برای بسیاری از جوامع خلیج فارس، ترک خانه در گذشته بخشی از شیوه زندگی بود. خانواده‌ها با تغییر فصل و متناسب با شیوه معیشت خود میان چراگاه‌های بیابانی، سکونتگاه‌های ساحلی، چاه‌های آب، مناطق ماهیگیری و بنادر صید مروارید جابه‌جا می‌شدند و در چرخه‌ای تکرارشونده به مکان‌های آشنا بازمی‌گشتند. (ArchDaily)

برای نمونه، در قطر، منابع تاریخی از جابه‌جایی گروه‌ها در پاییز و زمستان به سوی «البَر» یا بیابان و بازگشت آن‌ها به سکونتگاه‌های ساحلی هم‌زمان با آغاز فصل صید مروارید در تابستان خبر می‌دهند. در چنین الگویی، خانه لزوما یک نقطه ثابت روی نقشه نبود؛ بلکه مجموعه‌ای از مکان‌ها بود که ساکنان در زمان‌های مختلف سال در آن‌ها زندگی می‌کردند.

امروز بخش زیادی از جمعیت خلیج فارس در شهرهای دائمی زندگی می‌کنند، اما معماری معاصر منطقه همچنان با مسئله‌ای مشابه روبه‌رو است: چگونه می‌توان شرایط متفاوت اقلیمی و فضایی را در محیطی ثابت ایجاد کرد؟ بسیاری از پروژه‌های جدید تلاش می‌کنند ویژگی‌هایی را که زمانی با جابه‌جایی میان مناطق مختلف به دست می‌آمد، در قالب ساختمان‌ها و شهرهای دائمی بازسازی کنند.

خانه نقطه‌ای ثابت روی نقشه نبود

جابه‌جایی فصلی در شبه‌جزیره عربستان مسیر واحدی نداشت و گروه‌های مختلف بر اساس دسترسی به چراگاه، آب، دام، تجارت و فعالیت‌های دریایی مسیرهای متفاوتی را طی می‌کردند. در قطر، گروه‌هایی مانند آل نعیم و آل مره چرخه‌های فصلی متفاوتی داشتند و حتی ساکنان شهرها نیز در ماه‌های خنک‌تر به سمت بیابان حرکت می‌کردند.

به این ترتیب، شهر، ساحل، بیابان و زمین‌های چرا بخشی از یک جغرافیای اقتصادی مشترک بودند. هر منطقه در فصل خاصی اهمیت بیشتری پیدا می‌کرد و مردم برای استفاده از منابع مختلف، میان این نقاط حرکت می‌کردند.

صید مروارید این قلمرو را تا دریا گسترش می‌داد. از دوحه و منامه گرفته تا دبی و ابوظبی، قایق‌ها در فصل تابستان بنادر خلیج فارس را به مقصد مناطق صید مروارید ترک می‌کردند و ارتباط میان جوامع ساحلی، بسترهای صدف و مسیرهای تجارت دریایی را شکل می‌دادند.

ArchDaily

در چنین شرایطی، هیچ سکونتگاهی مجبور نبود تمام نیازهای ساکنان را در تمام فصل‌های سال تأمین کند. مردم میان مکان‌هایی جابه‌جا می‌شدند که هرکدام برای فصل یا فعالیت خاصی مناسب بودند.

تکرار همین سفرها به مسیرها، چاه‌ها و اردوگاه‌های موقت معنا می‌داد. مسیری که میان چراگاه زمستانی و سکونتگاه تابستانی قرار داشت، به دلیل استفاده مداوم به بخشی از جغرافیای آشنای زندگی تبدیل می‌شد. چاه‌ها نیز اهمیت خود را از همین بازگشت‌های مکرر به دست می‌آوردند و اردوگاه‌ها حتی پس از جمع شدن سازه‌هایشان، بخشی از الگوی سکونت باقی می‌ماندند.

معماری‌ای که می‌توانست همراه ساکنان حرکت کند

«بیت‌الشَّعر» یا خانه مویین یکی از روشن‌ترین نمونه‌های معماری متناسب با این شیوه زندگی بود. این چادر سنتی که در میان جوامع کوچ‌نشین عربستان رواج داشت، از نوارهای بافته‌شده از الیاف حیوانی ساخته می‌شد و با تیرک‌ها و طناب‌ها برپا می‌ماند.

ساختار سبک آن امکان می‌داد چادر در زمان جابه‌جایی جمع شود، حمل شود و در مقصد دوباره برپا شود. همین ویژگی، معماری را با الگوی زندگی ساکنان هماهنگ می‌کرد؛ خانه قرار نبود مانعی در برابر حرکت باشد.

بااین‌حال، سادگی ظاهری بیت‌الشعر به معنای ساده بودن دانش به‌کاررفته در ساخت آن نبود. ساخت این چادر به شناخت دقیق محیط و شرایط آب‌وهوایی نیاز داشت. پنل‌های بافته‌شده از موی بز پوشش مناسبی ایجاد می‌کردند و بخش‌های مختلف سازه را می‌شد در صورت آسیب‌دیدگی تعمیر یا جایگزین کرد.

ArchDaily

بخش‌های پارچه‌ای چادر تنها نقش پوسته بیرونی نداشتند و می‌توانستند فضای داخلی را نیز تقسیم کنند. پرده‌ها و جداکننده‌های پارچه‌ای، بخش‌هایی برای پذیرایی، زندگی خانوادگی و حفظ حریم خصوصی ایجاد می‌کردند؛ بدون آنکه خانه به مجموعه‌ای از اتاق‌های ثابت تبدیل شود.

در نتیجه، معماری بیت‌الشعر هم‌زمان دو ویژگی داشت: می‌توانست فضای زندگی مشخصی ایجاد کند و در عین حال با حرکت ساکنان همراه شود.

وقتی سرزمین ثابت شد

در قرن بیستم، شرایطی که امکان این نوع جابه‌جایی را فراهم می‌کرد به‌تدریج تغییر کرد. استخراج نفت، شکل‌گیری دولت‌های مدرن، توسعه جاده‌ها، مرزهای ملی، گسترش مشاغل جدید و ساخت مسکن دائمی، جغرافیای حرکت در خلیج فارس را دگرگون کردند.

پژوهش‌های مربوط به کویت و عربستان سعودی نشان می‌دهند که از دهه ۱۹۴۰ تا ۱۹۷۰، سیاست‌های اسکان جمعیت کوچ‌نشین و تبدیل آن‌ها به جوامع ساکن، بخشی از تحولات گسترده منطقه بود. دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی با توسعه مسکن، ایجاد فرصت‌های شغلی در کشاورزی و فراهم کردن زمینه اشتغال در اقتصادهای نفتی، مردم را به سکونت دائمی تشویق کردند.

ArchDaily

در این دوره، معماری مدرن نیز بخشی از همین فرایند شد. خانه‌ها و محله‌های دائمی شکل گرفتند و زندگی روزمره بیش از گذشته حول مکان‌هایی مشخص سازمان یافت.

اسکان دائمی دسترسی به خدمات، آموزش، درمان، زیرساخت و اشتغال را تغییر داد. جاده‌ها جابه‌جایی را سریع‌تر کردند، اما هم‌زمان مسیرهای حرکت را به شبکه‌های رسمی‌تری تبدیل کردند. مرزهای ملی نیز عبور از قلمروهای مختلف را از حرکتی آزاد به فرایندی اداری تبدیل کردند.

به‌تدریج، خانه دیگر چیزی نبود که بتوان آن را جمع کرد و به نقطه‌ای دیگر برد؛ بلکه به سازه‌ای دائمی تبدیل شد که زندگی را در یک مکان مشخص سازمان می‌داد.

کوچ فصلی هنوز ادامه دارد

با وجود گسترش شهرنشینی، جابه‌جایی فصلی به‌طور کامل از زندگی مردم خلیج فارس حذف نشده است. در ماه‌های خنک‌تر سال، خانواده‌ها همچنان از شهرها خارج می‌شوند و مدتی را در اردوگاه‌های بیابانی می‌گذرانند.

بیت‌الشعر نیز در برخی سنت‌های اردوگاهی همچنان حضور دارد. بااین‌حال، نقش آن تغییر کرده است. این سازه دیگر معماری اصلی زندگی کوچ‌نشینان نیست و بیشتر در قالب بخشی از فرهنگ اردو زدن فصلی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

ArchDaily

در گذشته، حرکت میان شهر، بیابان و ساحل مستقیما با معیشت ارتباط داشت. مردم برای دسترسی به چراگاه، آب، صید و تجارت جابه‌جا می‌شدند؛ اما امروز بخش بزرگی از این جابه‌جایی با تفریح و فاصله گرفتن موقت از زندگی شهری ارتباط دارد.

در این شرایط، خودرو، برق، آب، تجهیزات رفاهی و امکانات تفریحی نیز همراه اردوگاه به بیابان می‌روند. مقصد همچنان بیابان است، اما این بار بخشی از امکانات شهر نیز همراه ساکنان به آنجا منتقل می‌شود.

ساختن جایی دیگر به‌جای رفتن به جای دیگر

معماری معاصر خلیج فارس در مقیاسی بسیار بزرگ‌تر تلاش می‌کند کاری مشابه انجام دهد: ایجاد شرایط متفاوت اقلیمی و فضایی بدون آنکه ساکنان مجبور باشند شهر را ترک کنند.

جزایر مصنوعی، مناظر سرپوشیده، فضاهای عمومی خنک‌شده و مناطق تفریحی جدید، شرایطی ایجاد می‌کنند که با محیط طبیعی اطرافشان تفاوت زیادی دارد. ویژگی‌هایی که زمانی با حرکت میان مناطق مختلف به دست می‌آمدند، اکنون می‌توانند درون ساختارهای دائمی تولید شوند.

پروژه «لاین» در عربستان سعودی نمونه‌ای بسیار صریح از این رویکرد است. نئوم این پروژه را به‌عنوان یک توسعه شهری خطی معرفی کرده که از میان چشم‌اندازهای بیابانی، کوهستانی و ساحلی امتداد می‌یابد و قرار است بدون جاده‌های متعارف، نیازهای روزمره ساکنان را در فاصله‌ای قابل‌دسترسی قرار دهد.

ArchDaily

در طرح اولیه لاین، ایجاد ریزاقلیم‌های کنترل‌شده نیز جایگاه مهمی داشت. سایه، نور و جریان هوا باید به ایجاد شرایط مطلوب در طول سال کمک می‌کردند و ایده اصلی آن بود که محیط شهری بتواند بخشی از شرایط اقلیمی مورد نیاز ساکنان را درون خود فراهم کند.

به این ترتیب، چیزی که در گذشته با جابه‌جایی در سرزمین به دست می‌آمد، اکنون قرار است از طریق معماری و زیرساخت ایجاد شود.

البته میان بیت‌الشعر و لاین رابطه مستقیم یا تداوم تاریخی وجود ندارد. مقایسه این دو بیشتر از آن جهت اهمیت دارد که نشان می‌دهد معماری در برابر تغییرات محیطی چگونه دو پاسخ کاملا متفاوت ارائه کرده است. بیت‌الشعر برای حرکت ساخته شده بود؛ لاین برای ایجاد شرایط متفاوت در یک ساختار دائمی.

وقتی فرار از گرما دائمی می‌شود

نباید زندگی کوچ‌نشینی گذشته را رمانتیک کرد. زندگی فصلی در کنار آزادی حرکت، با کمبود منابع، کار دشوار و عدم قطعیت‌های محیطی همراه بود. سکونت دائمی نیز در مقابل، دسترسی بیشتری به خدمات درمانی، آموزش، زیرساخت، اشتغال و امنیت فراهم کرد؛ امکاناتی که زندگی متحرک همیشه نمی‌توانست در اختیار ساکنان قرار دهد.

بااین‌حال، تفاوت اصلی در شیوه مواجهه با محیط دیده می‌شود. جوامع گذشته تا حدی با تغییر مکان خود را با محیط سازگار می‌کردند. اگر گرما، کمبود آب یا تغییر شرایط چراگاهی زندگی در یک منطقه را دشوار می‌کرد، جابه‌جایی می‌توانست بخشی از پاسخ باشد.

ArchDaily

بیت‌الشعر دقیقا برای چنین شرایطی ساخته شده بود. می‌شد آن را جمع کرد، حمل کرد، تعمیر کرد و در نقطه‌ای دیگر دوباره برپا کرد. مسیرها، چراگاه‌ها، چاه‌ها و محل‌های اردو نیز از طریق استفاده مکرر در طول فصل‌های مختلف به بخشی از جغرافیای زندگی تبدیل می‌شدند.

معماری معاصر خلیج فارس مسیر متفاوتی را دنبال کرده است. به‌جای حرکت دادن محل زندگی، تلاش می‌کند خود محیط را کنترل کند. ساختمان‌ها و شهرهای جدید با سایه‌اندازی، سرمایش، تهویه، فناوری‌های کنترل اقلیم و زیرساخت‌های گسترده می‌کوشند شرایطی ایجاد کنند که امکان سکونت دائمی در محیطی بسیار گرم را فراهم کند.

از خانه متحرک تا شهر متحرک

تغییر معماری خلیج فارس در نهایت فقط داستان تغییر شکل ساختمان‌ها نیست؛ بلکه داستان تغییر رابطه انسان با سرزمین است.

در گذشته، خانه می‌توانست بخشی از یک مسیر باشد. خانواده ممکن بود در یک فصل در بیابان و در فصل دیگر در ساحل زندگی کند، بدون آنکه این جابه‌جایی به معنای ترک خانه باشد. خانه مجموعه‌ای از مکان‌ها، مسیرها و خاطرات بود که در طول سال به یکدیگر متصل می‌شدند.

امروز خانه بیشتر به یک مکان ثابت تبدیل شده و معماری تلاش می‌کند شرایط متغیر محیطی را در همان مکان مدیریت کند. شهر باید در تمام طول سال قابل سکونت باشد و فناوری وظیفه‌ای را بر عهده بگیرد که زمانی حرکت در سرزمین انجام می‌داد.

ArchDaily

از این منظر، فاصله میان چادر مویین و ابرپروژه‌های شهری خلیج فارس شاید بیش از آنکه به شکل و مقیاس مربوط باشد، به یک پرسش مشترک بازمی‌گردد: چگونه باید در محیطی متغیر زندگی کرد؟

پاسخ گذشته، حرکت بود؛ پاسخ معماری معاصر، ساختن محیطی است که بتواند شرایط متفاوت را در خود جای دهد. همین تغییر، یکی از مهم‌ترین مسیرهای تحول معماری و شهرسازی در خلیج فارس را شکل داده است.