مردی که فوتبال را در ۴۷ کشور جام جهانی تماشا کرد؛ مرزهای سفر ورزشی!
جوزف کانر، ساکن قدیمی تیراسنتا که خود را «گاوِتِ سفرهای ورزشی» مینامد، حالا به جایی رسیده که حتی برای علاقهمندان حرفهای سفر و فوتبال هم شگفتانگیز است: او به ۱۸۹ کشور و ۴۴ قلمرو رفته و در ۱۴۴ مورد از آنها مسابقه فوتبال دیده است؛ از جمله در ۴۷ کشور از ۴۸ کشور حاضر در جام جهانی 2026 که جمعه آغاز میشود و به مدت هفت هفته در سراسر آمریکای شمالی ادامه خواهد داشت.
بهگزارش sandiegouniontribune، این مسیر طولانی بهاحتمال زیاد هرگز شکل نمیگرفت اگر نه برای دو اتفاق مهم در زندگی او: اول، انگشتش؛ و بعد، پایش. کانر که در کنتیکت بزرگ شد، در دانشگاه تیسییو درس خواند و پیش از نقل مکان به سندیگو در ۲۴سالگی مدتی هم در فلوریدا زندگی کرده بود، میگوید این جابهجایی را از روی هوس انجام داد و با خودش گفت:
چه اشکالی دارد، چیزی برای از دست دادن ندارم.
او ابتدا در یک کتابفروشی کار کرد و بعد وارد رادیو شد؛ جایی که ابتدا شبها با دستمزدی معادل ۵ دلار در ساعت در ایستگاه کیاوجیاو پشت دستگاه پخش مینشست و سپس بهعنوان تهیهکننده در برنامه گفتوگوی ورزشی «هَنگ بائر»، چهره پیشین تیم چَرجِرز، در ایستگاه کیامافبی فعالیت کرد.
او همیشه با بائر کنار نمیآمد و یک روز در سال ۱۹۹۸ به او انگشت وسط نشان داد. صبح روز بعد، او را به دفتر مدیر برنامهها فراخواندند و بیدرنگ اخراج شد. کانر میگوید:
وقتی بعد از اخراج به خانه رسیدم، با خودم گفتم، خب، وسط تابستان است، [ماجرای] سمّی سوسا و مارک مکگوایر جریان دارد، من یک سفر جادهای میروم.
او به کلمبوس در اوهایو پرواز کرد، یک داج نئون اجاره کرد و طی سه هفته بعد ۱۵ ورزشگاه لیگ برتر بیسبال را دید. همان سفر به وسواس تازهای تبدیل شد: دیدن همه ورزشگاههای امالبی، سپس حتی ورزشگاههای انافال، اناچال و اِنبیاِی و بعد هم همه ورزشگاههای بخش یک دانشگاهی در همان رشتهها.
از فوریه ۲۰۱۸ تا دسامبر ۲۰۱۹، او ۶۷۵ روز پیاپی را صرف تماشای رویدادهای ورزشی در ۴۸ ایالت کرد و در این مدت ۱۵۰ هزار مایل رانندگی کرد؛ آن هم با دو خودروی مختلف که هر دو با طرح پرچم آمریکا رنگآمیزی شده بودند تا برای خیریههای کهنهسربازان و نیروهای امدادی جلب توجه کنند. این سفر طولانی از یک بازی بسکتبال کال بپتِست در ریورساید آغاز شد و با یک بازی هاکی سندیگو گالز در پچنگا آرنا به پایان رسید. پیشتر، در سال ۲۰۰۶، او ماجراجویی بلندپروازانه دیگری را آغاز کرده بود و در ۲۱۶ روز از ۲۷۲ ورزشگاه بیسبال بازدید کرد. در سال ۲۰۲۲ هم، به مناسبت پنجاهمین سالروز تولدش، در یک رویداد ورزشی در هر ۵۰ ایالت آمریکا، بهاضافه پورتوریکو و بزرگترین منطقه بومینشین کشور، شرکت کرد.
کانر پس از آنکه بهنوعی ورزشهای آمریکایی را «فتح» کرد، نگاهش را به دوردستها دوخت و برنامهای برای دور زدن کره زمین ریخت. قرار بود این سفر را در نوامبر ۲۰۲۲ از نیوزیلند و با جام جهانی راگبی زنان آغاز کند؛ اما لخته خون در پایش ایجاد شد و متخصص قلبش به او توصیه کرد در خانه بماند و استراحت کند. از سر بیکاری، او تماشای جام جهانی دیگری را روی تلویزیون آغاز کرد: تورنمنت چهارساله فوتبال در قطر که در نوامبر ۲۰۲۲ و بهجای بازه معمول ژوئن برگزار شد تا از دمای سهرقمی تابستانی دور بماند. فوتبال؟ خودش اعتراف میکند که از آن متنفر بود.
او در کودکی بازیکن هاکی روی یخ بود و پسرِ دارنده بلیت فصلی هارتفورد ویلرز به شمار میرفت. تنها تماس جدیاش با «بازی زیبا» به یک سال تحصیل در یک مدرسه آمادگی کوچک برمیگشت؛ مدرسهای که دانشآموزان را مجبور میکرد در هر فصل یک ورزش انجام دهند و او در آن پاییز هیچ انتخاب دیگری نداشت. کانر میگوید:
پس رفتم سراغ فوتبال. از آن متنفر بودم؛ از همه دویدنها، و اینکه هیچکس گل نمیزد. ما خیلی خوب نبودیم، من هم اصلا خوب نبودم. و هوا هم سرد بود. باد میآمد و یخ میزد. از آن متنفر بودم.
او در سفرهای داخلیاش گاهی مسابقهای از لیگ برتر فوتبال آمریکا یا یواسال را دیده بود، اما فقط به این دلیل که برای دیدن ورزشی دیگر به آن شهر رفته بود. خودش میگوید:
فقط چیزی برای گذراندن وقت بود. قوانین را خیلی خوب نمیدانستم. آفساید را نمیفهمیدم.
و یک نکته دیگر هم داشت:
من این داستان تساوی را دوست ندارم. نمیفهممش، مخصوصا تساوی بدون گل. بیخیال. این بزرگترین ایراد من به فوتبال است. این بخشی از فرهنگ ما نیست.
اما چیزی در پخشهای تلویزیونی جام جهانی ۲۰۲۲ قطر او را مدام به صفحه نمایش برمیگرداند: شور، ملیگرایی، حرارت، شدت، شادی و انسانیت. همینها باعث شد به این فکر بیفتد که شاید بخش بزرگی از سفرهای ورزشی را از دست داده است. او که حالا ۵۴ سال دارد، میگوید:
من همیشه خیلی کنجکاو بودهام. هر دو پدر و مادرم هم خیلی کنجکاو بودند.
سفر بعدیاش به جنوبگان بود؛ تنها قارهای که هنوز ندیده بود. اما برای رسیدن به آنجا باید اول به آمریکای جنوبی میرفت، و همین موضوع باعث شد مسیرش را کمی کج کند تا در راه، بازی دربی مشهور ریور و بوکا در آرژانتین، کلاسیکوی کالی در کلمبیا، واسکو دا گاما در برزیل، دفنسر اسپورتینگ در اروگوئه، سرو پورتنیو در پاراگوئه، دِ استرانگست در بولیوی و آلیانزا لیما در پرو را تماشا کند.
سال بعد، او تصمیم گرفت مسابقات فوتبال را در همه ۴۸ کشور حاضر در جام جهانی ۲۰۲۶ که میزبانی آن با آمریکا، مکزیک و کانادا است ببیند؛ یا دستکم تلاش کند. مشکل این بود که تا اواخر ۲۰۲۵ معلوم نمیشد بیشتر این تیمها چه کسانی هستند و بعضیها هم تا پایان پلیآفهای منطقهای در ماه مارس امسال مشخص نمیشدند. راهحل هم این بود که هرچه میتواند قبل از کامل شدن مرحله انتخابی، یا حتی پیش از آغاز آن، سراغ کشورها برود. بین ژانویه ۲۰۲۳ تا آوریل ۲۰۲۶، کانر ۱۱ سفر بینالمللی جداگانه انجام داد و در این فاصله بهجز ۱۵ کشور مستقل، از همه کشورها بازدید کرد.
تنها کشور حاضر در جام جهانی که او به دلایل روشن در آن مسابقهای ندید، ایران است. او تابستان گذشته حتی مجوز موقت سفر دریافت کرده بود، اما با بالا گرفتن تنشها و شروع جنگ، سفر را لغو کرد. با این حال، در سپتامبر گذشته در تاجیکستان بازی تیم ملی ایران را در یک تورنمنت منطقهای دید؛ بهگفته خودش، «به اندازه کافی نزدیک» بود. بعد از سفر به آمریکای جنوبی و جنوبگان، او پنج ماه را در آسیا و اقیانوسیه گذراند و در استرالیا، بوتان، چین، فیجی، اندونزی، نپال، فیلیپین، سنگاپور، جزایر سلیمان، تایلند، ویتنام و پلینزی فرانسه فوتبال تماشا کرد. سپس دو ماه به خانه برگشت و بعد راهی اروپا، خاورمیانه و شمال آفریقا شد و ۲۰ کشور دیگر را هم به فهرستش افزود. یک ماه بعد به کارائیب رفت، دوباره یک ماه بعدتر راهی آسیا، اروپای شرقی و آفریقا شد؛ سفری که شامل مرحله یکچهارم نهایی جام یامله یامله در زنگبار، در ساحل تانزانیا، بود؛ مسابقهای که به ضربات پنالتی ۹ دوری کشید.
کانر پس از دو ماه بازگشت به خانه، بار دیگر به آفریقا رفت و اینبار سفری پرهیاهو با توقف در الجزایر، آنگولا، بنین، بورکینافاسو، کامرون، کیپورد، گامبیا، گینه، گینهبیسائو، ساحل عاج، موریتانی، سائوتومه و پرنسیپ، سنگال و توگو را تجربه کرد. او در یوتیوب هم ویدئوهایی از بخشی از این ماجراها منتشر میکند و در آنها اغلب جملات آهنگین و قافیهدار به سبک محمدعلی را میآمیزد؛ کسی که کانر نقلقول زندگیبخش او را الهامبخش خود میداند:
روزها را نشمار، روزها را ارزشمند کن.
در نواکشوتِ موریتانی، او مقابل دوربین ظاهر شد و در حال ضبط مسابقه میان چمال افسی و ایاسسی گندریم در ورزشگاه شیخه ولد بویدیه، با لحن تند و ضربیِ مخصوص علی گفت:
من گاوِت هستم، بهترینِ همه زمانها، کلمنتاین، ذهنت را منفجر میکنم، سوپر فریکِ سفرهای ورزشی. من سوپرمنم، مرد پولادینم، حقیقت کجاست؟ ... من در جمهوری اسلامی موریتانی هستم. اینجا نمیشود نوشیدنی داشت، اما هنوز هم میتوان به تماشای یک بازی فوتبال رفت.
آن سفر، ششمین سفر از ۱۱ سفر او بود. او در بهار ۲۰۲۵ دوباره به آفریقا و خاورمیانه برگشت، تابستان گذشته به آسیا رفت، پاییز گذشته راهی آمریکای مرکزی شد و در فوریه به کارائیب سر زد. آخرین سفرش هم در مارس و آوریل انجام شد و در آن، کشورهای جام جهانیِ باقیمانده را تیک زد: کیپورد، ترکیه، چکیا، بوسنی و هرزگوین، اردن، مکزیک و نیوزیلند. کانر مجرد است و فرزندی ندارد. او میگوید:
شغلهایش بهعنوان مربی شغلی، روزنامهنگار ورزشی آزاد و سرمایهگذار املاک، هم انعطاف لازم را به او میدهد و هم پول کافی برای سفر.
با این همه، بهنظر خودش این هزینه در برابر تجربههایی که به دست آورده ناچیز است. ایالات متحده کشوری عاشق ورزش است، اما کانر حالا دریافته که فوتبال میتواند از مرز ورزش هم عبور کند و به چیزی نزدیک به دین برسد؛ نبردی میان هواداران و هوادارانِ متعصب. او میگوید:
مهمترین چیزی که از فوتبال گرفتم این است که با فرهنگِ نهفقط هر کشور، اما خیلی از کشورها گره خورده؛ مخصوصا تقریبا در همه جای آفریقا و آمریکای جنوبی و اروپا و خیلی جاهای دیگر. اینکه این ورزش چقدر پرشور است و چقدر با هویت این کشورها پیوند دارد. و فقط هم جام جهانی نیست که هر چهار سال یکبار برگزار میشود. من به مسابقات دسته دوم و سوم هم میرفتم و آنها دیوانهوار پرهیجان بودند. فوتبال واقعا فرق دارد.
یکی از بازیهایی که در ذهنش مانده، مسابقهای با پورتویل افسی در دسته سوم فوتبال انگلیس است. آن بازی یک پنجشنبه شب برگزار شد و ۱۱ هزار نفر در ورزشگاه کهنه و لقِ استوکآنترنت جمع شده بودند. وقتی بازیکنان وارد زمین میشدند، هواداران بازو در بازو هم میایستادند و ترانه «شگفتی تو»ی الویس پریسلی را با همان ووهها و واهاهای لازم میخواندند. کانر میگوید:
آن، از خودِ مسابقه هم بهیادماندنیتر بود.
شما درباره این سفرهای عجیب و فوتبالی چه فکر میکنید؟