۸ نبرد سرنوشت‌ساز جنگ‌های ایران و یونان؛ از محاصره سارد تا یوریمدون

جمعه 1 خرداد 1405 - 14:00
مطالعه 8 دقیقه
۸ نبرد سرنوشت‌ساز جنگ‌های ایران و یونان
جنگ‌های ایران و یونان مجموعه‌ای از نبردهای مهم باستانی میان امپراتوری ایران و شهرهای یونانی بود که طی نیم قرن تاریخ منطقه را تغییر داد.

به نقل از thecollector؛ جنگ‌های ایران و یونان شامل حدود نیم قرن درگیری میان امپراتوری ایران و ائتلافی از دولت‌شهرهای یونانی به رهبری آتن و اسپارت بود. شهرت این جنگ‌ها عمدتا به روایت‌های تاریخ‌نگار یونانی، هرودوت، بازمی‌گردد؛ او روند قدرت‌گیری ایران و دو یورش این امپراتوری به یونان در سال‌های ۴۹۰ و ۴۸۰ پیش از میلاد را ثبت کرده است. به لطف این روایت‌ها، نبردهایی مانند ماراثون، ترموپیل و سالامیس شناخته‌شده‌اند، اما مجموعه‌ای از نبردهای مهم دیگر نیز مسیر این جنگ را شکل دادند.

۱. محاصره سارد

آغاز جنگ‌های ایران و یونان با شورش ایونی در سال ۴۹۹ پیش از میلاد رقم خورد؛ زمانی که آریستاگوراس از میلتوس در غرب ترکیه علیه فرمانروایی ایران قیام کرد. با گسترش این شورش در ایونیه، او از دولت‌شهرهای یونانِ سرزمین اصلی درخواست حمایت نظامی کرد.

پاسخ آتن، اعزام ناوگانی شامل ۲۰ کشتی سه‌ردیفه (تریریم) بود و اریتریا در جزیره اوبویا نیز پنج کشتی دیگر اعزام کرد. در سال ۴۹۸ پیش از میلاد، نیروهای آتنی و اریتریایی همراه با ایونی‌ها به سمت شهر سارد پیشروی کردند. حدود نیم قرن پیش از این رخداد، سارد توسط کوروش بزرگ از کرزوس، پادشاه ثروتمند، تصرف شده بود و همچنان به‌عنوان مرکز ساتراپی لودیه اهمیت خود را حفظ کرده بود.

در ادامه، یونانی‌ها شهر سارد را محاصره کردند و بخش پایینی شهر را به تصرف درآوردند. در حالی که ارگ در اختیار ایرانیان باقی ماند، بخش بزرگی از شهر پایین در آتش سوخت. در واکنش، نیروهای ایرانی ضدحمله کردند و یونانی‌ها را تا شهر افسوس عقب راندند. پس از این رویداد، آتنی‌ها از اتحاد عقب‌نشینی کردند، اما شورش در ایونیه ادامه یافت. با این حال، با تصرف میلتوس در سال ۴۹۴ پیش از میلاد، شورش ایونی عملا پایان یافت.

بر اساس روایت هرودوت، داریوش از حمله به سارد خشمگین شد و تصمیم گرفت از آتن انتقام بگیرد. پیش‌تر در سال ۵۰۷ پیش از میلاد، آتنی‌ها برای مقابله با تهدید اسپارت به ایران نزدیک شده و درخواست حمایت کرده بودند. هرچند آتنی‌ها این توافق را نوعی اتحاد برابر می‌دانستند، داریوش آن را نشانه تسلیم تلقی کرد. از نگاه او، آتن یک دولت تابع شورشی بود که باید مجازات شود.

۲. نبرد ماراتون

در سال ۴۹۰ پیش از میلاد، داریوش دستور حمله به یونان اروپایی را صادر کرد. فرماندهی این لشکر بر عهده داتیس و آرتافرنس قرار داشت. نیروهای ایرانی ابتدا جزایر سیکلاد را در دریای اژه تصرف کردند و سپس به اوبویا حمله کرده و شهر اریتریا را در پاسخ به نقش آن در حمله به سارد غارت کردند.

پس از آن، ایرانیان از تنگه یورِیپوس عبور کرده و در ماراتون، در فاصله حدود ۲۶ مایلی آتن، پیاده شدند. در پاسخ، ارتشی حدود ۱۰ هزار نفر از آتنی‌ها برای مقابله اعزام شد. طرح نبرد توسط ژنرال میلتیادس تدوین شد؛ او پیش‌تر در مقام حاکم خرسونِ تراکیه تابع ایران بود و با ساختار سواره‌نظام ایرانی آشنایی داشت.

در صبح ۱۲ سپتامبر ۴۹۰ پیش از میلاد، آتنی‌ها با مرکز ضعیف و جناح‌های تقویت‌شده به سمت اردوگاه ایرانیان پیشروی کردند. زمانی که فاصله به حدود یک مایل رسید و سواره‌نظام ایران هنوز آماده نبرد نبود، میلتیادس دستور حمله مستقیم هُپلیت‌ها را صادر کرد.

در ادامه، در حالی که باران تیرهای کمانداران ایرانی بر سر آنان می‌بارید، دو سپاه وارد نبردی شدید شدند. با وجود شکست مرکز ضعیف آتنی‌ها، جناح‌های آن‌ها برتری پیدا کردند و نیروهای ایرانی را در هم شکستند. آتنی‌ها در این نبرد ۱۹۲ نفر را از دست دادند، اما هزاران ایرانی هنگام عقب‌نشینی به سمت کشتی‌ها کشته شدند.

پیروزی آتن در ماراتون نشان داد که ایرانی‌ها شکست‌ناپذیر نیستند. هرچند داریوش همچنان می‌توانست با تصرف سیکلادها و نابودی اریتریا بخشی از اهداف خود را موفقیت‌آمیز اعلام کند.

۳. نبرد ترموپیل

در سال ۴۸۶ پیش از میلاد، داریوش درگذشت و خشایارشا جانشین او شد. او پس از سرکوب شورش‌ها در بابل و مصر، در سال ۴۸۰ پیش از میلاد لشکرکشی گسترده‌ای علیه یونان آغاز کرد.

خشایارشا شخصا فرماندهی ارتش ایران را بر عهده گرفت و آن را از طریق پلی شناور از تنگه هلسپونت به اروپا عبور داد. در حالی که ارتش ایران در ماه اوت به سمت جنوب حرکت می‌کرد، یونانی‌ها درگیر بازی‌های المپیک و جشن‌های مذهبی بودند و امکان بسیج کامل نداشتند. با این حال، لئونیداس پادشاه اسپارت تصمیم گرفت در ترموپیل یک نبرد تاخیری انجام دهد. او با ۳۰۰ محافظ اسپارتی، حدود ۲۰۰۰ اسپارتی دیگر و نیروهایی از متحدان مختلف وارد نبرد شد.

با حدود ۷۰۰۰ نیرو، لئونیداس در برابر ارتشی چند ده‌هزار نفری قرار گرفت. گذرگاه باریک ترموپیل میان صخره‌ها و دریا، مزیت عددی ایرانیان را خنثی می‌کرد. نیروهای اسپارتی پشت دیوار قدیمی دفاعی مستقر شدند و دو روز حملات خشایارشا را دفع کردند.

پس از روز دوم، فردی یونانی به نام اِفیالتس مسیری کوهستانی را به ایرانیان نشان داد. در بامداد روز سوم، نیروهای «جاویدان» ایران از مسیر دورزننده عبور کردند و به پشت جبهه یونانی‌ها رسیدند. در این مرحله، لئونیداس متحدان غیر اسپارتی را مرخص کرد و خود به همراه باقی‌ماندگان تا آخرین لحظه جنگید و کشته شد.

۴. نبرد آرتمیزیوم

با وجود کشته شدن لئونیداس و شکست یونانی‌ها در ترموپیل، نبرد آرتمیزیوم به‌عنوان هم‌زمان‌ترین عملیات دریایی اهمیت داشت.

پیش از افشای مسیر کوهستانی توسط اِفیالتس، ایرانیان قصد داشتند از طریق دریا یونانی‌ها را دور بزنند. ناوگان یونانی به فرماندهی ائوریبیادس اسپارتی و تمیستوکل آتنی در دماغه آرتمیزیوم در شمال اوبویا مستقر شده بود و موفق شد حملات ایرانیان را متوقف کند.

در نهایت هر دو طرف تلفات سنگینی دادند و پس از شکست زمینی در ترموپیل، یونانی‌ها از آرتمیزیوم عقب‌نشینی کرده و به سمت سالامیس حرکت کردند.

۵. نبرد سالامیس

پس از پیروزی در ترموپیل، ارتش ایران به سمت آتن پیشروی کرد. در این مرحله، آتنی‌ها تصمیم گرفتند شهر خود را تخلیه کرده و به ناوگان دریایی بپیوندند. ایرانیان وارد آتن شدند و شهر را غارت کردند.

در همین زمان، اسپارت و متحدانش در اتحاد پلوپونزی در تنگه کورینت برای دفاع آماده شدند. از سوی دیگر، ناوگان آتنی به رهبری تمیستوکل در جزیره سالامیس مستقر شد.

تمیستوکل با ارسال پیامی فریبنده به خشایارشا، او را متقاعد کرد که آتنی‌ها آماده تسلیم هستند. ناوگان ایران وارد تنگه‌های باریک شد و در فضای محدود دچار آشفتگی گردید. با آشکار شدن فریب، نبردی شدید درگرفت و در جریان آن آریابینیس، برادر خشایارشا، کشته شد. در ادامه، ملکه آرتمیسیا از کاریه با تاکتیکی هوشمندانه از میدان نبرد گریخت.

پس از شکست در سالامیس و ناآرامی‌های بابل، خشایارشا به ایران بازگشت اما بخش بزرگی از ارتش را به فرماندهی مردونیوس در یونان باقی گذاشت.

۶. نبرد پلاته

در سال ۴۷۹ پیش از میلاد، مردونیوس پس از گذراندن زمستان در شمال یونان، به سمت جنوب حرکت کرد و پیشنهاد صلح به آتن داد. آتنی‌ها این پیشنهاد را رد کردند و در حضور نمایندگان اسپارت، اتحاد یونانی را حفظ کردند. در نتیجه، مردونیوس بار دیگر آتن را تصرف و ویران کرد.

پس از این رویداد، ارتش متحد یونانی به فرماندهی پاوسانیاس به سمت شمال حرکت کرد. او حدود ۴۰ هزار نیرو شامل ۱۰ هزار اسپارتی و ۸ هزار آتنی در اختیار داشت.

نیروهای ایرانی در نزدیکی رود آسُپوس مستقر شدند. پس از چند روز بن‌بست، سواره‌نظام ایران مسیر تدارکات یونانی‌ها را قطع کرد و آنان را مجبور به عقب‌نشینی کرد.

در نهایت، در ۲۷ یا ۲۸ اوت، نبرد اصلی آغاز شد. اسپارتی‌ها ضدحمله کردند و برتری خود را بر پیاده‌نظام سبک‌اسلحه ایران نشان دادند. در این نبرد، مردونیوس کشته شد و سپاه ایران شکست خورد.

۷. نبرد مایکال

بر اساس روایت هرودوت، پیروزی زمینی در پلاته هم‌زمان با یک پیروزی دریایی در مایکال در سواحل ایونیه رخ داد.

پس از سالامیس، ناوگان باقی‌مانده ایران به ساموس عقب نشست و ناوگان یونانی در دلوس گرد آمد. فرماندهی کلی بر عهده لئوتیخیداس اسپارتی و بخش آتنی تحت فرماندهی زانتیپوس بود.

در مایکال، یونانی‌ها دریافتند که ایرانیان به پای کوه مایکال عقب‌نشینی کرده‌اند. پس از تشویق یونانیان ایونی برای جدا شدن از ایران، نیروهای ایرانی دچار تفرقه شدند.

با وجود استقرار ایرانیان پشت دیوار چوبی، حمله آتنی‌ها خطوط دفاعی آنان را شکست. در ادامه اسپارتی‌ها نیز وارد عمل شدند و ضربه نهایی را وارد کردند.

این نبرد موجب فروپاشی امید ایران برای بازگشت سریع به یونان شد و یونانی‌ها چندین عملیات بعدی از جمله تصرف سستوس و سپس بیزانتیوم را انجام دادند.

۸. نبرد یوریمدون

هرودوت روایت خود را با مایکال به پایان می‌رساند، اما جنگ میان یونان و ایران برای حدود سه دهه دیگر ادامه یافت.

در این مرحله، جنگ‌ها تحت عنوان «جنگ‌های اتحادیه دلوس» ادامه پیدا کرد؛ زیرا آتن رهبری ائتلافی جدید را پس از عقب‌نشینی اسپارت بر عهده گرفت.

در فاصله میان روایت هرودوت و آغاز تاریخ‌نگاری توسیدید، ژنرال آتنی کیمون، پسر میلتیادس، به چهره اصلی جنگ تبدیل شد.

در یکی از مهم‌ترین نبردها در یوریمدون در جنوب ترکیه (حدود ۴۶۹ یا ۴۶۶ پیش از میلاد)، کیمون با ۲۰۰ کشتی به ناوگان ایران حمله پیش‌دستانه کرد.

او ابتدا ناوگان ایران را در رود یوریمدون شکست داد و سپس نیروهای زمینی آنان را نیز در هم کوبید. این پیروزی تلاش‌های ایران برای بازگشت به قدرت در دریای اژه را متوقف کرد.

در ادامه دهه ۴۶۰ پیش از میلاد، آتنی‌ها از شورش مصر علیه ایران حمایت کردند، اما این لشکرکشی شکست خورد. سپس کیمون به قبرس رفت و در محاصره کیتیون در سال ۴۵۰ پیش از میلاد درگذشت. آتنی‌ها در نبرد سالامیس قبرس موفق به عقب‌نشینی شدند و در نهایت این دوره از جنگ‌های ایران و یونان به پایان رسید.

نظرات