سفر در جاده سه پرچم؛ مسیر ۲۴۰۰ کیلومتری که سه کشور را به هم وصل میکند
شاهراه ۳۹۵ که در دهههای ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ از یک جاده کوتاه میان ایالت واشینگتن و کانادا به سمت جنوب گسترش یافت، امروز به یکی از تماشاییترین مسیرهای جادهای غرب آمریکا شناخته میشود. این نوار آسفالت از اورگن، نوادا و کالیفرنیا گذشت و سرانجام از راه سندیگو به مکزیک رسید؛ به همین دلیل نیز لقب «جاده سهپرچم» را گرفت، چون سه کشور را به هم پیوند میداد. طول این مسیر در مجموع نزدیک به ۲۴۰۰ کیلومتر بود و در طول خود از چشماندازهایی بسیار متفاوت عبور میکرد.
بخش جنوبی این جاده امروز دیگر وجود ندارد، چون بزرگراههای مدرنتر آن را از مسیر اصلی جدا کردهاند، اما نقطه آغاز جنوبی آن در کالیفرنیا اکنون شهر هسپریا است؛ شهری که حدود ۱۲۶ کیلومتر شمال لسآنجلس قرار دارد و در آغوش بیابان موهاوی نشسته است. بهگزارش ترِوِلاَند لِژر، همینجا است که سفرهای نویسنده در جاده ۳۹۵ همیشه آغاز میشود. او این مسیر را در کنار جاده ساحلی اقیانوس آرام میگذارد؛ جادهای که بهگفته او شاید باشکوهترین مسیر کالیفرنیا باشد، با خلیجهای شفاف، بیشههای درختان سکویا و فوکهای سنسیمئون، اما ۳۹۵ نیز جذابیتی ویژه دارد و بهتدریج به یکی از محبوبترین رانندگیهای او بدل شده است.
۳۹۵ بهویژه برای کسانی که به دنبال تنهایی یا دستکم آرامش هستند، جادهای عظیم و دلنشین است. این مسیر هرچه از هیاهوی منطقه بزرگ لسآنجلس دورتر میشود و از هسپریا به سمت شمال بالا میرود، بیشتر حالوهوای جهان مدرن را پشت سر میگذارد. در شرق، بیابانهای موهاوی و دره مرگ پهنهای هموار و خشک دارند و در غرب، رشتهکوه سیرا نوادا شرقی سربرافراشته است؛ جایی که کوه ویتنی، بلندترین قله در ایالات متحده پیوسته، با شکوهی خیرهکننده دیده میشود. شاهراه ۳۹۵ درست از میان درهای که این دو چشمانداز را از هم جدا میکند عبور میکند و همین تضاد، یکی از جذابیتهای اصلی آن است.
حدود ۶۴۰ کیلومتر شمال هسپریا، این جاده از کالیفرنیا خارج و وارد نوادا میشود؛ حوالی دریاچه توپاز. سپس نزدیک به ۱۴۲ کیلومتر در امتداد کارسونسیتی و رینو به سمت شمال پیش میرود و دوباره در نزدیکی کلد اسپرینگز به کالیفرنیا بازمیگردد. از آنجا، مسیر حدود ۳۲۰ کیلومتر در شمال کالیفرنیا میپیماید، بعد از اورگن عبور میکند، وارد واشینگتن میشود و در نهایت به کانادا میرسد؛ جایی که نام آن به بزرگراه بریتیش کلمبیا ۳۹۵ تغییر میکند.
در ادامه، نویسنده از توقفگاههای پیشنهادی خود در بخش کالیفرنیایی این جاده، از جنوب به شمال، میگوید. نخستین ایستگاه منطقه طبیعی دیدنی ملی آلاباما هیلز است؛ جایی که هر بار بازدید از آن، تصویر غولهای غرغرو و سنگاندازیهایشان را در ذهن او زنده میکند. سازندهای سنگی فرسودهای که ۱۰۰ میلیون سال پیش از دل زمین بالا آمدهاند، امروز زیباییای فرسوده و خیرهکننده دارند و در تضادی چشمنواز با قلههای تیز و دندانهدار سیراهای شرقی قرار میگیرند. برای دیدن این منظره، باید سراغ مبدا مسیر آرچ لوپ رفت و از آنجا پیادهروی را آغاز کرد.
کمی شمالتر، مسیر کوه ویتنی تا دریاچه لون پاین قرار دارد. کوه ویتنی با ارتفاع ۴۴۱۸ متر نام خود را از جوزایا دویت ویتنی گرفته است؛ کسی که از سال ۱۸۶۰ تا ۱۸۷۴ بهعنوان زمینشناس ایالت کالیفرنیا و مدیر پیمایش زمینشناسی کالیفرنیا فعالیت میکرد. پیمودن مسیر کوه ویتنی کاری جدی و طاقتفرساست؛ رفتوبرگشت آن حدود ۳۵ کیلومتر طول دارد و نزدیک به ۲۱۰۰ متر افزایش ارتفاع را در بر میگیرد. با این حال نویسنده میگوید این مسیر را کامل طی کرده و بهویژه بخش نخست آن را توصیه میکند؛ مسیری که کوهنوردان را به دریاچه لون پاین میرساند. این پیادهروی حدود ۹/۶ کیلومتر رفتوبرگشت است و از میان جنگلی شگفتانگیز میگذرد، اما باید در نظر داشت که آغاز مسیر خود در ارتفاعی بیش از ۲۴۰۰ متر از سطح دریاست و فشار ارتفاع در همان ابتدا حس میشود.
در ادامه راه، یادمان تاریخی ملی مانزانار قرار دارد؛ مکانی که یادآور یکی از تاریکترین فصلهای تاریخ آمریکا است. پس از جنگ جهانی دوم و در پی حمله به پرل هاربر، دولت ایالات متحده هزاران آمریکایی ژاپنیتبار را به اردوگاههایی دورافتاده، عمدتا در غرب کشور، بازداشت کرد. اردوگاه مانزانار در کنار جاده ۳۹۵ و حدود ۱۶ کیلومتر شمال شهر لون پاین ساخته شد. امروز این محل با نمایشگاههای موزهای و حتی باراکهای بازسازیشده، داستان تلخ زندگی در اردوگاه را روایت میکند و بازدیدکننده را به یاد یک فاجعه حقوق مدنی میاندازد. در گزارش دولتی سال ۱۹۸۲، این بازداشت جمعی نتیجه «تعصب نژادی، هیستری جنگی و ناتوانی رهبری سیاسی» توصیف شد. پیش از توقف در این مکان، باید ساعتهای بازدید را بررسی کرد.
بیشاپ، شهری با حدود ۳۸۰۰ نفر جمعیت، بزرگترین شهر شهرستان اینیو است و یکی از توقفگاههای دلپذیر این مسیر بهشمار میرود. نویسنده هر بار که در جاده ۳۹۵ است، به نانپزی گریت بیسین سر میزند؛ جایی که شیرینیها، ساندویچها و نانهای خمیرترش دستسازش سوختوساز سفر را تامین میکنند. آلی واتسون، ساکن بیشاپ و مدیر روابط عمومی گردشگری ماموت لیکز، چند پیشنهاد دیگر هم دارد: میتوان در خود بیشاپ از مرکز فرهنگی اوئنز ولی پایوت-شوشون بازدید کرد تا با زندگی بومیان این منطقه آشنا شد، یا ۳۰ کیلومتر تا دریاچه سبرینا رانندگی کرد و سراغ پیادهروی و کایاکسواری رفت. او همچنین توصیه میکند پای کی تهیهشده از مواد اولیه تازه را در کافه واترفرانت در سبرینا از دست ندهید.
حدود ۶۷ کیلومتر شمال بیشاپ، ماموت لیکز قرار دارد؛ پیشرفتهترین مقصد در امتداد ۳۹۵ در کالیفرنیا. مرکز شهر هر آنچه یک مسافر خسته بخواهد فراهم میکند، از جمله هتلی تازهتاسیس و رستورانهای سطح بالا، و پیست اسکی ماموت مانتین هم بهرغم داشتن حدود ۳۰۰ روز آفتابی در سال، همچنان برف بسیار خوبی دارد. نویسنده میگوید کوهپیمایی در اطراف دریاچههایی که نام شهر از آنها گرفته شده، انتخاب محبوب اوست. حتی یک تراموای رایگان هم وجود دارد که کوهنوردان را به مبدا مسیرها میبرد. رانندگی و سپس پیادهروی تا یادمان ملی دیولز پستپایل در نزدیکی شهر نیز ارزش وقت گذاشتن دارد.
حدود ۴۸ کیلومتر شمال ماموت لیکز، دریاچه مونو قرار دارد؛ پهنهای باستانی که هیچ خروجیای ندارد و بهدلیل شوری بسیار بالا، از آب دریا نیز شورتر است. در ساحل آن، ستونکهای ناهموار آهکی به نام توفا دیده میشوند؛ سازههایی که بنا بر توضیح پارکهای ایالتی کالیفرنیا طی سالهای طولانی، «زمانی شکل گرفتند که چشمههای آب شیرینِ دارای کلسیم و آبِ دریاچهِ غنی از کربنات با هم ترکیب شدند و بهصورت سنگ آهک رسوب کردند». همین ویژگیها، چشماندازی بسیار متفاوت برای پیادهروی، پرندهنگری، عکاسی، قایقسواری و شنا فراهم کرده است. برای یک خوراکی سبک در نزدیکی آن، واتسون به مسافران مونو کُن در شهر لی وِنینگ را پیشنهاد میکند؛ پنجرهای روباز که همبرگر، سیبزمینی سرخکرده، بستنی نرم و چیزهای دیگر سرو میکند.
از لی وِنینگ، تنها ۳۴ کیلومتر تا چمنزارهای توآلومنه در پارک ملی یوسمیتی فاصله است. این بخش از راه از طریق جاده ۱۲۰ و قطعهای به نام تیوگا پس در دسترس است؛ گذرگاهی که در فصل برف بهطور دورهای بسته میشود. بخش شرقی پارک، با وجود خلوتتر بودن، همچنان خانه گنبدهای عظیم گرانیتی و دریاچههای آلپی رؤیایی است و همین خلوتی، آن را برای بسیاری جذابتر میکند.
در ادامه، چشمههای آب گرم تراورتیین قرار دارد؛ جایی که درک دقیق فرایندهای زمینشناختی منطقه دشوار است، اما فرو رفتن در چشمهای طبیعی این فرایندها را بهصورت ملموس پیش چشم میآورد. این چشمهها که بهوسیله فعالیت زمینگرمایی در زیر سطح زمین گرم میشوند، چند حوضه دارند که مسافران میتوانند در آنها شناور شوند. باید انتظار آبی کدر را داشت، زیرا مواد معدنی فراوان به آن رنگ و بافت دادهاند، و همچنین باید اصول رها نکن را رعایت کرد تا نسلهای آینده هم بتوانند از این مکان لذت ببرند. این حوضچهها در نزدیکی شهر کوچک بریجپورت قرار دارند؛ شهری با جمعیت ۳۰۰ نفر.
در بخش پایانی، مسیر با عبور از بخشی از نوادا و سپس بازگشت به کالیفرنیا، مسافران را از شهرستانهای لَسن و مودوک بالا میبرد. تا مرز اورگن نزدیک به ۳۲۰ کیلومتر فاصله است و در این نوار طولانی، توقفگاههای شاخص چندانی دیده نمیشود. نویسنده میگوید هرچند خودش هنوز به این بخش شمالی نرفته، اگر روزی چنین کند شاید در فلات دیولز گاردن که اسبهای وحشی در آن پرسه میزنند پیادهروی کند، یا از ۳۹۵ منحرف شود و به پارک ملی آتشفشانی لاسن برود و مسیر سیندر کُن را بپیماید. همین تغییر تدریجی از بیابانهای باز به کوههای آتشفشانی و سپس مرزهای شمالی، ۳۹۵ را به سفری بدل میکند که در آن طبیعت، هر چند کیلومتر یکبار چهره عوض میکند.
شما اگر این مسیر را بروید، کدام توقفگاه را از همه جذابتر میدانید؟