بزرگ‌ترین ارتش‌های تاریخ باستان؛ از چین و روم تا ایران و هند

جمعه 18 اردیبهشت 1405 - 19:00
مطالعه 7 دقیقه
بزرگ‌ترین ارتش‌های تاریخ باستان
بررسی بزرگ‌ترین ارتش‌های جهان باستان نشان می‌دهد چگونه امپراتوری‌های چین، روم، هند و ایران با سازمان‌دهی پیشرفته، نیروهای نظامی عظیمی را مدیریت می‌کرد

پیش از سال ۵۰۰ میلادی، چندین امپراتوری باستانی توانستند ارتش‌هایی در مقیاس صدها هزار نفر و در برخی روایت‌ها حتی میلیون‌ها نفر تشکیل دهند. اداره چنین ارتش‌های عظیمی نیازمند نظام‌های پیشرفته بوروکراسی، مالیات‌گیری و سربازگیری بود؛ ساختارهایی که برای زمان خود بسیار پیشرفته محسوب می‌شدند و خودِ این ارتش‌ها نقشه سیاسی بخش بزرگی از اوراسیا را شکل دادند.

دودمان چین (سده سوم پیش از میلاد) – تا ۱,۰۰۰,۰۰۰ سرباز

در جریان لشکرکشی‌های وحدت‌بخش میان سال‌های ۲۳۰ تا ۲۲۱ پیش از میلاد، «چین شی هوانگ»، بنیان‌گذار دودمان چین، ارتشی را به میدان آورد که برخی تاریخ‌نگاران شمار آن را تا یک میلیون سرباز برآورد کرده‌اند. این رقم بالا و محل بحث است؛ اما آنچه مورد اختلاف نیست این است که ارتش چین بزرگ‌ترین نیروی نظامی دوره «ایالات جنگ‌طلب» بود و هیچ رقیبی ارتشی مشابه آن نداشت. ارتش چین با تکیه بر برتری عددی و انضباط سازمانی خود، پادشاهی‌های رقیب را یکی‌یکی شکست داد و نخستین دولت یکپارچه چین را ایجاد کرد.

قدرت این ارتش بر پایه فلسفه سیاسی «لگالیسم» (قانون‌گرایی) بود که بر سلسله‌مراتب سخت‌گیرانه، سربازگیری عمومی و انضباط شدید تأکید داشت. اصلاحات اداری دودمان چین - از جمله استانداردسازی سلاح‌ها، درجات نظامی، واحدها و زنجیره تامین - به الگویی برای دودمان‌های بعدی چین تبدیل شد و تا امروز نیز بر ساختار حکمرانی چین اثر گذاشته است. «ارتش سفالین» معروف که در شی‌آن همراه امپراتور دفن شد، برای حفاظت او در جهان پس از مرگ ساخته شد و امروز تصویری دقیق از تجهیزات و سازمان‌دهی ارتش واقعی چین ارائه می‌دهد.

امپراتوری مائوریا، هند (سده سوم پیش از میلاد) – ۶۰۰,۰۰۰ سرباز

سفیر یونانی «مگاستنس» که در دربار «چاندراگوپتا مائوریا» در اواخر قرن چهارم پیش از میلاد حضور داشت، ارتش این امپراتوری را حدود ۶۰۰ هزار سرباز برآورد کرد؛ نیرویی که با ده‌ها هزار سواره‌نظام و فیل جنگی پشتیبانی می‌شد. ارتش مائوریا توسط یک وزارت جنگ مستقل اداره می‌شد و از پایه مالیاتی گسترده کشاورزی تامین مالی می‌شد. این ارتش در زمان چاندراگوپتا شکل گرفت، در دوره پسرش «بِندوسارا» تثبیت شد و در دوران نوه‌اش «آشوکا» (حدود ۲۶۸ تا ۲۳۲ پیش از میلاد) به اوج رسید.

ارتش مائوریا برای نخستین‌بار بخش بزرگی از شبه‌قاره هند را در قالب یک دولت واحد متحد کرد. مشهورترین کارزار آن «جنگ کالینگا» در حدود سال ۲۶۱ پیش از میلاد بود که در نزدیکی رود «دایا» در اوتارادیش امروزی رخ داد. در کتیبه سنگی شماره ۱۳ آشوکا آمده است:

۱۰۰ هزار نفر کشته شدند، ۱۵۰ هزار نفر تبعید شدند و افراد بسیار بیشتری نیز بر اثر بیماری و قحطی جان باختند.

این کشتار عظیم باعث شد آشوکا از فتوحات نظامی دست بکشد و به بودیسم روی آورد؛ تغییری ایدئولوژیک که تاریخ مذهبی و فرهنگی بخش بزرگی از آسیا را دگرگون کرد. ارتش مائوریا تا بیش از یک قرن پس از آشوکا همچنان نیروی غالب شبه‌قاره بود تا اینکه حدود ۱۸۵ پیش از میلاد فروپاشید و دودمان «شوُنگا» جای آن را گرفت.

جمهوری روم و امپراتوری روم (سده سوم پیش از میلاد تا سده پنجم میلادی) – ۶۰۰,۰۰۰ سرباز

تاریخ نظامی روم معمولا به دو دوره تقسیم می‌شود: جمهوری (۵۰۹ تا ۲۷ پیش از میلاد) و امپراتوری (۲۷ پیش از میلاد تا ۴۷۶ میلادی در غرب). جمهوری روم دوره‌ای از حکومت نمایندگی و گسترش سریع در سراسر مدیترانه بود. امپراتوری، با آغاز حکومت آگوستوس پس از ترور ژولیوس سزار، به شکل حکومت متمرکز یک‌نفره درآمد.

در اوج دوران امپراتوری، ارتش روم شامل حدود ۲۵ تا ۳۰ لژیون به‌همراه واحدهای کمکی بود؛ در مجموع حدود ۳۵۰ تا ۴۵۰ هزار نیروی نظامی. برخی برآوردها در دوره متاخر امپراتوری این رقم را تا ۶۰۰ هزار نفر نیز افزایش می‌دهند. ارتش همچنین بخش زیادی از زیرساخت‌های باقی‌مانده امپراتوری مانند شبکه جاده‌ها، استحکامات (از جمله دیوار هادریان) و اردوگاه‌هایی که بعدها به شهر تبدیل شدند را ساخت. از قرن سوم میلادی، ارتش از لژیون‌های مرزی به ارتش‌های سیار برای مقابله در داخل مرزها تغییر ساختار داد.

در آغاز، ارتش روم یک شبه‌نظامی شهروندی بود که از مردان زمین‌دار تشکیل می‌شد و خودشان تجهیزاتشان را تامین می‌کردند. جنگ‌های پونیک علیه کارتاژ (۲۶۴ تا ۱۴۶ پیش از میلاد) روم را وادار به ایجاد نیروی دریایی قدرتمند کرد و در اواخر جمهوری، ارتش به نیروی حرفه‌ای و حقوق‌بگیر تبدیل شد. این تحول (که اغلب به اصلاحات ماریوس نسبت داده می‌شود) ساختار جنگ در مدیترانه را تغییر داد و شبکه جاده‌ها و پل‌ها را ایجاد کرد که به روم تحرک استراتژیک برای قرن‌ها بخشید.

امپراتوری هان آغازین، چین (۲۰۶ پیش از میلاد تا ۹ میلادی) – ۴۰۰,۰۰۰ سرباز

«هان غربی» جانشین دودمان چین، نیرویی حدود ۴۰۰ هزار نفر را حفظ کرد؛ ارتشی کوچک‌تر از اوج چین اما با بوروکراسی و اقتصاد پایدارتر. ارتش هان بر پایه پیاده‌نظام سنگین و سواره‌نظام بنا شده بود و ارابه‌های جنگی به‌تدریج کنار رفتند. کمان‌های پولادی تولید انبوه با قفل ماشه‌ای دقیق، به پیاده‌نظام هان برتری برد بلند در برابر سواره‌نظام اقوام استپی شمالی داد.

قدرت نظامی هان مرزهای شمالی را در برابر کنفدراسیون «شیونگ‌نو» تثبیت کرد و نفوذ چین را تا آسیای مرکزی گسترش داد. کارزارهای امپراتور «وو» (۱۴۱ تا ۸۷ پیش از میلاد) گذرگاهی را گشود که بعدها به شرق جاده ابریشم تبدیل شد و چین را به شبکه‌های تجاری جنوب و غرب آسیا متصل کرد. پایه اداری و کشاورزی این ارتش‌ها همچنین تجارت دوربرد، گسترش فرهنگی و تثبیت هویت «چینی» را در سرزمینی هم‌اندازه چین امروزی ممکن کرد.

امپراتوری هخامنشی (سده ششم تا چهارم پیش از میلاد) – ۳۰۰,۰۰۰ سرباز

امپراتوری هخامنشی که در ایران امروزی متمرکز بود، در اوج خود از بالکان و مصر در غرب تا دره سند در شرق گسترش یافت و یکی از بزرگ‌ترین امپراتوری‌های جهان باستان بود. این امپراتوری در سده ششم پیش از میلاد توسط «کوروش بزرگ» بنیان‌گذاری شد و در دوره «کمبوجیه دوم» و «داریوش بزرگ» تثبیت گردید. منابع یونانی به‌ویژه هرودوت اعداد بسیار بالایی برای ارتش‌های میدانی ذکر می‌کنند، اما تاریخ‌نگاران مدرن این ارقام را اغراق یا تبلیغاتی می‌دانند و اندازه واقعی ارتش را حدود ۳۰۰ هزار نفر برآورد می‌کنند.

اداره امپراتوری از طریق ساتراپی‌ها (استان‌ها) انجام می‌شد که با شبکه جاده شاهی و سیستم پیک‌رسانی مشهور به هم متصل بودند. نیروی ویژه‌ای به نام «جاویدان‌ها» وجود داشت که همواره در تعداد ۱۰ هزار نفر ثابت نگه داشته می‌شد و جای خالی نیروهای کشته‌شده بلافاصله جایگزین می‌گردید. تاکتیک‌های جنگی هخامنشی ترکیبی از پیاده‌نظام، کمانداران و سواره‌نظام بود؛ رویکردی که برخی آن را پیش‌زمینه دکترین جنگ ترکیبی می‌دانند. سقوط این امپراتوری در نهایت به دست «اسکندر مقدونی» رقم خورد که در سال‌های ۳۳۴ تا ۳۲۳ پیش از میلاد سرزمین‌های اصلی ایران را فتح کرد و با مرگ «داریوش سوم» در ۳۳۰ پیش از میلاد حکومت هخامنشی را پایان داد.

وجه مشترک همه این ارتش‌ها این است که اندازه آن‌ها همواره با پیچیدگی اداری و اقتصادی دولت پشت سرشان هم‌راستا بود. استانداردسازی در دودمان چین ساختار حکومت چین را برای دو هزار سال شکل داد. ماشین جنگی مائوریا نخستین امپراتوری شبه‌قاره هند را ایجاد کرد و پس از جنگ کالینگا زمینه گسترش بودیسم را فراهم ساخت. ارتش روم از یک نیروی شهروندی به ارتش حرفه‌ای تبدیل شد و زیرساخت‌های اروپا را پایه‌گذاری کرد. ارتش هان مرزها را تثبیت و مسیر تجاری میان چین و اوراسیا را باز کرد. هخامنشیان نیز الگویی اداری ساختند که بعدها اسکندر، روم و حتی امپراتوری‌های اسلامی از آن بهره گرفتند.

این نیروها فقط ارتش نبودند؛ آن‌ها مرز قابل مشاهده دولت‌هایی بودند که توانسته بودند منابع را در مقیاسی بی‌سابقه سازمان‌دهی و کنترل کنند.

نظرات