اصفهان در عصر صفوی نگین درخشان معماری شرق بود؛ شهری آراسته به باغهای پیوسته، کوشکهای چشمنواز و تالارهایی که هر گوشهشان ذوق هنر ایرانی را بازتاب میداد. در میان سازههای تماشایی حاشیه زایندهرود، عمارت نمکدان بنایی متمایز و کمنظیر به شمار میرفت که سالها چشم گردشگران و سیاحان را به خود خیره میکرد، اما سرنوشتی تاریک در انتظارش بود.
بررسی اسناد تاریخی نشان میدهد عمارت نمکدان سازهای هشتگوش و سهطبقه بود که در موقعیتی کمنظیر نسبت به سایر ابنیهی سلطنتی قرار داشت. فاصله سازه تا تالار آیینهخانه حدود ۱۵۰ متر و تا بستر زایندهرود نزدیک به ۲۳۰ متر برآورد میشد. ساختار هشتضلعی کاخ دیدی فراگیر به باغ پیرامون و رودخانه میبخشید و نسیم خنک زایندهرود در طبقات آن به گردش درمیآمد.
حاکم اصفهان خشم و ناکامی سیاسی خود را در قالبی نامتعارف تخلیه کرد. تلافی این محرومیت، دامن میراث برجسته عصر صفوی را گرفت. موج ویرانگریهای ظلالسلطان سرانجام پایههای کاخ نمکدان را نیز فرو ریخت. کارگران به دستور مستقیم حاکم، ستونها و دیوارهای هشتضلعی کوشک را تخریب کردند تا اثری از این بنای باابهت بر جای نماند.