از جنگ و امپراتوری تا هنر؛ ۱۰ موزه برتر آسیا
آسیا در تاریخ معاصر یکی از سریعدگرگونشوندهترین قارهها بوده است؛ تا جایی که قرن بیستویکم را اغلب «قرن آسیایی» مینامند. شتاب رشد اقتصادی و گسترش شهرها در چند دهه، جوامع کامل را زیر و رو کرد و همین تغییرات سریع باعث شد موزههای آسیا نه از دل نوستالژی، بلکه با نیاز فوری به ثبت دگرگونیها شکل بگیرند؛ گاهی حتی پیش از آنکه آن دگرگونیها از حافظه زنده مردم محو شوند.
۱. موزه هنر اسلامی در دوحه، قطر
بهگزارش thecollector.com، در میان این موزهها، موزه هنر اسلامی در دوحه، قطر، یکی از نخستین نمونههای چنین نگاه ثبتمحوری است. قطر بهخوبی نمایانگر این شتاب تغییر است؛ جایی که نسل پدربزرگها در ساحلهای شنی به صید مروارید و ماهی گروپر مشغول بودند و نوهها اکنون در پنتهاوسهای مرتفع زندگی میکنند و در شرکتهای جهانی کار دارند. در میانه همین دگرگونی حیرتانگیز، موزه هنر اسلامی شکل گرفت تا فرهنگ مادی قدیمی کشور پیش از آنکه از حافظه زنده مردم بیرون برود، حفظ و ثبت شود.
مجموعه این موزه بیش از ۱۰۰۰ سال را دربرمیگیرد و از اسپانیا تا جنوب آسیا امتداد مییابد، بیآنکه در قالب یک جدول زمانی دودمانی بچیند. در عوض، گالریها بر اساس کارکرد اشیا سازمان یافتهاند؛ از نوشتن و علم گرفته تا عبادت، تجارت و زندگی خانگی. ابزارهای علمی نیز در سراسر مجموعه به چشم میخورند، از جمله اسطرلابها و نسخههای خطی پزشکی که نشان میدهند دانش روزگاری چگونه در جهان گسترده اسلام جابهجا میشد.
۲. موزه ملی چین، پکن
در پکن، موزه ملی چین تصویری فشرده از تاریخ پرشتاب این کشور ارائه میدهد. این موزه که در میدان تیانآنمن قرار دارد، مواد و اشیایی از فرهنگهای آغازین سکونت، دودمانهای امپراتوری و دولت مدرن را در یک توالی پیوسته کنار هم میگذارد. از سفالهای نوسنگی تا ظروف آیینی برنزی و اشیای تدفینی، بازدیدکننده با منطقههای فرهنگی گوناگونی روبهرو میشود که بسیار پیشتر از وحدت سیاسی وجود داشتند و همین نکته نشان میدهد چین اولیه تا چه اندازه متنوع بوده است، و هنوز هم است.
۳. موزه یادمانهای جنگ هوشیمینسیتی، ویتنام
در ویتنام، موزه یادمانهای جنگ هوشیمینسیتی با گذشتهای سروکار دارد که نه دور است و نه پایانیافته. این موزه بر جنگ ویتنام و پیامدهای بلندمدت آن تمرکز میکند و با تکیه بر عکسها، تجهیزات نظامی، شهادتهای شخصی و اسناد رسمی، عمدتا از منظر ویتنامیها این درگیری را روایت میکند. گالریهای ابتدایی به سلطه استعماری فرانسه و تقسیم ویتنام میپردازند و سپس به سالهای جنگ آمریکایی و پیامدهایش میرسند.
بخشی از تاثیرگذارترین مواد این موزه اصلا نظامی نیستند. عکسهای غیرنظامیان، اسناد مربوط به جنگ شیمیایی و نمایشهایی درباره مهمات عملنکرده و عامل نارنجی، جنگ را در سطح تاثیرش بر زندگی روزمره زمینی و ملموس میکنند. همین جزئیات است که نشان میدهد رنج جنگ چگونه از میدان نبرد فراتر رفت و به خانهها و بدنها و زندگی عادی نفوذ کرد.
۴. موزه قصر در شهر ممنوعه، پکن
در قلب پکن، موزه قصر در شهر ممنوعه قرار دارد؛ جایی که پیشتر مرکز اداری و آیینی چین امپراتوری بود. امپراتورها نزدیک به پنج قرن از این مجموعه محصور در دیوار حکومت کردند و اکنون موزه نهتنها معماری آن، بلکه سازوکارهایی را حفظ میکند که چرخهای دربار را میچرخاند. مجموعه موزه بسیار فراتر از اتاقهای پرزرقوبرق و نشانههای اقتدار است و اسناد درباری، ساعتها، لباسها، نقاشیها و اشیای روزمره را نیز در بر میگیرد؛ آثاری که نشان میدهند زندگی درون قصر تا چه اندازه کنترلشده بوده است.
یکی از شگفتانگیزترین نکات درباره این موزه، اندازه عظیم مجموعه ذخیرهشده و این واقعیت است که بخش بزرگی از آن هنوز به نمایش درنیامده است. همین موضوع بر این نکته تاکید میکند که قصر، بیش از هر چیز، جهانی خودبسنده بوده؛ جهانی که هم قدرت را نمایش میداد و هم آن را درون خود سامان میداد.
۵. موزه ملی ژاپن، توکیو
در توکیو، موزه ملی ژاپن قدیمیترین موزه این کشور است و در آغاز دوره میجی، در سال ۱۸۷۲، تأسیس شد؛ زمانی که ژاپن پس از قرنها انزوا مشغول بازتعریف خود و تصمیمگیری درباره چگونگی عرضه میراث فرهنگیاش به جهان بود. مجموعههای این موزه بیش از ۱۰ هزار سال را دربر میگیرند؛ از سفالهای دوره جومون با قدمتی حدود ۱۰۰۰۰ پیش از میلاد تا آثار اواخر دوره ادو در قرن نوزدهم.
برخلاف بسیاری از موزههای ملی، تمرکز اینجا تقریبا کاملا بر هنر و باستانشناسی ژاپن است و اشیای شرق آسیا بیشتر برای مقایسه به کار میروند تا اینکه روایت اصلی را شکل دهند. نکته غیرعادی دیگر این است که نمایشها در این موزه بهطور مداوم جابهجا میشوند؛ بخشی بهدلیل شکنندگی بسیاری از آثار و بخشی هم به این دلیل که نگاه متولیان، نگهداری را کاری پیوسته و ناتمام میبیند. به همین دلیل، هیچ دو بازدیدی در این موزه دقیقا شبیه هم نیست.
۶. موزه یادمان صلح هیروشیما
اگر موزه ملی ژاپن از حیث گستره میدرخشد، موزه یادمان صلح هیروشیما درست در نقطه مقابل آن قرار میگیرد و بر تنها یک لحظه جهانتغییردهنده تمرکز دارد: بمباران اتمی ۶ اوت ۱۹۴۵. مسیر بازدید با نمایش هیروشیما بهعنوان شهری کاملاً فعال آغاز میشود و سپس به پیامدهای فوری انفجار و آثار بلندمدت تابش هستهای میرسد. نقشهها، عکسها و جدولهای زمانی توضیح میدهند پیش از بمب چه چیزی وجود داشت و همین امر ابعاد ویرانی و فقدان را بهتر قابل درک میکند.
بخش عمده موزه بر وسایل شخصی نجاتیافته از خرابهها بنا شده است؛ چیزهایی که همهچیز را ملموستر میکنند. لباسهای سوخته، جعبههای ناهار مدرسه ذوبشده و ساعتهایی که در لحظه انفجار متوقف شدهاند، در کنار پیامهای دستنویس، این رویداد را به زندگیهای روزمرهای پیوند میزنند که ناگهان پایان یافتند. بخشهای بعدی نیز به بیماری ناشی از تشعشع و آسیبهای زیستمحیطی میپردازند که در دهههای بعد بر کشور سایه انداخت. موزه از اغراق نمایشی پرهیز میکند، اما بیرون آمدن از آن بیتاثیر تقریبا ناممکن است.
۷. موزه نسلکشی توئول اسلنگ، کامبوج
در کامبوج، موزه نسلکشی توئول اسلنگ، همسنگ بمباران اتمی ژاپن، از مهمترین و ویرانگرترین رویدادهای تاریخ معاصر آسیا را بازمیگوید. این مکان که در دوران خمرهای سرخ با نام اس-۲۱ شناخته میشد، در ساختمان یک مدرسه متوسطه قرار دارد که بین سالهای ۱۹۷۵ تا ۱۹۷۹ به زندانی مخفی تبدیل شد. برآورد میشود حدود ۱۴ هزار نفر در اینجا بازداشت شدند و تنها شمار اندکی از آنها جان به در بردند.
موزه عملا همانگونه حفظ شده که هنگام آزادی بهدست ارتش ویتنام در سال ۱۹۷۹ بود. کلاسها عریان و سردند؛ برخی به سلولهای ساده تقسیم شدهاند و برخی دیگر برای بازجویی به کار میرفتند و تنها با تختهای آهنی و مهارکنندهها تجهیز شده بودند. هزاران عکس زندانیان روی دیوارهای میان اتاقها دیده میشود. خُردکنندهتر آنکه خمرهای سرخ خودشان ثبتهای دقیقی از شکنجهها و اعدامها نگه داشته بودند و همین اسناد اکنون بخش بزرگی از مدارک نمایشدادهشده را تشکیل میدهد.
توئول اسلنگ تلاش نمیکند رویدادها را بهصورت نمادین بازسازی کند؛ بلکه بر اتکای به فضای فیزیکی و اسناد باقیمانده، نشان میدهد چگونه سازوکارهای بوروکراتیک توانستند خشونت را در چنین مقیاس عظیمی ممکن کنند. این موزه بخشی از یادمان سهگانه یونسکو برای نسلکشی است، اما راستش را بخواهید برای بازدید از هر سه بخش، واقعاً به معدهای قوی نیاز دارید.
۸. موزه ملی کره، سئول
در سئول، موزه ملی کره با آنکه تاریخ مدرن این کشور هنوز بهوضوح با تهاجم، اشغال، جنگ و تقسیم گره خورده، ترجیح میدهد بر آنچه باقی مانده تمرکز کند نه آنچه شکسته است. مجموعههای موزه بیش از ۵ هزار سال را پوشش میدهند؛ از ابزارهای پیشاتاریخی و آثار عصر برنز گرفته تا نقاشی، خوشنویسی و دانش کنفوسیوسی دوره چوسان. بدون تردید، سرامیکها بزرگترین نقطه قوت این موزهاند و آن را صاحب برخی از بهترین نمونههای سلادون گوریو در جهان کردهاند؛ نوعی سفال سبز یشمی که در قرون وسطی در چین نیز بسیار ستوده شد.
بسیاری از اشیای نمایشدادهشده تنها به لطف زیرکی انسانها و شانس فراوان باقی ماندهاند. در دوران استعمار ژاپن و سپس جنگ کره، آثار فرهنگی با شتاب بستهبندی شدند، در معابد پنهان ماندند یا از جایی به جای دیگر منتقل شدند تا نابود یا غارت نشوند. برخی از آنها هنوز هم نشانههای این مسیر دشوار را حمل میکنند؛ ترکخورده، ناقص یا آشکارا مرمتشدهاند. موزه این روایتها را پنهان نمیکند، بلکه آشکارا بیان میکند و نشان میدهد مردم برای حفاظت از گذشته کشورشان، در زمانی که همهچیز پیرامونشان ناپایدار بود، تا چه اندازه آگاهانه تلاش کردند.
۹. موزه ملی هند، دهلینو
اگر در هند فقط وقت دیدن یک موزه را داشته باشید، باید جایی سراغ کنید که بتواند تمدنهای شهری باستانی، ادیان گوناگون، فرهنگهای منطقهای، امپراتوری، استعمار و استقلال را بیآنکه چیزی را سادهسازی کند، در کنار هم بنشاند. کار سادهای نیست، اما موزه ملی در دهلی نو بهخوبی از عهدهاش برمیآید و لایههای گوناگون تاریخ را چنان کنار هم میگذارد که همپوشانیشان در مرکز توجه باقی بماند.
بازدیدکننده از مُهرهای هاراپایی و مجسمههای کوچک مرتبط با زندگی شهری و تجارت اولیه عبور میکند و به تالارهایی میرسد که پر از آثار بودایی پیچیده، مجسمههای درباری و نسخههای خطیاند. خیلی زود روشن میشود که دین، قدرت و هنر در هند همزمان و در کنار هم پیش میرفتند، نه پشت سر هم. تفاوتهای منطقهای نیز بهطرز غیرمعمولی برجسته شدهاند؛ موزه ترجیح داده آنها را مستقل نگه دارد، نه اینکه در یک روایت ملی واحد حل کند. مواد مربوط به دوره اسلامی و استعمار نیز به داستان افزوده میشود و نشان میدهد سازگاری و گاه مقاومت، اغلب همزمان رخ میدادند، گاهی حتی درون یک جامعه واحد.
۱۰. کاخ توپکاپی، استانبول
اگر بخواهید بفهمید تاریخ لایهلایه در مقیاس یک قاره چگونه عمل میکند، این یکی از موزههای آسیاست که پیچیدگی را به شکلی قابلفهم و منظم نشان میدهد. در استانبول نیز کاخ توپکاپی، آخرین ایستگاه این فهرست، بهخوبی نشان میدهد چگونه امپراتوری، حکومت و تشریفات میتوانند در قالب یک مکان واحد درهم تنیده شوند.
کاخ توپکاپی در میانه قرن پانزدهم ساخته شد، اندکی پس از فتح قسطنطنیه در سال ۱۴۵۳. برای نزدیک به چهار قرن، اینجا مرکز اداره امپراتوری عثمانی بود؛ جایی که سلاطین بر قلمرویی گسترده از جنوبشرقی اروپا تا شمال آفریقا و خاورمیانه فرمان میراندند. این مجموعه ترکیبی از سنتهای درباری اسلامی و میراث اداری بیزانس بود و همین آمیختگی، هویت آن را شکل میداد.
راه رفتن در توپکاپی، همزمان شبیه گردش در یک کاخ و کاوش در سازوکارهای درونی دولت است. این مکان هنوز هم بسیار باشکوه و قدرتمند به نظر میرسد، اما به شکلی مهارشده و حسابشده. هرچه از حیاطی به حیاط دیگر پیش میروید، راهروهای دسترسی باریکتر میشوند و روشن میشود که افراد بالادست تا چه حد با دقت محافظت میشدند. در این مسیر، تالارهای شورا و اتاقهای خزانه را میبینید، و نیز آشپزخانههای عظیمی که زمانی هر روز هزاران نفر را سیر میکردند.
این ۱۰ موزه، از دوحه و پکن تا هیروشیما و استانبول، تنها محل نگهداری اشیا نیستند؛ هر کدام تلاشیاند برای فهمیدن اینکه آسیا چگونه در برابر شتاب تاریخ، جنگ، امپراتوری و دگرگونی ایستاده و خود را بازتعریف کرده است. از نگاه این فهرست، موزه در آسیا فقط حافظ گذشته نیست؛ بلکه سند زندهای از حالِ در حال تغییر هم است.
نظر شما درباره این فهرست چیست؟