وقتی یک زبان میمیرد؛ چه چیزی از جهان برای همیشه محو میشود؟
به نقل از گاردین؛ امروز فقط ردپایی محدود از زبان «اوبیخی» باقی مانده؛ زبانی که زمانی دهها هزار نفر در سواحل دریای سیاه به آن صحبت میکردند. در قرن نوزدهم، پس از تصرف این منطقه توسط روسیه، مردم اوبیخی مقاومت کردند اما در نهایت مجبور به ترک سرزمین خود و مهاجرت به امپراتوری عثمانی شدند. این زبان همراه با مردمی آواره و پراکنده به ترکیه رسید و تا سال ۱۹۹۲ زنده ماند؛ سالی که آخرین گویشور روان آن درگذشت. اوبیخی یکی از دستکم ۲۴۴ زبانی است که از سال ۱۹۵۰ تاکنون منقرض شدهاند.
پژوهشها نشان میدهد اگر اقدامی جدی انجام نشود، روند نابودی زبانها در چهار دهه آینده سه برابر خواهد شد. با این حال، خطر انقراض زبانها هنوز به اندازه نابودی جنگلها، گونههای جانوری یا آثار تاریخی مورد توجه قرار نگرفته است. همانطور که جهان برای حفاظت از جنگلهای کاستاریکا یا نجات آثار تاریخی سوریه پس از حملات داعش بسیج شد، بسیاری معتقدند زبانهای در حال نابودی هم بخشی از میراث بشری هستند؛ میراثی که آرام و بیصدا در حال محو شدن است.
طبق دادههای پایگاه «اتنولوگ»، بیش از ۷۰۰۰ زبان زنده در جهان وجود دارد؛ اما ۴۴ درصد آنها اکنون در فهرست زبانهای در معرض خطر قرار دارند و بسیاری از آنها کمتر از هزار گویشور دارند. تصور رایج «یک کشور، یک زبان» باعث شده اغلب فراموش کنیم کشورهایی مثل فرانسه یا چین فقط یک زبان ندارند. در بسیاری از مناطق این کشورها، دهها زبان محلی و منطقهای وجود دارد که گویشورانشان سالها با ممنوعیت، تبعیض یا فشار اجتماعی روبهرو بودهاند.
برخی زبانها، مانند ولزی یا مائوری، بهدلیل حمایت سیاسی و فرهنگی توانستهاند دوام بیاورند. اما بسیاری دیگر چنین فرصتی نداشتهاند. بعضی جوامع هنوز برای حفظ زبان مادری خود تلاش میکنند و برخی دیگر، آرامآرام آن را کنار میگذارند؛ نه از روی انتخاب، بلکه چون حفظ یک زبان محلی در برابر زبانهای قدرتمند و مسلط، به امکانات، زمان و اراده زیادی نیاز دارد.
در این میان، زبانشناسان نقش مهمی در ثبت آخرین ردپاهای زبانهای در حال نابودی دارند. یکی از معروفترین نمونهها مربوط به «ژرژ دومزیل» است؛ پژوهشگری که سالها بهدنبال زبان افسانهای اوبیخی گشت تا سرانجام به «توفیق اسنچ» رسید؛ مردی که نزد پدربزرگ و مادربزرگ اوبیخیزبانش بزرگ شده بود. نتیجه این همکاری، ثبت یکی از عجیبترین زبانهای جهان بود؛ زبانی با بیش از ۸۰ صامت و فقط سه مصوت که به نمونهای منحصربهفرد در تاریخ زبانهای انسانی تبدیل شد.
مطالعه زبانهای در معرض خطر فقط درباره واژهها نیست. بسیاری از این زبانها دانشی گسترده درباره طبیعت، گیاهان، جانوران و شیوههای سنتی زندگی در خود دارند؛ دانشی که گاهی پیش از علم مدرن وجود داشته است. در برخی مناطق، پژوهشگران تنها چند سال یا حتی چند ماه پیش از مرگ سالمندان محلی موفق شدهاند این اطلاعات را ثبت کنند.
مستندسازی زبانها اهمیت زیادی دارد، چون میتواند راه را برای احیای دوباره آنها باز کند. بررسیها نشان میدهد میان حقوق زبانی و حقوق انسانی ارتباط مستقیمی وجود دارد. در آمریکا، همزمان با سرکوب و جابهجایی اجباری بومیان، صدها زبان محلی نیز از بین رفتند. امروز بسیاری از تلاشها برای بازسازی هویت فرهنگی این جوامع، بر احیای زبان مادری متمرکز شده است.
با نابودی هر زبان، بخشی از حافظه، فرهنگ و شیوه فهم انسان از جهان برای همیشه از بین میرود
در کانادا، پژوهشی نشان داد در جوامعی که بیش از نیمی از مردم هنوز قادر به صحبت کردن به زبان بومی خود بودند، نرخ خودکشی نوجوانان بسیار پایین یا نزدیک به صفر بود. در مقابل، این آمار در جوامعی که زبان مادری تقریبا از بین رفته بود، ۶ برابر بیشتر ثبت شد. پژوهشگران تاکید میکنند زبان بهتنهایی ضامن سلامت روان نیست، اما میتواند نشانهای از انسجام فرهنگی و تابآوری اجتماعی باشد.
در استرالیا نیز یک گزارش رسمی در سال ۲۰۱۲ اعلام کرد زبانهای بومی نقشی اساسی در سلامت و امید به زندگی جوامع دارند و باید در قانون اساسی به رسمیت شناخته شوند؛ اما با گذشت سالها، همچنان فقط زبان انگلیسی در قانون اساسی این کشور ثبت شده است. در اروپا هم اگرچه قوانینی برای حمایت از زبانهای اقلیت وجود دارد، اما کشورهایی مانند فرانسه و ایتالیا هنوز آنها را تصویب نکردهاند.
همه این اتفاقها در شرایطی رخ میدهد که جهان بهسمت یکدست شدن زبانی حرکت میکند. امروز زبانهایی مانند انگلیسی، ماندارین و اسپانیایی بخش بزرگی از ارتباطات جهانی را در اختیار دارند. طبق آمار «اتنولوگ»، ۸۸ درصد مردم جهان به یکی از فقط ۲۰ زبان اصلی دنیا صحبت میکنند. زبانشناسان میگویند بسیاری از خانوادههای مهاجر هم تا نسل سوم، زبان مادری خود را کنار میگذارند و فقط به زبان کشور جدید صحبت میکنند.
از زبان اوبیخی تا زبانهای محلی ایتالیا، مستندسازی زبانها شاید آخرین امید برای احیای آنها باشد. اما برخی زبانها، مانند «والانگاما» در استرالیا یا «آبیپون» در آرژانتین، آنقدر کماثر و کممدرک باقی ماندهاند که شاید دیگر هرگز قابل بازسازی نباشند. با نابودی هر زبان، بخشی از حافظه بشر، دانش بومی، روایتهای تاریخی و نگاه متفاوت انسان به جهان هم برای همیشه از بین میرود.
امروز فعالان فرهنگی و زبانشناسان در سراسر جهان برای حفظ هزاران زبان در معرض خطر تلاش میکنند. شاید جهان باید پیش از آنکه دیر شود، این هشدار را جدی بگیرد.