زیر برگهای ریختهشده درختان مانزانیتا، جسیکا آلن بهدنبال یکی از کمیابترین قارچهای منطقه میگشت؛ قارچی کوچک و زردرنگ که با نام «توده کرهای مانزانیتا» شناخته میشود. این قارچ تاکنون فقط در بخشهایی از سواحل غربی آمریکای شمالی مشاهده شده است و آخرین گزارش ثبتشده از آن در شهرستان ناپا در ایالت کالیفرنیا، حدود دو سال پیش، به ثبت رسیده بود. (The independent)
آلن، قارچشناس NatureServe، در جریان یکی از جستوجوهایش خیلی زود حواسش به چیز دیگری پرت شد. روی صخرهای نزدیک، مجموعهای چشمگیر از گلسنگها با شکلها، بافتها و رنگهای متفاوت رشد کرده بودند. او و جسی میلر، بومشناس و رئیس انجمن گلسنگ کالیفرنیا، بهجای ادامه جستوجو برای قارچ زرد، مدتی مشغول بررسی همین گلسنگها شدند.
این اتفاق برای علاقهمندان جدی قارچشناسی چندان عجیب نیست. دنیای قارچها آنقدر متنوع و ناشناخته است که حتی جستوجوی یک گونه مشخص میتواند به کشف گونهها و پدیدههای دیگری منجر شود.
دنیایی که هنوز بخش بزرگی از آن ناشناخته است
قارچها یکی از قلمروهای اصلی حیات را تشکیل میدهند و با گیاهان و جانوران تفاوت اساسی دارند. مخمرهایی که در تهیه نان و برخی مواد غذایی کاربرد دارند، کپکها، قارچهای خوراکی و سمی و همچنین گلسنگها در همین قلمرو قرار میگیرند.
گلسنگها در واقع حاصل همزیستی یک قارچ با جلبک یا سیانوباکتری هستند و میتوانند روی سنگها، درختان و سطوح مختلف رشد کنند. قارچها همچنین نقش مهمی در تجزیه مواد آلی و چرخه مواد غذایی در زیستبومها دارند و بسیاری از گیاهان نیز برای رشد و دسترسی به مواد مغذی با قارچها ارتباط برقرار میکنند.
اهمیت قارچها فقط به طبیعت محدود نمیشود. دانشمندان از قارچها برای تولید داروهایی مانند پنیسیلین استفاده کردهاند و برخی از آنها در تولید مواد غذایی و حتی ساخت مواد جدید کاربرد دارند. قارچها همچنین در ذخیره کربن نقش دارند و به همین دلیل، بخشی مهم از چرخه کربن در طبیعت به شمار میروند.
با وجود این اهمیت، دانشمندان تاکنون تنها حدود ۱۵۵ هزار گونه قارچ را شناسایی و ثبت کردهاند؛ رقمی که تنها بخش کوچکی از میلیونها گونه احتمالی این قلمرو را شامل میشود.
چرا پیدا کردن قارچها دشوار است؟
بخش زیادی از زندگی قارچها از دید انسان پنهان میماند. آنها اغلب شبکههایی رشتهای به نام میسلیوم در خاک، چوب یا سایر بسترها تشکیل میدهند و فقط در شرایط مناسب، اندام باردهی تولید میکنند؛ همان چیزی که ما معمولا بهعنوان قارچ میبینیم.
همین ویژگی، شناسایی و بررسی بسیاری از گونهها را دشوار میکند. برای حفاظت از یک گونه ابتدا باید بدانیم کجا زندگی میکند، جمعیت آن چه وضعیتی دارد و چه تهدیدهایی متوجه آن است. به همین دلیل، پژوهشگران همچنان به جستوجوی میدانی و ثبت مشاهدات در طبیعت نیاز دارند.
در این میان، شهروندان علاقهمند به علم نیز نقش مهمی ایفا میکنند. آنها با ثبت تصاویر و محل مشاهده قارچها در پایگاههایی مانند iNaturalist و Mushroom Observer، دادههایی فراهم میکنند که دانشمندان میتوانند از آنها برای ترسیم بهتر پراکندگی گونهها استفاده کنند.
علاقهای که به حفاظت از قارچها کمک میکند
انجمن گلسنگ کالیفرنیا یکی از گروههایی است که در شناسایی و ثبت تنوع قارچها و گلسنگها نقش دارد. اعضای این انجمن در برنامههای میدانی به مناطق طبیعی میروند و نمونهها و مشاهدات خود را ثبت میکنند.
این برنامهها برای شرکتکنندگان ترکیبی از طبیعتگردی، جستوجوی گنج و جمعآوری دادههای علمی هستند. علاقهمندان گاهی برای بررسی یک گلسنگ چند دقیقه کنار یک صخره میمانند و حتی مسافت زیادی طی نمیکنند، زیرا هر سطح کوچک میتواند دنیایی از گونههای مختلف را در خود جای داده باشد.
لری کول، شیمیدانی که بیش از پنج دهه به گلسنگها علاقه دارد، نخستین بار بهدلیل کاربرد آنها در تولید رنگهای طبیعی به این موجودات توجه کرد. او گلسنگها را موجوداتی غیرقابلپیشبینی میداند که ترکیب ویژگیهایشان چیزی فراتر از مجموع اجزای آنها ایجاد میکند.
کن کلمن، مکانیک بازنشسته، نیز نمونه دیگری از نقش علاقهمندان غیرحرفهای در پژوهشهای زیستی است. او بیش از یک دهه درباره گلسنگهای اطراف سانتاکروز در کالیفرنیا مطالعه کرده و به شناخت تنوع زیستی منطقه خود کمک کرده است.
تغییرات اقلیمی؛ تهدیدی برای دنیای قارچها
قارچها با تهدیدهای مختلفی روبهرو هستند و تغییرات اقلیمی یکی از مهمترین آنها به شمار میرود. تغییر الگوی بارش، افزایش دما و تشدید آتشسوزیهای جنگلی میتواند مستقیما برخی گونهها را از بین ببرد یا روابط ظریف میان قارچها و درختان و دیگر موجودات زیستبوم را مختل کند.
بارندگی شدید و طولانی نیز میتواند با کاهش اکسیژن در محیط زندگی قارچها به آنها آسیب بزند. قطع درختان، توسعه مناطق مختلف، حشرات مهاجم و آلودگی نیز فشار بیشتری بر گونههای حساس وارد میکنند.
برداشت بیرویه نیز در برخی مناطق مشکلساز شده است. برای نمونه، قارچ «کینین کانک» که اندازهای تقریبا به بزرگی یک گریپفروت دارد و روی درختان لارچ رشد میکند، از دهه ۱۹۸۰ در بخشهایی از اروپا در معرض خطر قرار گرفته است. برداشت گسترده این قارچ بهدلیل ارزش دارویی آن، یکی از عوامل کاهش جمعیتش بوده است.
حفاظت از قارچها از حفاظت از کل زیستبوم جدا نیست
یکی از نمونههای مهم حفاظت غیرمستقیم از قارچها به برنامه حفاظت از جغد خالدار شمالی در دهه ۱۹۹۰ در آمریکا مربوط میشود. پژوهشگران دریافتند که حفاظت از این پرنده بدون حفاظت از جنگلهای کهنسالی که به آن وابسته است، امکانپذیر نیست.
در نتیجه، طرح جنگلهای شمالغربی در سال ۱۹۹۴ مجموعهای از مقررات فدرال را برای حفاظت از زیستبومهای جنگلی وضع کرد. این اقدامات در نهایت از صدها گونه کمیاب و کمترشناختهشده، از جمله گونههای قارچی، نیز محافظت کرد.
گریگوری مولر، یکی از مسئولان کمیته حفاظت از قارچهای اتحادیه بینالمللی حفاظت از طبیعت، میگوید در فهرست سرخ این اتحادیه، از میان ۱٬۳۰۰ گونه قارچی ارزیابیشده در سراسر جهان، ۴۱۱ گونه در معرض خطر انقراض قرار دارند.
در آمریکا نیز حفاظت قانونی از قارچها هنوز محدود است و تنها دو گونه قارچی، که هر دو گلسنگ هستند، تحت حمایت قوانین فدرال قرار دارند. با این حال، برخی ایالتها از جمله کالیفرنیا اقدامات بیشتری برای حفاظت از قارچها در نظر گرفتهاند و مشارکت شهروندان در ثبت گونهها نیز به شناخت بهتر وضعیت آنها کمک کرده است.
جستوجویی که به نتیجه نرسید
جسیکا آلن و دیگر علاقهمندان قارچشناسی در کالیفرنیا همچنان برای پیدا کردن توده کرهای مانزانیتا به جستوجو ادامه میدهند. آنها دامنههای شیبدار، کنارههای رودخانهها و زیر برگهای ریختهشده را بررسی کردند، اما این بار هم قارچ موردنظر را پیدا نکردند.
با این حال، برای کسی که با دنیای قارچها آشنا باشد، پیدا نکردن یک گونه لزوما به معنای شکست نیست. قارچها موجوداتی پنهان، فصلی و بهشدت وابسته به شرایط محیطی هستند و ممکن است مدتها بدون تولید اندام باردهی در طبیعت باقی بمانند.
برای آلن، این جستوجوی بینتیجه همچنان یک روز موفق در طبیعت بود؛ زیرا در مسیر پیدا کردن یک قارچ کمیاب، او و دیگر اعضای گروه توانستند بخش دیگری از دنیای شگفتانگیز و کمترشناختهشده قارچها و گلسنگها را مشاهده و ثبت کنند.