آسمانخراشها سالها با یک معیار ساده سنجیده میشدند: ارتفاع. هر نسل از معماران تلاش میکرد برجهایی بلندتر و باریکتر بسازد و مرزهای ساختوساز عمودی را کمی بالاتر ببرد. اما حالا سؤال مهمتری مطرح شده است: درون این ارتفاع چه نوع زندگیای میتواند شکل بگیرد؟ (Architizer)
نسل جدید برجها دیگر فقط مجموعهای از طبقات مسکونی یا اداری نیستند. معماران تلاش میکنند فضاهایی برای تعامل اجتماعی، طبیعت، تفریح، کار و زندگی روزمره را در ارتفاعهای مختلف ساختمان جای دهند. نتیجه، برجهایی است که بیشتر از یک ساختمان منفرد، به محلههایی عمودی شباهت دارند.
برخی از پروژههای برگزیده چهاردهمین دوره جوایز A+ Architizer، نمونههای جالبی از همین رویکرد را نشان میدهند. در یکی از آنها جنگل در مرکز برج قرار میگیرد، پروژهای دیگر موزه، کافه و فضای کار را در کنار دفترها میچیند و در نمونههایی دیگر، استخر، باغ، تراس و فضاهای عمومی در میان طبقات بالا میروند.
در این ساختمانها، زندگی فقط داخل واحد مسکونی یا پشت میز کار جریان ندارد؛ بلکه معماران تلاش کردهاند برای ساکنان و کاربران، مجموعهای از فضاهای مشترک و تجربههای متنوع را در دل برج ایجاد کنند.
Aqualuna؛ دو برج با درهای سبز در میانشان
3XN و KIRKOR Architects and Planners در پروژه Aqualuna در ساحل تورنتو، ایده محله عمودی را با فرم ساختمان آغاز میکنند. دو قله مرتفع در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند و فضایی شبیه یک دره میان آنها شکل گرفته است.
این فضای مرکزی، ساکنان را به فضاهای مشترک، یک سکوی سبز و استخر روباز هدایت میکند و درعینحال چشماندازی رو به دریاچه انتاریو در اختیارشان میگذارد.
ایده زندگی در فضای باز از این بخش هم فراتر میرود. بالکنها و تراسهای واحدها عمق و زاویههای متفاوتی دارند و به هر یک از ۲۱۵ خانه، فضای بیرونی اختصاصی میدهند. این تراسها علاوه بر ورود نور و هوای بیشتر به خانهها، میان واحدهای مجاور حریم خصوصی ایجاد میکنند.
در سطح خیابان نیز یک فضای تجاری و عمومی دوطبقه در امتداد تفرجگاه ساحلی کشیده شده و فروشگاهها، امکانات عمومی و یک مرکز اجتماعی را در خود جای داده است.
Aqualuna در واقع تلاش میکند زندگی روزمره را میان خانه، فضای عمومی و طبیعت توزیع کند؛ بهجای آنکه همهچیز را درون طبقات مسکونی فشرده نگه دارد.
ByteDance Houhai Center؛ وقتی دفتر کار به یک محله تبدیل میشود
در Ennead، طراحی مرکز Houhai شرکت ByteDance در شانگهای با یک ایده ساده شکل گرفته است: اگر ساختمان اداری دلایل کافی برای ترک میز کار ایجاد کند، میتواند ویژگیهای یک محله را پیدا کند.
فضاهای کار اشتراکی، اتاقهای سخنرانی، بخشهای غذاخوری و امکانات تفریحی در طبقات مختلف ساختمان قرار گرفتهاند و تراسها و مسیرهای مشترک آنها را به یکدیگر متصل میکنند.
در این پروژه، حرکت در ساختمان فقط راهی برای رسیدن از یک طبقه به طبقه دیگر نیست. مسیرهای ارتباطی و فضاهای مشترک به بخشی از زندگی اجتماعی ساختمان تبدیل شدهاند؛ جایی که کارمندان میتوانند با یکدیگر ملاقات کنند، گفتوگو کنند یا برای مدتی از محیط کاری معمول فاصله بگیرند.
فرمهای پلکانی و نمای موجدار ساختمان نیز محل قرارگیری فضاهای مشارکتی و اجتماعی را در نمای بیرونی قابل تشخیص میکنند. طراحی پروژه از مفهوم بیت و بایت الهام گرفته و با کنار گذاشتن تکرار یکنواخت طبقات اداری، مجموعهای از فضاهای بههمپیوسته ایجاد کرده است.
تراسهای روباز، هوای تازه و چشمانداز خلیج شنژن نیز این شبکه فضایی را به بیرون از ساختمان امتداد میدهند؛ بهطوریکه انگار بخشی از زندگی شهری را بهصورت عمودی روی هم قرار دادهاند.
LTR1؛ برجی که جنگل را در قلب خود نگه میدارد
Carazo Arquitectura در پروژه LTR1 در نوئوو کوسکاتلان السالوادور، ایده «محله عمودی» را به شکل گستردهتری دنبال کرده است.
این پروژه مسکونی قرار است خانه، رستوران، فروشگاه، فضای کار اشتراکی، باغ و فضاهای عمومی را در یک برج جمع کند؛ اما مهمترین ویژگی آن نحوه ارتباط ساختمان با طبیعت اطراف است.
فرم برج به دور یک جنگل موجود شکل گرفته است تا درختان بالغ در مرکز پروژه باقی بمانند. حیاطها، باغهای معلق و آتریومهای باز نیز پوشش گیاهی و هوای تازه را به داخل ساختمان میآورند.
معماران در طبقات بالاتر نیز از مناظر مختلف السالوادور الهام گرفتهاند. لابی حالوهوای جنگلهای خشک را تداعی میکند و در ارتفاعات بالاتر، تراسهایی با الهام از جنگلهای ابری و فضاهای آبی در اطراف استخر و بخشهای سلامت شکل میگیرند.
در LTR1، تراکم شهری لزوما به معنای حذف طبیعت نیست. ساختمان تلاش میکند طبیعت موجود را حفظ کند و آن را به بخشی از تجربه زندگی عمودی تبدیل کند.
270 Park Avenue؛ یک شهر کوچک برای هزاران کارمند
Foster + Partners در طراحی دفتر مرکزی جدید JPMorganChase در نیویورک، مفهوم برج اداری را تا حد یک شهر عمودی گسترش داده است.
این ساختمان ۶۰ طبقه هزاران کارمند را در خود جای میدهد، اما سازماندهی فضاها اجازه نمیدهد زندگی روزانه کارکنان فقط به میزهای کار محدود شود.
هشت طبقه معاملاتی ساختمان از طریق فضاهای دوطبقه، کافهها، اتاقهای جلسات و بخشهای اشتراکی به یکدیگر ارتباط پیدا میکنند. به این ترتیب، بهجای طبقات اداری جدا از هم، مجموعهای از محلههای کاری درون برج شکل میگیرد.
رستورانها، امکانات سلامت و تندرستی، باغها و فضاهای تجمع نیز مکانهایی برای استراحت و تعامل کارکنان فراهم میکنند.
پایداری محیطزیستی هم بخش مهمی از طراحی پروژه را تشکیل میدهد. ساختمان با برق حاصل از منابع تجدیدپذیر فعالیت میکند و با استفاده از سیستمهای کممصرف و نمایی با عملکرد زیستمحیطی بالا، تلاش میکند مصرف انرژی و انتشار آلایندههای عملیاتی را کاهش دهد.
FriendTimes؛ وقتی مسیر رسیدن به میز کار از موزه میگذرد
در دفتر مرکزی و ساختمان تحقیقوتوسعه FriendTimes در سوژو چین، ARTS GROUP CO., LTD. فضای کاری را با محیطهای فرهنگی و اجتماعی ترکیب کرده است.
در این پروژه، مراجعه به محل کار میتواند با عبور از یک موزه، توقف در کتابخانه یا تماشای یک نمایشگاه همراه شود. معماران از مناظر لایهلایه نقاشی سنتی چین الهام گرفتهاند و دفترها را در کنار فضاهای عمومی استوانهایشکل روی هم قرار دادهاند.
این فضاها موزه بازی، گالری، بخشهای مطالعه و محلهایی برای تعامل غیررسمی را در خود جای میدهند. مسیرهای حرکتی ساختمان نیز کاربران را از میان همین فضاهای متفاوت عبور میدهند و مرز میان کار، فرهنگ و تفریح را کمرنگ میکنند.
در نمای غربی، فضاهای اجتماعی به شکل مجموعهای از «سلولهای اجتماعی» رنگی به سمت بیرون امتداد پیدا کردهاند. به این ترتیب، فعالیتهای داخل ساختمان از بیرون هم قابل مشاهده هستند.
Verde؛ محلهای سبز که به آسمان میرود
Studio Gang در پروژه Verde در سنفرانسیسکو، طبیعت را به یکی از عناصر اصلی زندگی در ارتفاع تبدیل کرده است.
ساختمان از سطح خیابان با یک تراس پوشیده از گیاه آغاز میشود که به میدان عمومی جدید مشرف است. فروشگاهها و کافههای طبقه همکف نیز ارتباط ساختمان با محله را حفظ میکنند.
با افزایش ارتفاع، طبیعت همچنان بخشی از ساختمان باقی میماند. معماران گوشههای برج را عقب کشیدهاند تا تراسهایی برای ساکنان ایجاد شود؛ فضاهایی که میتوان در آنها نشست، با همسایهها ملاقات کرد یا منظره خلیج سنفرانسیسکو را تماشا کرد.
فرم و محل قرارگیری تراسها با توجه به مسیر نور خورشید و جریان باد انتخاب شدهاند. نمای سرامیکی سبزرنگ نیز در طول روز با تغییر نور، ظاهر متفاوتی پیدا میکند.
در بالاترین بخش ساختمان، یک باغ مرتفع قرار دارد که گونههای بومی را در خود جای داده است و برای پرندگان، پروانهها و سایر گردهافشانها غذا و پناهگاه فراهم میکند.
Verde در نهایت شبیه محلهای به نظر میرسد که بهجای گسترش روی زمین، در امتداد ارتفاع رشد کرده است.
First Light؛ زندگی در کنار استخری معلق بر فراز شهر
MG2 و James K.M. Cheng Architects در پروژه First Light در سیاتل، تجربه زندگی در ارتفاع را به نقطهای چشمگیر رساندهاند.
استخر ساختمان از لبه برج بیرون زده و در ارتفاعی قابلتوجه بالای شهر قرار گرفته است. از این نقطه میتوان خلیج الیوت و کوه رینیر را تماشا کرد.
عرشه استخر بهصورت کنسولی طراحی شده است و ستونهای بتنی V شکل آن را نگه میدارند. اطراف این بخش نیز یک باشگاه پلکانی با سالنهای استراحت، آشپزخانه و فضاهای کار اشتراکی قرار گرفته است.
در پایین ساختمان، سازهای هفتطبقه با نام «The Veil» قرار دارد که از ۱۰ هزار دیسک شیشهای با زاویههای متفاوت ساخته شده است. این پوسته ضمن فیلتر کردن دید به سمت لابی، حریم خصوصی ساختمان را نیز حفظ میکند.
یک باغ خصوصی با پوشش گیاهی بومی هم فضای دیگری برای حضور در طبیعت در اختیار ساکنان قرار میدهد.
آسمانخراش دیگر فقط مجموعهای از طبقات نیست
این پروژهها نشان میدهند که مفهوم زندگی عمودی در حال تغییر است. برجهای جدید دیگر فقط برای افزایش تراکم یا استفاده حداکثری از زمین ساخته نمیشوند؛ معماران تلاش میکنند بخشی از تجربه یک محله را به ارتفاع منتقل کنند.
در چنین ساختمانهایی، باغ، کافه، موزه، استخر، فضای کار، فروشگاه و محل ملاقات میتوانند در کنار خانهها و دفترها قرار بگیرند. طبیعت نیز دیگر الزاما در پای برج باقی نمیماند و میتواند در طبقات مختلف و حتی بالاترین نقاط ساختمان حضور داشته باشد.
به این ترتیب، آسمانخراش از یک سازه عمودی ساده فاصله میگیرد و به محیطی چندلایه تبدیل میشود؛ محیطی که میخواهد بسیاری از نیازهای زندگی روزمره را در خود جای دهد.
شاید آینده ساختمانهای بلند فقط به این پرسش وابسته نباشد که «چقدر بلندتر میتوانیم بسازیم؟» بلکه سؤال مهمتر این باشد که «چطور میتوانیم در این ارتفاع، زندگی بهتری بسازیم؟»