جشن دی گان ؛ روز میلاد خورشید یا خرم روز

محبوبه پوریوسفی
چهار شنبه، ۱ دی ۱۴۰۰ ساعت ۱۲:۰۴
جشن دی گان ؛ روز میلاد خورشید یا خرم روز

یکم دی ماه را با نام «روز خور» یا «دی‌گان» می‌شناسند؛ روزی که خورشید دوباره بعد از بلندترین شب سال، طلوع می‌کند و باز به دنیا زندگی می‌بخشد.

نسخه اولیه این مقاله در تاریخ ۱۳۹۷/۰۷/۱ منتشر شده و در تاریخ ۱۴۰۰/۱۰/۰۱ توسط پوریا محمدی پیوند به‌روزرسانی شده است.

«خرم روز» روز اول از ماه دی است و به مناسبت برخورد نام روز با نام ماه که نام خداوند نیز بود، در ایران باستان جشن گرفته می‌شد. این روز، روزی بزرگ به‌حساب می‌آمد که از آداب و مراسم دینی و غیردینی مشحون بود. زرتشتیان، به‌ویژه پارسیان این روز را بسیار محترم شمرده و آن را «دی دادار» جشن می‌نامند. با ما همراه شوید تا درباره جشن دی‌گان بیشتر بدانیم.

آنچه باید درباره جشن دی‌گان یا خرم روز بدانید:

جشن دی‌گان یا خرم‌ روز چیست؟

مراسم خرم روز

عکس‌ از وب‌سایت persian-man

آخرین شب آذرماه، بلندترین شب سال، آخرین روز آذر در سال شمسی و کوتاه‌ترین روز سال است. پیروان آیین مهر روز اول دی را روز تولد خورشید می‌دانستند؛ چون از این روز به‌تدریج خورشید بیشتر در آسمان می‌پاید و شب‌ها کوتاه‌تر و روزها بلندتر می‌شود. از سال ۱۷۳۸ قبل از میلاد، یعنی در حدود ۳,۷۵۰ سال پیش، ایرانیان باستان روز اول دی‌ماه را جشن می‌گرفتند و در دوره‌ای از ادوار تاریخ، سال خود از آغاز زمستان و ماه دی یا «روز خورشید» و «ماه خداوند» آغاز می‌کردند؛ بدان معنی که در واقع اول دی‌ماه، مصادف با نوروز بود.

آداب جشن دی‌گان

دی یکی از صفات برجسته خداوند محسوب می‌شود و از این جهت، اولین روز دی ماه از اهمیت و جایگاه ویژه‌ای در میان ایرانیان باستان برخوردار بوده است. همچنین میان ایرانیان باستان، به‌رغم اینکه همیشه شب یلدا جایگاه ویژه‌ای داشته و همیشه با مراسم‌های مخصوصش برگزار می‌شده است، همیشه ترسی از شب نیز وجود داشته است؛ ترس از بلندترین شب سال، ترس از ظلمتی بیشتر از همیشه و ترس از اینکه دیگر خورشید طلوع نکند. آن‌ها برای اینکه این ترس را فراموش کنند، خود را با اعمال و مراسم‌ شب یلدا مشغول می‌کردند و دور اقوام و دوستان جمع می‌شدند تا از شدت این ترس کاسته شود. حال که بلندترین شب سال را تا صبح در کنار هم سپری کرده‌اند، صبح روز بعد آن (صبح روز یکم دی ماه) را «روز خور» یا «دی گان» می‌نامیدند و آن را تعطیل اعلام می‌کردند و خستگی بیداری شب گذشته را از تن به در می‌بردند.

همچنین در برخی از کتب و منابع تاریخی آمده است که روز یکم دی ماه یا همان «روز خور» روز برابری و برادری و عدالت بشریت بوده است. در این روز تمام مردم، چه شاهان و رعیت لباسی ساده‌ به تن می‌کردند تا همه در نظر یکسان و برابر به نظر برسند. هیچ کس در این روز حق دستور دادن به دیگری را نداشت و هر کس هر کاری را انجام می‌داد از روی میل و رضای خودش انجام می‌داد؛ نه آن که بخواهد دستور کسی را اجرا کند. همچنین در این روز کارهایی مثل جنگ و خونریزی و شکار، حتی در حد کشتن یک مرغ یا گوسفند ممنوع بوده و به‌شدت از انجام آن‌ها اجتناب می‌شده است.

شب یلدا

منبع عکس:‌ ناشناس

ابوریحان بیرونی، دانشمند بزرگ در اثر ارزشمند خود با نام «آثار الباقیه»، درباره روز یکم دی ماه یا همان «خرم روز» می‌نویسد:

در این روز عادت ایرانیان چنین بود که پادشاه از تخت شاهی به زیر می‌آمد و جامه سپید می‌پوشید و در بیابان بر فرش‌های سپید می‌نشست…
پادشاه با دهقانان و برزیگران مجالست می‌کرد و در یک سفره با ایشان غذا می‌خورد و می‌گفت: «من امروز مانند یکی از شما هستم و من با شما برادر هستم؛ زیرا قوام دنیا به کارهایی است که به دست شما می‌شود و قوام عمارت آن هم به پادشاه است…
من که پادشاه هستم با شما برزیگران برادر خواهم بود و مانند دو برادر مهربان خواهیم بود؛ به‌خصوص که دو برادر مهربان، هوشنگ و ویکرد چنین بودند…»

فلسفه واژه «دی»

دی صفت از مصدر «دا» به معنی دادن و ساخت و آفریدن و به‌معنای دادار و آفریدگار است و در نامه‌های اوستایی اغلب به‌جای واژه اهورا مزدا به کار رفته است. اگر به نام باستانی هرکدام از ۳۰ روز ماه توجه کنید، مشاهده می‌کنید که روزهای هشتم، پانزدهم و بیست‌و‌سوم هر ماه به نام «دی» نام‌گذاری شده که برای تشخیص این روزها از یکدیگر، هر یک به نام روز بعد از خود خوانده می‌شد و نخستین آن‌ها، «اورمزد» بود که آن نیز از نام‌های خداوند است.

بنابراین در دی‌ماه، روزهای «اورمزد»، «دی به آذر»، «دی به مهر» و «دی به دین» وجود داشت که این چهار روز به نام خدا نامیده شده‌اند. این موضوع سبب شده است تا کسانی چون «نیبرگ» و «کریستن سن» بر این باور باشند که این‌گونه تقسیم و نام‌گذاری، دلالت بر وجود «هفته» در گاهشمار و  تقویم اوستایی دارد و از این طریق، آنان ماه را به چهار بخش تقسیم می‌کرده‌اند؛ گرچه این نظر ایراد و انتقادهای بسیاری در بر داشته و مورد قبول قرار نگرفته است.

واژه دی در اوستا، دَتهوش (Dat – Hush) یا دَزوه (Daz – Vah) نگاشته شده است که به‌معنای آفریدگار یا دادار آفریننده پنداشته می‌شود و همیشه برای اهورامزدا به‌عنوان صفت به کار می‌رفته است. این واژه از ریشه «دا» است که این خود در اوستا و فرس هخامنشی و سانسکریت در معنای آفریدن و ساختن و بخشودن کرد پیدا می‌کند؛ از این جهت واژه دی در ایران باستان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده است.

منبع عکس کاور:‌ نمناک

دیدگاه