پیروزی عجیب بریتانیا در جنگ جهانی دوم؛ این نبرد را با «غذا» بردیم!
هشتاد سال از پایان جنگ جهانی دوم میگذرد و بریتانیاییها هنوز نبردهای بسیاری را در مسیر پیروزیشان به یاد دارند. با این حال، یک نبرد سرنوشتساز اغلب فراموش میشود؛ نبرد برای تامین غذای ملتی جزیرهنشین که در محاصره بود. پیش از جنگ، بریتانیا سالانه ۲۲ میلیون تن غذا وارد میکرد که معادل دو سوم کل نیاز کشور بود؛ اما در اوایل سال ۱۹۴۰، آدولف هیتلر تصمیم گرفت با فرستادن زیردریاییهایش به اقیانوس اطلس، کشتیهای حامل مواد غذایی از کانادا و آمریکا را غرق کند و بریتانیا را با گرسنگی به زانو درآورد. در نتیجه، واردات مواد غذایی این کشور در طول جنگ به ۱۱٫۵ میلیون تن، رسید. (National Geographic)
در حالی که در سراسر جهان، گرسنگی بیش از نبردهای نظامی قربانی میگرفت، مردم بریتانیا هرگز طعم گرسنگی را در جنگ جهانی دوم نچشیدند. در واقع، آنها به سالمترین رژیم غذایی تاریخ خود دست یافتند. این تآثیر به ویژه در میان کودکان شگفتانگیز بود؛ در پایان جنگ، بیشترشان از قبل سالمتر بودند. نرخ مرگ و میر نوزادان به کمترین میزان خود رسید، رشد استخوانهایشان بهبود یافت و قدشان به طور متوسط بلندتر شد. همچنین، آمار تمام بیماریهای ناشی از سوءتغذیه به شدت کاهش یافت.
این تحول بزرگ، مدیون دانشمندی به نام «جک دراموند» (Jack Drummond) بود که وزارت غذای بریتانیا (Ministry of Food) او را به خدمت فراخواند. گویی تاریخ برای چنین ماموریتی منتظر او بود. دراموند در دهه ۱۹۳۰، اولین پژوهش جامع تاریخی را درباره رژیم غذایی مردم انگلیس انجام داد و یافتههایش را در آستانه جنگ در کتابی با عنوان «غذای مرد انگلیسی» (The Englishman's Food) منتشر کرد. این کتاب، با ترکیبی کمنظیر از مشاهدههای دقیق اجتماعی و دانش بیوشیمی، به شکلی علمی، آسیبهای ویرانگر ناآگاهی عمومی از اصول تغذیه بر سلامت جامعه را نقد میکرد.
اعتبار علمی دراموند انکارناپذیر بود. او شاگرد بیوشیمیدانی بود که واژه «ویتامین» را ابداع کرده بود و خودش نیز در شناسایی و نامگذاری ویتامینهای A ،B و C نقش داشت. دراموند در ۳۱ سالگی به مقام استادی بیوشیمی رسید و در همانجا، دستیار تحقیقاتی جوانی را استخدام کرد که در نوشتن کتاب با او همکاری کرد و بعدها به همسری او درآمد.
جنگ به دراموند این قدرت را داد که ایدههایش را عملی کند. او یک برنامه دقیق جیرهبندی را برای همه، از ثروتمند تا فقیر، به اجرا گذاشت. با این کار، جلوی پرخوری گرفته شد و همه به مواد غذایی ضروری دسترسی پیدا کردند. اولویت با غذاهای تامینکننده ویتامین مانند نان، شیر و سبزیجات بود. هر خانواده یک دفترچه جیره با کوپنهایی به اندازه تمبر پستی داشت که ارزش آن بر اساس عرضه مواد غذایی دائما تغییر میکرد. دراموند از فضای موجود در کشتیهای باری بیشترین استفاده را برد.
او میدانست که در برخی ایالتهای آمریکا، تخممرغ و شیر به صورت خشک تولید میشود که فضای بسیار کمتری اشغال میکند. به همین دلیل، واردات میوه، آجیل و تخممرغ با پوست به شدت کاهش یافت. هدف دیگر، شکر بود. مردم بریتانیا به مصرف بیرویه شکر عادت داشتند و در جنگ، مقدار شکر وارداتی به نصف کاهش یافت.
رژیم غذایی جیرهبندی شده، با تلاش خود مردم تکمیل میشد. مردم برای کندن باغچهها و کاشتن سبزیجات تشویق شدند. زمینهای خالی شهری در اختیار خانوادهها قرار گرفت تا هرچه میتوانند محصول کشت کنند. در روستاها، گوشت خرگوش به یک غذای محبوب تبدیل شد. نوعی پای بدونگوشت (Woolton Pie)، که به نام وزیر وقت غذا شهرت یافته بود، به غذای اصلی ملی تبدیل شد.
یک جیره هفتگی معمولی در سال ۱۹۴۲ شامل ۱۱۳ گرم بیکن، ۵۷ گرم کره، ۵۷ گرم پنیر، ۱۱۳ گرم مارگارین، ۱۱۳ گرم چربی پختوپز، ۲۲۷ گرم شکر، مقداری گوشت به ارزش یک شیلینگ و دو پنی و ۵۷ گرم چای بود. ماهانه نیز، بریتانیاییها میتوانستند حدود ۱٫۷ لیتر شیر تازه، یک بسته شیر خشک، یک تخممرغ با پوست و یک بسته تخممرغ خشک دریافت کنند. این سیستم جیرهبندی سرانجام در سال ۱۹۵۴ پایان یافت.
دراموند به پاس خدماتش لقب «شوالیه» دریافت کرد؛ اما سرنوشتی تراژیک در انتظارش بود؛ پایانی که پروندهاش هنوز گشوده و پر از ابهام است. در اوت ۱۹۵۲، او به همراه همسر و دختر جوانشان برای تعطیلات با ماشین به فرانسه رفت. شبی، در یکی از مناطق روستایی، برای خواب از جاده اصلی خارج شدند. صبح روز بعد، دراموند و همسرش در ماشین در حالی که به آنها شلیک شده بود، پیدا شدند؛ جسد دخترشان نیز در همان نزدیکی بود؛ در حالی که با قنداق تفنگ تا حد مرگ کتک خورده بود. یک کشاورز ۷۵ ساله محلی دستگیر و به جرم قتل مجرم شناخته شد؛ اما پس از سه سال انتظار برای اعدام، حکمش به حبس ابد کاهش یافت و در سال ۱۹۶۰، به دلیل کهولت سن و بیماری آزاد شد. خانواده این کشاورز همیشه بر بیگناهی او اصرار داشتهاند.
دراموند ثابت کرد که مدیریت علمی میتواند از دل بحران، سلامتی بیرون بکشد. به نظر شما چرا بعد از پایان جیرهبندی، دوباره سلامت عمومی افت کرد؟ آیا آزادی در انتخاب غذا همیشه به نفع ما است؟ نظرات خود را با ما و مخاطبان دیگر کجارو در میان بگذارید.
منبع عکس کاور: www.iwm.org.uk | عکاس: نامشخص