نقشه‌ای که بسیاری از ما از دوران مدرسه با آن جهان را شناخته‌ایم، تصویر کاملا دقیقی از اندازه سرزمین‌های زمین ارائه نمی‌دهد. نقشه مرکاتور یکی از معروف‌ترین روش‌های نمایش جهان روی صفحه دوبعدی محسوب می‌شود؛ اما در این نوع نقشه، هرچه از خط استوا دورتر شویم، سرزمین‌ها بزرگ‌تر از اندازه واقعی خود به نظر می‌رسند. به همین دلیل، گرینلند در کنار آفریقا بسیار بزرگ دیده می‌شود، روسیه بخش عظیمی از نقشه را اشغال می‌کند و آلاسکا می‌تواند از مکزیک بزرگ‌تر به نظر برسد، درحالی‌که واقعیت چیز دیگری است. (Mental Floss)

این موضوع در سپتامبر ۲۰۲۶ بار دیگر مورد توجه قرار گرفت. مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ۴ سپتامبر قطعنامه‌ای با عنوان «اصلاح نقشه» را با اکثریت قاطع تصویب کرد. این قطعنامه الزام‌آور نیست، اما کشورها را تشویق می‌کند از نقشه‌هایی مانند Equal Earth یا دیگر پروجکشن‌هایی استفاده کنند که اندازه نسبی سرزمین‌ها را دقیق‌تر نمایش می‌دهند. توگو این قطعنامه را مطرح کرد و در نهایت ۱۶۴ کشور به آن رأی مثبت دادند، ۶ کشور رأی ممتنع دادند و ایالات متحده تنها کشوری بود که با آن مخالفت کرد.

نقشه مرکاتور در سال ۱۵۶۹ میلادی توسط ژراردوس مرکاتور، نقشه‌نگار فلاندری، طراحی شد. هدف اصلی او ساخت نقشه‌ای مناسب برای دریانوردی بود، نه نمایش دقیق مساحت قاره‌ها و کشورها. این نقشه در حفظ زاویه‌ها و جهت‌ها عملکرد بسیار خوبی داشت و به دریانوردانی که با قطب‌نما مسیر خود را پیدا می‌کردند کمک می‌کرد تا مسیرهای دریایی را روی نقشه ترسیم کنند. مشکل از زمانی آغاز می‌شود که همین نقشه را به‌عنوان تصویری دقیق از اندازه واقعی سرزمین‌های جهان در نظر بگیریم.

در ادامه، پنج مورد از مهم‌ترین تفاوت‌های میان تصویری که نقشه مرکاتور ارائه می‌دهد و واقعیت جغرافیایی زمین را بررسی می‌کنیم.

آفریقا هم‌اندازه گرینلند نیست

Shutterstock

شاید مشهورترین نمونه تحریف نقشه مرکاتور، مقایسه آفریقا و گرینلند باشد. در نسخه‌های رایج این نقشه، گرینلند بسیار بزرگ‌تر از اندازه واقعی خود دیده می‌شود و از نظر بصری تقریبا به اندازه آفریقا به نظر می‌رسد. آفریقا نیز در مقایسه با سرزمین‌های شمالی کوچک‌تر جلوه می‌کند و حتی ممکن است تصور کنیم روسیه بخش بزرگ‌تری از آن را تشکیل می‌دهد.

مساحت واقعی آفریقا حدود ۱۱٫۷ میلیون مایل مربع یا نزدیک به ۳۰٫۳ میلیون کیلومتر مربع است. گرینلند حدود ۸۳۶ هزار مایل مربع، معادل تقریبا ۲٫۱۶ میلیون کیلومتر مربع، وسعت دارد. بنابراین آفریقا حدود ۱۴ برابر گرینلند است؛ اختلافی که در نقشه مرکاتور به هیچ وجه با چنین وضوحی دیده نمی‌شود.

مقایسه آفریقا با روسیه نیز تصویر جالبی ارائه می‌دهد. روسیه حدود ۶٫۶ میلیون مایل مربع یا نزدیک به ۱۷٫۱ میلیون کیلومتر مربع مساحت دارد و به همین دلیل آفریقا تقریبا ۱٫۷۷ برابر روسیه است. بااین‌حال، روسیه در نقشه مرکاتور بسیار بزرگ‌تر از اندازه واقعی خود به نظر می‌رسد، زیرا در عرض جغرافیایی بالاتری قرار دارد و بیشتر تحت تاثیر کشیدگی نقشه قرار می‌گیرد.

اگر همین سرزمین‌ها را در نقشه‌هایی که مساحت را دقیق‌تر حفظ می‌کنند ببینیم، تفاوت واقعی اندازه آن‌ها بسیار واضح‌تر می‌شود. در چنین نقشه‌ای، آفریقا دیگر قاره‌ای هم‌اندازه گرینلند یا کوچک‌تر از روسیه به نظر نمی‌رسد و ابعاد واقعی آن بهتر درک می‌شود.

مناطق نزدیک قطب‌ها آنقدر بزرگ نیستند

GettyImages

دلیل بزرگ دیده شدن گرینلند، روسیه، کانادا و دیگر سرزمین‌های نزدیک قطب‌ها به نحوه تبدیل سطح کروی زمین به یک صفحه دوبعدی برمی‌گردد. زمین شکل کروی دارد، اما نقشه مرکاتور باید سطح آن را روی صفحه‌ای صاف نمایش دهد. برای حفظ زاویه‌ها و جهت‌ها، مقیاس نقشه هرچه از استوا فاصله می‌گیرد افزایش پیدا می‌کند و همین مسئله باعث می‌شود مناطق نزدیک قطب‌ها کشیده و بزرگ‌تر دیده شوند.

این تغییر مقیاس درباره جنوبگان به شکل بسیار چشمگیری دیده می‌شود. در بعضی نسخه‌های نقشه مرکاتور، جنوبگان آن‌قدر بزرگ به نظر می‌رسد که ممکن است تصور کنیم مساحت آن از تمام اوراسیا بیشتر است یا چند برابر استرالیا وسعت دارد. در واقع، مساحت جنوبگان حدود ۵٫۵ میلیون مایل مربع یا تقریبا ۱۴٫۲ میلیون کیلومتر مربع است؛ یعنی کمتر از دو برابر استرالیا و کمتر از نصف مساحت آفریقا.

استرالیا حدود ۲٫۹ میلیون مایل مربع یا ۷٫۷ میلیون کیلومتر مربع مساحت دارد. بنابراین اگرچه جنوبگان واقعا قاره‌ای بسیار بزرگ است، تصویری که برخی نسخه‌های نقشه مرکاتور از آن ارائه می‌کنند با اندازه واقعی آن فاصله زیادی دارد.

این تفاوت نتیجه یک خطای ساده در محاسبات نیست، بلکه مستقیما به هدفی مربوط می‌شود که مرکاتور برای آن نقشه خود را طراحی کرد. او می‌خواست مسیرهایی که دریانوردان با یک جهت ثابت نسبت به قطب‌نما طی می‌کنند، روی نقشه به شکل خطوط مستقیم دیده شوند. برای دستیابی به این هدف، ناچار بود مقیاس را در عرض‌های جغرافیایی بالاتر افزایش دهد.

همین ویژگی باعث شد نقشه مرکاتور برای مسیریابی دریایی بسیار کاربردی باشد، اما در عین حال تصور مردم از اندازه واقعی سرزمین‌ها را تغییر دهد. بنابراین نمی‌توان این نقشه را صرفا «اشتباه» دانست؛ بلکه باید توجه کرد که این پروجکشن برای هدفی خاص طراحی شده بود و استفاده از آن برای مقایسه مساحت کشورها و قاره‌ها، نتیجه دقیقی به دست نمی‌دهد.

اروپا هم‌اندازه آمریکای جنوبی نیست

GettyImages

مقایسه اروپا و آمریکای جنوبی نیز یکی دیگر از مواردی است که نقشه مرکاتور می‌تواند برداشت ما از اندازه سرزمین‌ها را تغییر دهد. در بسیاری از نسخه‌های این نقشه، آمریکای جنوبی و اروپا از نظر بصری اندازه‌ای نسبتا نزدیک به یکدیگر دارند و تفاوت واقعی میان آن‌ها به‌سادگی قابل تشخیص نیست.

در واقع، آمریکای جنوبی حدود ۶٫۹ میلیون مایل مربع یا نزدیک به ۱۷٫۸ میلیون کیلومتر مربع وسعت دارد، درحالی‌که مساحت اروپا حدود ۳٫۸ میلیون مایل مربع یا تقریبا ۹٫۹ میلیون کیلومتر مربع است. بنابراین آمریکای جنوبی حدود ۱٫۸ برابر اروپا وسعت دارد.

این اختلاف در نقشه‌های مساحت‌محور بهتر دیده می‌شود. در چنین نقشه‌هایی، اندازه آمریکای جنوبی نسبت به اروپا به شکل محسوسی بیشتر است و تصویر ذهنی ایجادشده از نسخه‌های رایج مرکاتور اصلاح می‌شود.

آلاسکا از مکزیک بزرگ‌تر نیست

GettyImages

آلاسکا یکی دیگر از سرزمین‌هایی است که نقشه مرکاتور اندازه آن را به‌شدت بزرگ‌نمایی می‌کند. این ایالت آمریکا در شمال غربی آمریکای شمالی و در عرض جغرافیایی بالایی قرار دارد؛ بنابراین مانند دیگر مناطق نزدیک قطب، در نقشه مرکاتور کشیده‌تر و بزرگ‌تر از اندازه واقعی خود دیده می‌شود.

در برخی نسخه‌های این نقشه، آلاسکا ممکن است دست‌کم سه برابر مکزیک به نظر برسد. اگر فقط به شکل نقشه نگاه کنیم، چنین مقایسه‌ای چندان عجیب به نظر نمی‌رسد؛ اما مساحت واقعی دو سرزمین نتیجه کاملا متفاوتی دارد.

آلاسکا حدود ۶۶۵ هزار مایل مربع یا نزدیک به ۱٫۷۲ میلیون کیلومتر مربع وسعت دارد. در مقابل، مکزیک حدود ۷۶۲ هزار مایل مربع یا تقریبا ۱٫۹۷ میلیون کیلومتر مربع مساحت دارد. بنابراین مکزیک در واقع بزرگ‌تر از آلاسکا است، نه کوچک‌تر از آن.

کانادا نیز نمونه دیگری از تاثیر این تحریف محسوب می‌شود. بخش‌های شمالی کانادا در نزدیکی قطب شمال قرار گرفته‌اند و در نقشه مرکاتور بسیار بزرگ‌تر از اندازه واقعی خود دیده می‌شوند. همین مسئله باعث شده است شکل و وسعت واقعی کشورهای شمالی در تصور عمومی با واقعیت جغرافیایی تفاوت پیدا کند.

اروپا در مرکز جهان قرار ندارد

Shutterstock

تحریف نقشه مرکاتور فقط به اندازه کشورها و قاره‌ها محدود نمی‌شود و نحوه قرار گرفتن آن‌ها روی صفحه نیز می‌تواند بر برداشت ما از جهان تاثیر بگذارد. در رایج‌ترین نسخه‌های امروزی این نقشه، اروپا تقریبا در مرکز تصویر قرار گرفته و خط استوا پایین‌تر از مرکز صفحه دیده می‌شود. این چیدمان ممکن است به‌صورت ناخودآگاه این تصور را ایجاد کند که اروپا در مرکز جهان قرار دارد.

البته از نظر جغرافیایی، چیزی به نام مرکز جهان روی سطح زمین وجود ندارد. سیاره ما کروی است و انتخاب یک نقطه یا یک قاره به‌عنوان مرکز نقشه بیشتر به تصمیم نقشه‌نگار و هدف نقشه بستگی دارد. خط استوا نیز زمین را به دو نیمکره شمالی و جنوبی تقسیم می‌کند و از بخش‌هایی از آفریقا و آمریکای جنوبی عبور می‌کند.

در پروجکشن Equal Earth، خط استوا در مرکز افقی نقشه قرار می‌گیرد و اروپا در بخش شمالی آن دیده می‌شود. چنین چیدمانی می‌تواند تصور متفاوتی از موقعیت قاره‌ها نسبت به یکدیگر ایجاد کند و نشان دهد که مرکز قرار گرفتن اروپا در بسیاری از نقشه‌های رایج، بیشتر یک انتخاب قراردادی است تا واقعیتی جغرافیایی.

در طول تاریخ، نقشه‌نگاران جهان را از زوایای مختلف نمایش داده‌اند. برخی نقشه‌ها جنوب را در بالای صفحه قرار می‌دهند و در آن‌ها جنوبگان در بخش بالایی جهان دیده می‌شود، درحالی‌که روسیه و کانادا در پایین نقشه قرار می‌گیرند. برخی دیگر اقیانوس آرام را در مرکز قرار می‌دهند و قاره آمریکا را در یک سمت و اروپا، آفریقا و آسیا را در سمت دیگر قرار می‌دهند.

چرا اصلا نمی‌توان یک نقشه کاملا دقیق از جهان ساخت؟

دلیل وجود انواع مختلف نقشه‌های جهان این است که هیچ پروجکشن دوبعدی نمی‌تواند تمام ویژگی‌های یک زمین کروی را بدون تحریف روی صفحه صاف نمایش دهد. هنگامی که سطح یک کره را باز کنیم و روی صفحه قرار دهیم، ناچار بخشی از ویژگی‌های واقعی آن تغییر می‌کند. این تغییر ممکن است در اندازه، شکل، فاصله، زاویه یا موقعیت سرزمین‌ها اتفاق بیفتد.

پروجکشن‌های مختلف برای حفظ ویژگی‌های متفاوتی طراحی شده‌اند. نقشه مرکاتور زاویه‌ها و جهت‌ها را به‌خوبی حفظ می‌کند و به همین دلیل برای دریانوردی تاریخی اهمیت زیادی داشت، اما مساحت سرزمین‌ها را دقیق نشان نمی‌دهد. در مقابل، نقشه‌هایی مانند Equal Earth تلاش می‌کنند نسبت واقعی مساحت قاره‌ها و کشورها را بهتر حفظ کنند، هرچند آن‌ها نیز محدودیت‌های خاص خود را دارند.

به همین دلیل، نمی‌توان یک نقشه را پیدا کرد که هم‌زمان شکل، مساحت، فاصله، جهت و موقعیت تمام سرزمین‌ها را کاملا بدون تحریف نمایش دهد. هر نقشه در نهایت نوعی سازش میان ویژگی‌های مختلف زمین است و باید بر اساس هدف موردنظر انتخاب شود.

برای درک ساده‌تر ابعاد واقعی سرزمین‌ها، کره جغرافیایی همچنان یکی از دقیق‌ترین ابزارهای آموزشی محسوب می‌شود. روی کره، شکل کروی زمین حفظ می‌شود و رابطه اندازه و موقعیت سرزمین‌ها بسیار نزدیک‌تر به واقعیت دیده می‌شود.

نقشه مرکاتور نیز با وجود تمام این تحریف‌ها، نقشه‌ای بی‌ارزش نیست. این پروجکشن بیش از ۴۵۰ سال پیش برای حل یک مشکل مشخص در دریانوردی ساخته شد و در انجام همان وظیفه موفق بود. مسئله زمانی شکل می‌گیرد که تصویری را که برای مسیریابی طراحی شده، به‌عنوان تصویری دقیق از اندازه واقعی جهان در ذهن خود نگه داریم.

در نهایت، نقشه‌ها واقعیت زمین را به شکل‌های متفاوتی روی یک صفحه بازسازی می‌کنند. به همین دلیل، تصویری که سال‌ها از جهان در کتاب‌های درسی، اطلس‌ها یا نمایشگرها دیده‌ایم، لزوما همان تصویری نیست که اگر زمین را از نظر اندازه واقعی سرزمین‌ها مقایسه کنیم، به دست می‌آید.