به نقل از هریتیج دیلی، برای مردم باستانی مزوآمریکا، مرگ پایان زندگی نبود؛ بلکه آغاز سفری به جهانی دیگر محسوب میشد. اکنون پژوهشی تازه روی دهها نقش صخرهای در ایالت ایدالگوی مکزیک نشان میدهد هنرمندان بیش از هزار سال پیش شاید همین سفر رازآلود را روی سنگها ثبت کرده باشند.
پژوهشگران تاکنون دستکم ۵۵ صحنه مشابه را در ۲۵ محوطه باستانی این منطقه شناسایی کردهاند؛ تصاویری که به باور آنها ممکن است بخشهایی از یک روایت مشترک درباره دیدار با فرمانروای دنیای زیرین را به تصویر بکشند.
داستانی که روی سنگها تکرار میشود
آلفونسو تورس رودریگز، باستانشناس مرکز ایدالگوی مؤسسه ملی مردمشناسی و تاریخ مکزیک (INAH)، این نقشها را با روشی موسوم به «نحو گرافیکی» بررسی کرده است؛ روشی که چیدمان عناصر تصویری را مانند اجزای یک داستان کنار هم قرار میدهد تا معنای آنها را آشکار کند.
بیشتر این نقشها به فاصله سالهای ۳۵۰ تا ۷۵۰ میلادی تعلق دارند و در محوطههایی مانند هوآپالکالکو، شیوئینگو، داهنه و سن میگل د لاس پیدراس دیده میشوند. به گفته پژوهشگران، تکرار الگوهای مشابه در این مناطق نشان میدهد این تصاویر صرفا نقاشی بخشهایی از یک روایت آیینی مشترک را بازگو میکنند.
جنگجویان، سگسانان و فرمانروای مرگ
در بسیاری از این صحنهها، یک یا دو شخصیت که پژوهشگران آنها را جنگجو میدانند، همراه با یک سگسان به سوی موجود دیگری حرکت میکنند. این موجود معمولا با نمادهایی مانند ماه، بستههای تدفینی یا تصاویری مرتبط با فرود به فضاهای زیرزمینی همراه است؛ ویژگیهایی که باعث شده پژوهشگران او را نماینده فرمانروای دنیای مردگان بدانند.
رودریگز چهار الگوی اصلی را در این تصاویر تشخیص داده است: یک نفر که به دیدار شخصیتی دیگر میرود، یک نفر که با دو موجود روبهرو میشود، دو نفر که به یک شخصیت میرسند و دو شخصیت که با دو موجود دیگر روبهرو میشوند.
توزیع جغرافیایی این نقشها نیز جالب توجه است. در نواحی کوهستانی شرق و جنوب ایدالگو، صحنههایی که دو شخصیت اصلی را نشان میدهند فراوانترند، در حالی که در دره مزکیتال، تصاویر با یک شخصیت اصلی بیشتر دیده میشوند.
سه چهره از دنیای زیرین
پژوهشگران شخصیتهای مقصد را در سه گروه اصلی طبقهبندی کردهاند. نخست، مجموعهای که با تزکاتلیپوکا، هوئماک و یائوتل ارتباط دارد و با نشانههایی مانند پوست مار، ویژگیهای جنگجویانه و دستهای بزرگ شناخته میشود.
گروه دوم با اوتونتکوتلی، تلوتلی و میکتلانتکوتلی پیوند دارد و صرفا به شکل شخصیتی نشسته دیده میشود؛ تصویری که با سنتهای مذهبی قوم اوتومی همخوانی دارد.
سومین گروه نیز به نیاکان اختصاص دارد؛ شخصیتهایی که اغلب بهصورت جفت ظاهر میشوند و در مناطق کوهستانی و دره مزکیتال دیده شدهاند.
راز دوقلوهای باستانی
یکی از مهمترین نکتههای این پژوهش، حضور مکرر شخصیتهای دوتایی یا دوقلوها است. رودریگز معتقد است این جفتها نسخههای یکسان از یکدیگر نیستند، بلکه دو نیروی مکمل را نمایندگی میکنند.
به باور او، یکی از این شخصیتها نماد ویژگیهای مردانه، جنگاوری و خورشید است، در حالی که دیگری به جنبههای زنانه، قربانی، ماه و باروری اشاره دارد. همین دوگانگی شاید یکی از کلیدهای اصلی درک این روایتهای باستانی باشد.
آیینی که شاید هنوز زنده باشد
نکتهای که این پژوهش را جذابتر میکند، شباهت آن با برخی آیینهای درمانی قوم اوتومی در ایدالگو است. در این سنتها، درمانگران برای ارتباط با نیروهای جهان دیگر باید چیزی را داشته باشند که از آن با عنوان «روح دوگانه» یا «قلب دوگانه» یاد میشود.
به گفته رودریگز، در این آیینها فرد ابتدا با نیروهای دنیای زیرین روبهرو میشود و سپس از دل این رویارویی، نیرویی به نام «نزاهکی» را به دست میآورد؛ مفهومی که او شباهتهای قابلتوجهی میان آن و روایتهای نقشهای صخرهای یافته است.
اگر این ارتباط درست باشد، بخشی از باورهای مردم مزوآمریکا درباره مرگ و جهان پس از آن نهتنها در سنگنگارههای هزار ساله، بلکه در سنتهای زنده امروز نیز ردپایی از خود باقی گذاشته است.
پنجرهای به جهانبینی مردم مزوآمریکا
این پژوهش در دهمین همایش بینالمللی تاریخ، معماری، پیکرهسازی، شهرسازی و آیینهای تدفینی مکزیک ارائه شد؛ رویدادی که پژوهشگران رشتههای مختلف در آن، مفهوم مرگ و میراث تدفینی را از زوایای گوناگون بررسی کردند.
در نهایت، ارزش این کشف تنها به شناسایی چند نقش صخرهای محدود نمیشود. این تصاویر پنجرهای به جهانبینی مردمانی میگشایند که بیش از هزار سال پیش مرگ را نه پایان، بلکه سفری به جهانی دیگر میدانستند؛ سفری که شاید هنوز پژواک آن در فرهنگهای محلی مکزیک شنیده میشود.