد.
طراحان فرم نهایی را تنها بر اساس ظاهر آن تعیین نکردند. وزش باد، مسیر حرکت عابران، نحوه مهار سازه، خطوط دید، ایمنی عمومی و معماری اطراف همگی در شکلگیری هندسه پروژه نقش داشتند. به همین دلیل، فرم مارپیچ و کشیده آورو بوروس همزمان جنبه هنری و عملکردی دارد.
ساختار بادی همچنین ویژگی مهم دیگری به پروژه میدهد: سبکی. سازهای که از دور میتواند مانند یک حجم معماری عظیم به نظر برسد، در واقع با مقدار نسبتا کمی ماده و با اتکا به فشار هوا شکل خود را حفظ میکند.
سطح طلایی که شهر را بازتاب میدهد
رنگ طلایی آورو بوروس تنها یک انتخاب ظاهری نیست. سطح بازتابنده سازه، محیط اطراف را در خود ثبت میکند و به همین دلیل تصویر آن در طول روز ثابت نمیماند.
نور خورشید، آسمان، ساختمانهای اطراف، گیاهان و حتی رهگذران روی این سطح منعکس میشوند. با تغییر زاویه نور یا حرکت افراد، تصویر سازه نیز تغییر میکند. در یک لحظه ممکن است آورو بوروس حضوری بسیار پررنگ داشته باشد و لحظاتی بعد، بخشی از آن در محیط اطراف حل شود.
نام پروژه نیز از همین ایده شکل گرفته است. «آورو» از واژه لاتین «اوروم» به معنای طلا گرفته شده و در کنار «اوروبوروس» قرار گرفته است. طلا در این پروژه بیش از آنکه به مفهوم تجمل اشاره کند، به ایده دگرگونی ماده و تغییر حالت آن ارتباط دارد؛ مفهومی که در کیمیاگری نیز جایگاه مهمی داشته است.
سطح متغیر سازه این دگرگونی را به شکلی مستقیم در برابر چشم مخاطب قرار میدهد. آورو بوروس در هر لحظه تصویری متفاوت از محیط اطراف خود بازتاب میدهد و در نتیجه، هیچ تصویر کاملا ثابتی از آن وجود ندارد.
معماری برای ساختن یک خاطره مشترک
یکی از ایدههای اصلی پروژه، نحوه شکلگیری حافظه در فضای شهری است. آورو بوروس قرار نبود برای همیشه در نیویورک باقی بماند؛ این سازه تنها ۱۰ روز در محل خود حضور داشت.
با این حال، طراحان معتقدند یک اثر موقت نیز میتواند بخشی از حافظه یک شهر شود. رهگذران، گردشگران و ساکنان شهر برای مدت کوتاهی در یک فضای مشترک با سازه قرار میگیرند، آن را میبینند و تجربهای مشترک را شکل میدهند.
این تجربه میتواند از طریق عکس، گفتوگو یا حتی خاطره شخصی ادامه پیدا کند. بنابراین، عمر فیزیکی پروژه کوتاه است، اما اثری که بر ادراک افراد از آن مکان میگذارد میتواند بیشتر دوام داشته باشد.
فضای عمومی به بخشی از اثر تبدیل میشود
آورو بوروس میان هنر و معماری مرز مشخصی ایجاد نمیکند. مخاطب فقط به تماشای یک اثر از فاصلهای مشخص نمیایستد، بلکه در فضای اطراف آن حرکت میکند و بخشی از تجربه اثر میشود.
ساختار طلایی در میان مسیرهای شهری، ساختمانها و پوشش گیاهی قرار گرفته است و تصویر آن با حرکت مردم تغییر میکند. در نتیجه، شهروندان و محیط اطراف نقش ثابتی در پروژه ندارند و هرکدام در شکلگیری تصویر نهایی آن سهم پیدا میکنند.
پلاستیک فنتستیک با این پروژه، ایده معماری بادی را از یک ساختار صرفا موقت فراتر برده و از آن برای بررسی رابطه میان شهر، خاطره و تجربه جمعی استفاده کرده است. آورو بوروس پس از ۱۰ روز ناپدید میشود، اما در همین مدت کوتاه، لایهای تازه به فضای شهری نیویورک اضافه میکند؛ لایهای که بخشی از آن در قالب یک سازه طلایی دیده میشود و بخش دیگر در خاطره کسانی باقی میماند که از کنار آن عبور کردهاند.