سرقت از موزهها معمولا در ذهن مردم با تصویر سارقان حرفهای و نقشههایی پیچیده گره خورده است؛ افرادی که در تاریکی شب وارد موزه میشوند، سیستمهای امنیتی را دور میزنند و بیسر و صدا با یک اثر هنری ناپدید میشوند. اما گزارش تازه یوروپل تصویری متفاوت ارائه میدهد. در سالهای اخیر، بخشی از سرقتهای موزهای اروپا خشنتر، سریعتر و مستقیمتر شدهاند و مجرمان برای رسیدن به هدف خود از تبر، پتک، ابزارهای برش، مواد منفجره و حتی سلاح گرم استفاده کردهاند.
پس از سرقت از موزه لوور در سال گذشته، موجی از سرقت موزهای در اروپا به راه افتاده و حالا در ماههای اخیر بیشتر و بیشتر اخبار سرقت از موزههای اروپا منتشر میشود.
یوروپل در گزارش «تغییر تاکتیکها، تغییر اهداف» میگوید سرقت موزهها که پیشتر عمدتا جرمی غیرخشونتآمیز تلقی میشد، در حال تغییر است. در کنار شبکههای سنتی قاچاق آثار فرهنگی، گروههای موقتی و فرصتطلب نیز وارد این حوزه شدهاند؛ گروههایی که ممکن است از طریق شبکههای اجتماعی نیرو جذب کنند و لزوما تخصصی در زمینه هنر و آثار تاریخی نداشته باشند.
پس از سرقت از موزه لوور، موجی از سرقت موزهای در اروپا به راه افتاده است.
تغییر دیگری نیز در اهداف سارقان دیده میشود. طلا، جواهرات، سنگهای قیمتی و اشیای فلزی ارزشمند جذابیت بیشتری پیدا کردهاند؛ زیرا برخلاف یک تابلوی مشهور، میتوان فلزات گرانبها را ذوب کرد و سنگها را از آثار جدا کرد و بهسادگیتری وارد بازار غیرقانونی کرد.
در چنین شرایطی، سرقت جنجالی جواهرات سلطنتی از موزه لوور را نمیتوان یک اتفاق کاملا منفرد دانست. پیش از آن و پس از آن، موزههایی در فرانسه، هلند، اسپانیا و دیگر کشورهای اروپایی هدف عملیاتهایی قرار گرفتهاند که هرکدام بخشی از این تغییر را نشان میدهند.
لوور؛ سرقتی که زنگ خطر را برای اروپا به صدا درآورد
- تاریخ سرقت: ۱۹ اکتبر ۲۰۲۵
- آثار مسروقه: هشت قطعه از جواهرات سلطنتی فرانسه
۱۹ اکتبر ۲۰۲۵ یکی از پرحاشیهترین روزهای تاریخ معاصر موزه لوور بود. چهار سارق نقابدار در ساعات ابتدایی فعالیت موزه وارد گالری آپولون شدند؛ بخشی از موزه که جواهرات سلطنتی فرانسه در آن نگهداری میشود.
سارقان با استفاده از یک بالابر به بخش بالایی ساختمان رسیدند، پنجرهای را شکستند و ویترینها را با ابزارهای برقی تخریب کردند. عملیات تنها حدود هفت دقیقه طول کشید. آنها هشت قطعه از جواهرات تاریخی را با خود بردند و هنگام فرار نیز یکی از اشیای ارزشمند را جا گذاشتند.
در میان آثار ربودهشده، جواهرات مربوط به خاندان سلطنتی فرانسه و امپراتریس اوژنی، همسر ناپلئون سوم، قرار داشت. ارزش مجموع جواهرات مسروقه حدود ۸۸ میلیون یورو اعلام شد؛ هرچند ارزش تاریخی آنها بهمراتب بیشتر از قیمت مادیشان است.
نکته مهمتر از ارزش سرقت، شیوه اجرای آن بود. عملیات در روشنای روز و زمانی انجام شد که موزه پر از بازدیدکننده بود. سارقان نه برای هفتهها پنهان شدن در ساختمان، بلکه برای ورود سریع، تخریب ویترینها و فرار در چند دقیقه برنامهریزی کرده بودند.
سرقت لوور همچنین ضعفهای امنیتی موزههای بزرگ را به بحثی جدی در فرانسه تبدیل کرد. بررسیهای بعدی نشان دادند که برخی زیرساختهای امنیتی موزه نیازمند نوسازی هستند و سیستم حفاظت از چنین مجموعه عظیمی با چالشهایی جدی روبهرو است.
موزه کنیاک-ژه؛ وقتی سارقان با تبر و چوب بیسبال وارد موزه شدند
- تاریخ سرقت: ۲۰ دسامبر ۲۰۲۴
- آثار مسروقه: هفت قطعه جواهر و اشیای ارزشمند مربوط به مجموعه قرن هجدهم موزه
یکی از پروندههایی که در گزارش یوروپل نیز به آن اشاره شده، سرقت از موزه کنیاک-ژه در پاریس است. در دسامبر ۲۰۲۴، چهار مرد نقابدار وارد این موزه شدند و برای اجرای نقشه خود از تبر و چوب بیسبال استفاده کردند. آنها چند شیء ارزشمند از مجموعه موزه را سرقت کردند و در مدت کوتاهی از محل گریختند.
اهمیت این پرونده تنها به ارزش آثار ربودهشده مربوط نمیشود. استفاده مستقیم از ابزارهای خشونتآمیز در موزهای که محل نگهداری آثار تاریخی است، همان تغییری را نشان میدهد که یوروپل بعدها در گزارش خود برجسته کرد: فاصله گرفتن سارقان از الگوی سنتی سرقت مخفیانه.
در چنین پروندههایی، هدف مجرمان لزوما دور زدن کامل سیستم امنیتی نیست؛ بلکه ممکن است شکستن سریع ویترین، ایجاد ترس و فرار پیش از واکنش نیروهای امنیتی باشد.
موزه درنتس؛ انفجار برای رسیدن به گنجینه داکیها
- تاریخ سرقت: ۲۵ ژانویه ۲۰۲۵
- آثار مسروقه: کلاهخود طلایی کوتوفنستی و سه دستبند طلایی متعلق به تمدن داکی
در ۲۵ ژانویه ۲۰۲۵، موزه درنتس در شهر آسن هلند هدف یکی از شوکهکنندهترین سرقتهای سالهای اخیر اروپا قرار گرفت.
سارقان برای ورود به موزه از مواد منفجره استفاده کردند. انفجار به ساختمان آسیب زد و راه را برای سرقت مجموعهای از آثار باستانی داکیها باز کرد که برای نمایشگاهی موقت از رومانی به هلند منتقل شده بودند.
در میان آثار مسروقه، کلاهخود طلایی کوتوفنستی و سه دستبند طلایی قرار داشتند. این آثار نهتنها به دلیل ارزش مادی طلا، بلکه به دلیل اهمیت تاریخیشان برای میراث باستانی رومانی ارزشمند بودند.
این پرونده یکی از نمونههای روشن تغییر روش سرقت از موزهها است. استفاده از مواد منفجره نشان میداد سارقان آمادهاند برای رسیدن به اشیای ارزشمند، خسارت قابل توجهی به خود ساختمان وارد کنند.
همچنین نگرانی مهم دیگری مطرح شد: اگر هدف سارقان صرفا ارزش تاریخی آثار بود، فروش آنها در بازار قانونی تقریبا غیرممکن است. همین موضوع این احتمال را تقویت کرد که ارزش فلزات گرانبهای موجود در اشیا، انگیزه مهمی برای سرقت بوده باشد.
سرقت موزه لالیک؛ جواهراتی که بهسادگی قابل ذوب و فروشاند
- تاریخ سرقت: ۵ ژوئیه ۲۰۲۶
- آثار مسروقه: ۲۷ قطعه جواهر و اثر هنری از مجموعه لالیک
در ژوئیه ۲۰۲۶، موزه لالیک در شهر وینگه-سور-مودر فرانسه نیز هدف سارقان قرار گرفت. چند فرد نقابدار در ساعات ابتدایی صبح وارد موزه شدند، در ورودی و چندین ویترین را تخریب کردند و مجموعهای از جواهرات و اشیای ارزشمند مربوط به رنه لالیک را به سرقت بردند. ارزش آثار مسروقه چند میلیون یورو برآورد شد.
این پرونده از جهتی با سرقت لوور تفاوت داشت، اما از نظر انتخاب هدف به آن شباهت داشت: تمرکز روی جواهرات و اشیایی که ارزش مادی بالایی دارند.
جواهرات تاریخی یک مشکل ویژه برای پلیس ایجاد میکنند. اگر یک تابلو مشهور سرقت شود، پنهان کردن یا فروش آن دشوار است؛ اما طلا و سنگهای قیمتی را میتوان تغییر داد، ذوب کرد یا از اثر اصلی جدا کرد. همین ویژگی باعث شده است فلزات گرانبها به یکی از اهداف جذاب شبکههای مجرمانه تبدیل شوند.
موزه فرانسه؛ گردنبند طلای ۲۵۰۰ ساله سلتها در روز روشن ناپدید شد
تاریخ سرقت: ۲۴ ژوئیه ۲۰۲۶
- اثر مسروقه: گردنبند طلایی ویکس
در ۲۴ ژوئیه ۲۰۲۶، دو سارق که خود را گردشگر جا زده بودند، در ساعات فعالیت موزه دو پی شتیون در شهر شاتیون-سور-سن فرانسه، یکی از ارزشمندترین آثار باستانی آن را ربودند.
هدف سارقان یک گردنبند طلایی موسوم به تورک ویکس بود؛ اثری متعلق به گنجینه سلتیک ویکس که قدمت آن به حدود ۲۵۰۰ سال پیش میرسد. این گردنبند بخشی از مجموعهای باستانی است که در سال ۱۹۵۳ در نزدیکی شاتیون-سور-سن کشف شد و به یکی از مهمترین یافتههای باستانشناسی مربوط به فرهنگ سلتها تبدیل شده است.
سرقت در فاصله حدود ساعت ۱۰ تا ۱۰:۳۰ صبح و در زمانی اتفاق افتاد که موزه برای بازدیدکنندگان باز بود. سارقان مانند گردشگران معمولی وارد موزه شدند و سپس در فرصتی مناسب، ویترین را هدف قرار دادند و با اثر طلایی فرار کردند.
این پرونده از چند جهت به سرقت لوور شباهت داشت؛ از جمله انتخاب یک اثر طلایی و اجرای عملیات در ساعات فعالیت موزه. با این تفاوت که سارقان در اینجا تلاش کردند با استتار خود بهعنوان بازدیدکننده، بدون ایجاد درگیری گسترده به هدف برسند.
برای باستانشناسان، این سرقت نگرانی بزرگی ایجاد کرد؛ زیرا ارزش گردنبند ویکس فقط به طلای آن محدود نمیشود. این اثر بخشی از یک مجموعه باستانشناختی منحصربهفرد است و جدا شدن آن از زمینه تاریخیاش به معنای از دست رفتن بخشی از میراث فرهنگی اروپا است.
موزه مسینا؛ چهار اثر از آنتونلو دا مسینا در روز جشن شهر ربوده شدند
- تاریخ سرقت: ۱۵ آگوست ۲۰۲۶
- آثار مسروقه: چهار اثر منسوب به آنتونلو دا مسینا
در ۱۵ آگوست ۲۰۲۶، چهار اثر از آنتونلو دا مسینا، نقاش بزرگ رنسانس ایتالیا، از موزه منطقهای مسینا در سیسیل به سرقت رفتند.
سارقان زمان عملیات را همزمان با جشن مذهبی بزرگ «لا وارا» انتخاب کرده بودند؛ مراسمی که هر سال در ۱۵ آگوست برگزار میشود و هزاران نفر را به مرکز شهر میکشاند. به همین دلیل، تمرکز نیروهای امنیتی و پلیس شهر در آن زمان تا حد زیادی متوجه مراسم بود.
سه اثر از چهار اثر مسروقه بخشی از «پلیپتیک سن گرگوریو» بودند؛ مجموعهای که از مهمترین آثار باقیمانده آنتونلو دا مسینا به شمار میرود. این سرقت به دلیل اهمیت تاریخی آثار، ضربهای جدی به میراث فرهنگی شهر مسینا محسوب شد.
انتخاب زمان عملیات، سرعت سارقان و تمرکز روی چند اثر مشخص، این پرونده را نیز در کنار مجموعهای از سرقتهای اخیر اروپا قرار میدهد که در آن مجرمان تلاش میکنند از شلوغی، نقاط کور امنیتی یا شرایط خاص برای اجرای عملیات سریع استفاده کنند.
گنجینه ویلنا؛ وقتی طلای باستانی هدف قرار گرفت
- تاریخ سرقت: ۲۷ آگوست ۲۰۲۶
- آثار مسروقه: ۵۹ شیء طلایی و سه تاج از گنجینه ویلنا
در آگوست ۲۰۲۶، گنجینه مشهور ویلنا در اسپانیا نیز هدف سرقت قرار گرفت. این مجموعه که شامل اشیای طلایی مربوط به عصر برنز است، یکی از مهمترین گنجینههای پیشاتاریخی اروپا محسوب میشود. سارقان با ورود به موزه بخشی از این گنجینه را ربودند.
این سرقت از آن جهت اهمیت دارد که نشان میدهد تغییر اهداف سارقان فقط به جواهرات سلطنتی یا آثار هنری مشهور محدود نیست. اشیای باستانی ساختهشده از طلا نیز میتوانند هدف جذابی برای مجرمانی باشند که ارزش مادی را بر ارزش تاریخی ترجیح میدهند.
از نگاه میراث فرهنگی، چنین سرقتی خطرناکتر از سرقت یک شیء معمولی است؛ زیرا ممکن است اثری که هزاران سال سالم مانده است، صرفا به دلیل ارزش فلز آن از بین برود.
موزه وین؛ سرقت یک گردنبند با چکش و سلاح گرم
تاریخ سرقت: ۲۷ آگوست ۲۰۲۶
- اثر مسروقه: یک گردنبند پلاتینیوم ون کلیف آرپلز
در ۲۷ آگوست ۲۰۲۶، دو مرد وارد موزهای در مرکز وین شدند و در عملیاتی کوتاه، ویترین شیشهای را با چکش شکستند و یک گردنبند ارزشمند را ربودند. پلیس وین اعلام کرد که یکی از سارقان احتمالا سلاح گرم همراه داشته است.
این سرقت در خیابان اشتوبنرینگ، در منطقه مرکزی وین، رخ داد. سارقان پس از شکستن ویترین و برداشتن گردنبند، با پای پیاده به سمت اشتاتپارک گریختند. پلیس با استفاده از تصاویر دوربینهای مداربسته و نیروهای تخصصی جستوجوی گستردهای را برای شناسایی آنها آغاز کرد.
اهمیت این پرونده برای بحث درباره موج جدید سرقتهای موزهای در اروپا، در شیوه اجرای آن است. سارقان برای دسترسی به یک قطعه جواهر از زور و ابزار تخریب استفاده کردند و یکی از آنها نیز احتمالا سلاح گرم در اختیار داشت.
این همان الگویی است که در چندین سرقت اخیر اروپا دیده میشود؛ یعنی مجرمان بهجای تلاش برای دور زدن طولانیمدت سیستمهای امنیتی، با سرعت و خشونت وارد موزه میشوند، ویترین را میشکنند و پیش از رسیدن نیروهای امنیتی فرار میکنند.
موزه رنوار؛ تازهترین سرقت در فرانسه
- تاریخ سرقت: ۸ سپتامبر ۲۰۲۶
- آثار مسروقه: چهار نقاشی از رنوار
در ۸ سپتامبر ۲۰۲۶، تنها چند هفته پس از انتشار گزارش یوروپل، موزه رنوآر در کانی-سور-مر فرانسه هدف سرقت قرار گرفت.
دو سارق با بریدن حصار باغ وارد محوطه موزه شدند و از طبقه همکف وارد ساختمان شدند. آنها در ابتدا چهار اثر را با خود بردند، اما پس از فعال شدن سیستم هشدار و رسیدن سریع پلیس، دو اثر را هنگام فرار در محوطه رها کردند.
دو تابلوی دیگر همچنان مفقود هستند؛ «پرتره مادام کولونا رومانو» و «زن جوان کنار چاه». ارزش این دو اثر در مجموع حدود چند میلیون یورو برآورد شده است.
این پرونده از نظر دیگری نیز قابل توجه است. دو اثر مسروقه متعلق به مجموعه موزه اورسی و بهصورت امانت در موزه رنوار نگهداری میشدند. بنابراین، حتی آثار موجود در موزههای کوچکتر و محلی نیز میتوانند بخشی از زنجیره آسیبپذیری موزههای اروپا باشند.
سرقت رنوار نشان میدهد که موج سرقتها پس از لوور فروکش نکرده است؛ حتی اگر روش سارقان در هر پرونده متفاوت باشد.
چرا طلا و جواهرات برای سارقان جذابتر شدهاند؟
یکی از مهمترین دلایل، افزایش ارزش فلزات گرانبهاست. یوروپل در گزارش خود به افزایش قابل توجه قیمت طلا در سالهای اخیر اشاره کرده و آن را یکی از عوامل جذابیت بیشتر اشیای طلایی برای سارقان دانسته است. اما مسئله فقط قیمت نیست.
یک تابلوی مشهور حتی اگر میلیونها یورو ارزش داشته باشد، به دلیل شهرت بالا و شماره ثبت و سابقه مالکیت، بهسادگی قابل فروش نیست. خریدار قانونی هم معمولا نمیتواند بدون ایجاد سوءظن آن را معامله کند.
اما یک قطعه طلا را میتوان ذوب کرد. سنگهای قیمتی را میتوان از پایه جدا کرد. فلز را میتوان وارد بازار دیگری کرد و بخشی از نشانههای هویتی اثر را از بین برد.
به همین دلیل است که سرقت اشیای تاریخی ساختهشده از طلا یک تهدید دوگانه محسوب میشود: نهتنها اثر از موزه خارج میشود، بلکه ممکن است برای همیشه نابود شود.
مشکل فقط سارقان نیستند؛ موزهها هم آسیبپذیرند
سرقت لوور بحث دیگری را نیز در فرانسه جدی کرد: آیا موزههای بزرگ و تاریخی اروپا برای تهدیدهای امروزی به اندازه کافی مجهز هستند؟
ساختمان بسیاری از موزههای اروپایی صدها سال قدمت دارد. نصب تجهیزات مدرن در چنین ساختمانهایی همیشه ساده نیست. دوربینها، سامانههای هشدار، ورودیهای اضطراری و سیستمهای کنترل دسترسی باید در بناهایی قرار بگیرند که خودشان بخشی از میراث تاریخی هستند.
در فرانسه، بررسیهای پس از سرقت لوور ضعفهایی جدی در وضعیت امنیتی موزهها نشان داد. یک گزارش پارلمانی در سال ۲۰۲۶ نیز اعلام کرد تنها ۲۳ درصد از موزههای بررسیشده برنامه اضطراری کامل دارند و کمی بیش از نیمی از آنها از سامانههای نظارتی مناسب برخوردارند.
این آمار نشان میدهد مسئله فقط یک موزه مشهور مانند لوور نیست. حتی موزههای کوچکتر نیز ممکن است با کمبود نیرو، تجهیزات قدیمی یا نبود برنامه مشخص برای مقابله با سرقت مواجه باشند.
لوور آغاز یک موج بود یا فقط مشهورترین نمونه آن؟
سرقت لوور به دلیل شهرت موزه، ارزش جواهرات و سرعت عملیات، توجه جهانی را به خود جلب کرد؛ اما پروندههای کونیاک-ژه، موزه درنتس، لالیک، ویلنا و در نهایت موزه رنوار نشان میدهند که این حادثه در خلأ رخ نداده است.
آنچه در حال شکلگیری است، بیشتر از یک «موج سرقت» به معنای آماری، تغییر در اکوسیستم جرم علیه میراث فرهنگی اروپا است.
اهداف در حال تغییرند، مجرمان جدیدی وارد این حوزه شدهاند و روشها خشنتر شدهاند. در این میان، افزایش قیمت طلا و سنگهای قیمتی نیز انگیزه اقتصادی تازهای ایجاد کرده است.
برای موزهها، این یعنی امنیت دیگر موضوعی فرعی در کنار حفاظت و نمایش آثار نیست. حالا باید از همان ابتدا، امنیت را بخشی از مدیریت مجموعههای فرهنگی بدانند.
و شاید مهمترین درس سرقت لوور همین باشد: مشهورترین موزههای جهان هم مصون نیستند و یک ساختمان تاریخی، هرچقدر هم ارزشمند باشد، اگر با تهدیدهای جدید هماهنگ نشود، میتواند به هدفی بسیار جذاب برای سارقان تبدیل شود.