دریاچههایی که در حال ناپدید شدن هستند؛ بحران خاموش آب در جهان
به نقل از worldatlas؛ دریاچههای سراسر جهان بهطور فزایندهای توسط چندین عامل از جمله فعالیت انسانی، تغییرات اقلیمی و انحراف رودخانههای ورودی تهدید میشوند. این فشارهای زیستمحیطی میتوانند اکوسیستمها را نابود کنند، به اقتصادهای وابسته به ماهیگیری آسیب بزنند و مشکلات بهداشتی نامطلوبی را در میان جوامع محلی افزایش دهند.
دریاچههای زیر از جمله دریاچههای در معرض خطر جهان هستند که عمدتا بر اساس کاهش چشمگیر سطح آب آنها در طول زمان انتخاب شدهاند. یک دریاچه زمانی در معرض خطر تلقی میشود که حجم آب، شیمی، تنوع زیستی یا پایداری بلندمدت اکولوژیکی آن بهشدت تهدید شود. این تعریف با دریاچه «منقرضشده عملکردی» متفاوت است؛ در این حالت کل پهنه آبی از بین میرود و بستر دریاچه بهطور دائمی خشک میماند.
در برخی موارد، مانند دریاچه پویو، این دریاچه در سال ۲۰۱۵ تقریبا بهطور کامل خشک شد و تنها در فصل بارندگی بخشی از آب خود را دوباره بهدست آورد. دریاچههای دیگری مانند دریاچه ارومیه زمانی از بزرگترین دریاچههای مناطق خود بودند اما اکنون حدود ۹۰ درصد از کل سطح خود را از دست دادهاند.
دریای آرال (Aral Sea)
دریای آرال زمانی چهارمین پهنه آب داخلی بزرگ جهان بود. این دریا در آسیای مرکزی، در مرز جنوب قزاقستان و شمال ازبکستان قرار دارد. منبع اصلی ورود آب به دریای آرال، رودخانههای سیردریا و آمودریا هستند. پیش از دهه ۱۹۶۰، سطح آب پایدار بود زیرا ورود آب این دو رودخانه با تبخیر در تعادل قرار داشت. در سال ۱۹۶۰، پیش از آغاز روند کاهش مدرن، سطح این دریا حدود ۲۶,۳۰۰ مایل مربع (۶۸,۰۰۰ کیلومتر مربع) بود.
در سال ۱۹۶۰، اتحاد جماهیر شوروی رودخانههای سیردریا و آمودریا را به مناطق بیابانی ازبکستان، قزاقستان، ترکمنستان و دیگر نقاط آسیای مرکزی برای آبیاری مزارع منحرف کرد. تا سال ۱۹۸۹، دریای آرال به دو بخش «دریای بزرگتر» در جنوب و «دریای کوچکتر» در شمال تقسیم شد و در پایان قرن بیستم به سه دریاچه جداگانه تبدیل شد؛ زمانی که بخش بزرگتر جنوبی به یک دریاچه غربی باریک و یک دریاچه شرقی گستردهتر تقسیم شد. سد کوکآرال با حمایت بانک جهانی به بازسازی بخشهایی از دریای آرال شمالی/کوچکتر کمک کرد، اما دریای آرال جنوبی/بزرگتر همچنان به کاهش ادامه داد و حوضه شرقی آن بهصورت دورهای خشک میشود. امروز این دریا به ۱۰ درصد سطح اولیه خود کاهش یافته و اکنون ۱,۳۰۰ مایل مربع (۳,۵۰۰ کیلومتر مربع) وسعت دارد. در نتیجه، بیابانزایی در اطراف آن رخ داده و بیابان «آرالکوم» شکل گرفته است.
وقتی باد بر بستر خشک دریا میوزد، گرد و غبار سمی آلوده به نمک ایجاد میشود که مشکلات بهداشتی برای ساکنان ایجاد میکند. نرخهای بالای غیرعادی سرطان گلو، کمخونی، بیماری کلیوی و مرگومیر نوزادان در این منطقه گزارش شده است.
دریاچه ارومیه (Lake Urmia)
در بیشترین وسعت خود، دریاچه ارومیه بزرگترین دریاچه خاورمیانه بود و سطحی حدود ۲,۰۰۰ مایل مربع (۵,۲۰۰ تا ۶,۰۰۰ کیلومتر مربع) داشت، اما تا پاییز ۲۰۲۳ بخش زیادی از آن به نمکزار خشک تبدیل شد. این دریاچه در شمالغرب ایران قرار دارد و ۸۷ مایل (۱۴۰ کیلومتر) طول، ۲۵ تا ۳۵ مایل (۴۰ تا ۵۵ کیلومتر) عرض و ۵۳ فوت (۱۶ متر) عمق دارد. این دریاچه عمدتا توسط رودخانه «تَلخه» در شمالشرق و رودخانههای «زرینه» و «سیمینه» در جنوب تغذیه میشود. آب آن بسیار شور است زیرا هیچ خروجی ندارد. میزان شوری در بهار بین ۸ تا ۱۱ درصد و در اواخر پاییز بین ۲۶ تا ۲۸ درصد متغیر است.
در سال ۱۹۹۵، دریاچه ارومیه به بالاترین سطح خود رسید و حدود ۳۲ میلیارد متر مکعب آب در خود داشت. در دو دهه بعد، سطح آب بیش از ۲۳ فوت (۷ متر) کاهش یافت و حدود ۹۰ درصد سطح خود را از دست داد. تا اوت ۲۰۲۵، سطح دریاچه به ۲۲۴ مایل مربع (۵۸۱ کیلومتر مربع) رسید. این وضعیت ناشی از خشکسالیهای پیدرپی، مصرف آب کشاورزی و ساخت سد روی سه رودخانه اصلی ورودی است. خشکشدن دریاچه تاثیر منفی بر جمعیت میگوی آب شور داشته و تغییر شوری آب بقای آن را تهدید میکند. بدون این میگوها، جمعیت پرندگان مهاجر نیز کاهش یافته و کل اکوسیستم در معرض تهدید قرار گرفته است.
دریاچه پویو (Lake Poopó)
دریاچه پویو در کوههای آلتیپلانو در غرب-مرکز بولیوی قرار دارد و زمانی دومین دریاچه بزرگ این کشور بود. این دریاچه در گذشته ۹۷۷ مایل مربع (۲,۵۳۰ کیلومتر مربع) وسعت داشت، ۵۶ مایل (۹۰ کیلومتر) طول، ۲۰ مایل (۳۲ کیلومتر) عرض و تنها ۸ تا ۱۰ فوت (۲.۴ تا ۳ متر) عمق داشت. این دریاچه عمدتا توسط رودخانههای دساگوآدرو و مارکز تغذیه میشد و تنها خروجی آن رودخانه لاکاجاهویرا بود. در گذشته سطح آن نزدیک به ۳,۰۰۰ کیلومتر مربع (۱,۲۰۰ مایل مربع) بوده است. با این حال، سطح آن از اواسط دهه ۱۹۹۰ شروع به کاهش کرد تا جایی که عمق آن به ندرت از ۳ متر (۹ فوت) بیشتر میشود.
کاهش این دریاچه به تغییرات اقلیمی و گرمایش زمین، کاهش ورودی آب، رسوب و آلودگی ناشی از معدنکاری و برداشت آب برای کشاورزی نسبت داده میشود. در اواسط دهه ۱۹۹۰، خشکسالی گستردهای باعث ناپدید شدن دریاچه شد؛ آبی که از دست رفته بود با چرخه بارندگی و جریان رودخانههای دساگوآدرو و مارکز تا حدی بازگشت. در دو دهه بعد، افزایش دما ناشی از گرمایش جهانی نرخ تبخیر دریاچه پویو را سه برابر کرد. پدیده النینو نیز باعث بارش زیاد در برخی مناطق بولیوی و خشکسالی در مناطق دیگر از جمله این دریاچه شد. فعالیتهای معدنی از سال ۱۹۸۱ از ۱۲۰ معدن سرب، قلع و طلا باعث ورود مستقیم پسماند به آب دریاچه شد.
ترکیب گرمایش جهانی، خشکسالیهای طولانی و رسوبات معدنی در نهایت باعث خشکشدن کامل دریاچه در دسامبر ۲۰۱۵ شد. این موضوع پیامدهای اقتصادی شدیدی برای جوامع وابسته به ماهیگیری داشت و بسیاری را مجبور به مهاجرت کرد. هرچند در فصل بارندگی بخشی از آب بازگشت، اما وضعیت آن در فصلهای خشک همچنان نگرانکننده است.
دریاچه چاد (Lake Chad)
دریاچه چاد زمانی یکی از بزرگترین دریاچههای آفریقا بود و در کشورهای چاد، کامرون، نیجریه و نیجر مرز آبی داشت. سطح آن بهشدت با فصلها تغییر میکند، اما در ارتفاع ۲۸۰ متری از سطح دریا در دهه ۱۹۶۰ حدود ۶,۸۷۵ مایل مربع (۱۷,۸۰۰ کیلومتر مربع) وسعت داشت. در آغاز قرن ۲۱، سطح آن به حدود ۵۸۰ مایل مربع (۱,۵۰۰ کیلومتر مربع) رسید؛ کمتر از یکدهم مقدار اولیه. این دریاچه عمدتا توسط سیستم رودخانهای شاری-لُگون تغذیه میشود و باقی ورودیها از رودخانههای اِبِجی و یدسِرام تامین میشود.
دریاچه چاد منبع آب شیرین برای بیش از ۳۰ میلیون نفر است. خشکسالیهای شدید بین نوامبر تا مارس تاثیر منفی بر منابع آب داشتهاند. در دهه ۱۹۷۰، خشکسالیهای شدید باعث خشکشدن حوضه شمالی شد و دریاچه را به دو بخش تقسیم کرد. از آن زمان، دریاچه اغلب به دو بخش شمالی و جنوبی با یک جداکننده بزرگ تقسیم شده است؛ بخش شمالی بهطور نامنظم پر میشود و در صورت کمبود ورودی ممکن است خشک بماند. فصل خشک همچنین باعث باد «هارماتان» از صحرای بزرگ آفریقا میشود که با کاهش رطوبت و افزایش خشکی، سطح آب را کاهش میدهد.
دریای مرده (Dead Sea)
دریای مرده یک دریاچه شور محصور در خشکی است که در شرق با اردن و در غرب با کرانه باختری هممرز است. کرانه باختری در نیمه شمالی ساحل غربی و در نیمه جنوبی نیز این منطقه قرار دارد. رود اردن از شمال وارد این دریاچه میشود و در گذشته تقریبا تمام آب آن را تامین میکرد. سواحل آن پایینترین نقطه خشکی زمین هستند و سطح آب آن بیش از ۴۳۰ متر زیر سطح دریا قرار دارد. نام این دریاچه به دلیل شوری بالای آن است که مانع رشد گیاهان و جانوران میشود و باعث شناوری بدن انسان میشود.
در تابستانهای گرم، سطح آب به دلیل تبخیر تا یک اینچ کاهش مییابد. اما سطح آب آن بهسرعت در حال کاهش است. تا دهه ۱۹۵۰، ورودی آب با تبخیر برابر بود، اما در دهه ۱۹۶۰ یک ایستگاه پمپاژ در سواحل دریای جلیل ساخته شد و بخشی از آب رود اردن علیا منحرف شد. همچنین در دهه ۱۹۷۰، اردن و سوریه شاخه اصلی رود اردن سفلی یعنی رود یرموک را منحرف کردند. این دریاچه سالانه به ۱۶۰ میلیارد گالن آب برای حفظ سطح خود نیاز دارد اما تنها ۱۰ درصد آن را دریافت میکند.
پیش از ۱۹۶۰، سطح دریای مرده ۳۹۴ مایل مربع (۱,۰۲۰ کیلومتر مربع) بود. از آن زمان یکسوم کاهش یافته و اکنون حدود ۲۱۳ مایل مربع (۵۵۴ کیلومتر مربع) است.
دریاچه نمک بزرگ (Great Salt Lake)
دریاچه نمک بزرگ در شمال یوتا بزرگترین پهنه داخلی آب شور در نیمکره غربی است. رودخانههای بیر، وبر و جردن آن را تغذیه میکنند. این دریاچه زیستگاه آرتمیا و محل استخراج نمک، معدن منیزیم و فعالیتهای تفریحی است و حدود ۱٫۵ میلیارد دلار به اقتصاد یوتا کمک میکند. بیشترین سطح آن در سال ۱۸۷۳ و اواسط دهه ۱۹۸۰ ثبت شد؛ زمانی که وسعت آن ۲,۴۰۰ مایل مربع (۶,۲۰۰ کیلومتر مربع) بود.
در ژوئن ۲۰۲۲، سطح آب به پایینترین حد تاریخی رسید و به ۸۸۸ مایل مربع (۲,۳۰۰ کیلومتر مربع) کاهش یافت. اگرچه سطح آن نوسان دارد، اما طی چهار دهه گذشته روند کلی کاهش داشته است. این کاهش عمدتا ناشی از انحراف آب در بالادست و تغییرات اقلیمی است. با وجود انحراف آب برای کشاورزی و مسکن در حدود یک قرن، این روند در دهههای اخیر با رشد جمعیت سالتلیکسیتی تشدید شده است؛ جمعیتی که از ۷۰۰ هزار نفر در ۱۹۸۲ به ۱٫۲ میلیون نفر در ۲۰۲۲ رسیده است. همچنین با افزایش بارش باران به جای برف، تبخیر بیشتر شده زیرا برف دیگر بهتدریج آب را آزاد نمیکند.
حفاظت از دریاچههای در معرض خطر جهان
این دریاچهها نشان میدهند که چگونه توسعه انسانی، تغییرات اقلیمی و آلودگی میتواند کل اکوسیستمها و جوامع وابسته به آنها را بیثبات کند. با افزایش جمعیت جهانی و افزایش تقاضای آب، رودخانههای تغذیهکننده این دریاچهها بیش از پیش برای کشاورزی، معدنکاری و توسعه شهری منحرف میشوند و این موضوع روند کاهش آنها را تسریع میکند.
در حالی که در برخی تحلیلها از احتمال تثبیت وضعیت دریای مرده در دهههای آینده سخن گفته میشود، آینده آن همچنان در سایه رشد جمعیت و تغییرات اقلیمی نامشخص است. همچنین اگرچه دریاچه پویو تا حد زیادی خشک شده، اما همچنان در دسته دریاچههای بسیار در معرض خطر قرار دارد نه «منقرضشده عملکردی». بارشهای فصلی هنوز در برخی دورهها آبهای کمعمق و تالابهایی در حوضه آن ایجاد میکنند، اما این بازگشتهای موقتی برای بازگرداندن کارکرد اکولوژیکی و اقتصادی گذشته کافی نیستند.