اگر فکر میکنید تغییر رنگ فقط هنر آفتابپرست است، طبیعت شگفتیهای بیشتری در آستین دارد. بهنقل از نشنال جئوگرافیک، از پرندگانی که با آمدن زمستان کاملا سفید میشوند تا اختاپوسهایی که در کسری از ثانیه رنگ پوستشان را عوض میکنند، بسیاری از جانوران از این توانایی برای زنده ماندن استفاده میکنند.
این تغییر رنگ همیشه برای پنهان شدن نیست؛ گاهی برای شکار، پیدا کردن جفت، ترساندن رقیب یا جلوگیری از یک درگیری مرگبار به کار میآید.
وقتی زمستان، حیوانات را سفیدپوش میکند
در مناطق سرد شمالی، تغییر رنگ بیشتر شبیه تعویض لباس فصل است. کبک برفی که در شمال اروپا، آسیا و آمریکای شمالی زندگی میکند، تابستان را با پرهای قهوهای میگذراند، اما با کوتاه شدن روزها، پرهای تازه و کاملا سفید جای آنها را میگیرند. زمستان که از راه میرسد، این پرنده تقریبا با برف یکی میشود و شکارچیان به سختی میتوانند آن را تشخیص دهند.
همین اتفاق برای راسوهای شمالی هم رخ میدهد. خز قهوهای آنها بهتدریج سفید میشود؛ اما این بار هدف فقط مخفی شدن نیست. راسوها شکارچیاند و لباس سفیدشان کمک میکند بیسروصدا به پرندگان و پستانداران کوچک نزدیک شوند.
دانشمندان میگویند بیش از ۲۰ گونه پرنده و پستاندار در نیمکره شمالی هر سال بین تابستان و زمستان چنین تغییر کاملی را تجربه میکنند. این فرایند با تغییر طول روز و هورمونهای بدن آغاز میشود.
حتی زیر آب هم فصلها رنگ را عوض میکنند
تغییر رنگ فقط به جنگلهای برفی محدود نیست. میگوی آفتابپرست که در حوضچههای ساحلی زندگی میکند، میتواند بین رنگ سبز و قرمز جابهجا شود. دلیلش ساده است؛ وقتی جلبکهای اطرافش با تغییر فصل عوض میشوند، این سختپوست هم بهآرامی رنگ بدنش را تغییر میدهد تا همچنان دیده نشود.
عنکبوت خرچنگی طلایی هم روش جالبی دارد. این شکارچی روی گلهای سفید یا زرد کمین میکند و اگر خانهاش را عوض کند، طی چند روز رنگ بدنش را با گل جدید هماهنگ میکند.
آفتابپرست؛ سریعتر از آنچه فکر میکنید
برخلاف تصور رایج، آفتابپرست بیشتر وقتها برای استتار تغییر رنگ نمیدهد. این خزنده میتواند در کمتر از ۳۰ ثانیه رنگ پوستش را تغییر دهد؛ آن هم به کمک سلولهای ویژهای که هم رنگدانه دارند و هم کریستالهای بازتابدهنده نور.
وقتی یک آفتابپرست آرام روی شاخه نشسته است، معمولا رنگ سبز ملایمی دارد. اما کافی است رقیبی وارد قلمرویش شود؛ پوستش سفت میشود، ساختار سلولها تغییر میکند و ناگهان رنگهای نارنجی، قرمز یا آبی درخشان ظاهر میشوند.
برای نرها، این نمایش رنگی نوعی زبان بدن است؛ رنگهای روشن پیام پرخاشگری میدهند و رنگهای تیرهتر نشانه عقبنشینی هستند. همین گفتوگوی رنگی گاهی جلوی یک درگیری واقعی را میگیرد.
ماهیها و خرچنگهایی که در چند دقیقه تغییر میکنند
بعضی موجودات دریایی هم سرعت قابل توجهی دارند. خرچنگ ویولنزن استرالیایی هنگام جفتیابی یا استرس، طی حدود ۲۰ دقیقه رنگ آبی بدنش را تیرهتر میکند.
ماهی کوچکی به نام گابی صخرهای حتی سریعتر عمل میکند و در کمتر از یک دقیقه روشن یا تیره میشود تا با سنگهای اطرافش یکی شود و از دید پرندگان شکارچی پنهان بماند.
رکورددارها؛ تغییر رنگ در یک چشم برهمزدن
اگر آفتابپرست سریع است، اختاپوسها و ماهیهای مرکب در لیگ دیگری بازی میکنند. ماهی سندتایل آفتابپرست میتواند فقط در نیم ثانیه از آبی مایل به سبز به قرمز تبدیل شود؛ واکنشی که با ترشح آدرنالین فعال میشود.
اما هیچکس به پای اختاپوس، سپیداج و ماهی مرکب نمیرسد. این جانوران سلولهای رنگی پوستشان را مستقیما با سیستم عصبی کنترل میکنند؛ به همین دلیل میتوانند تقریبا آنی، رنگ، طرح و حتی نقش پوستشان را تغییر دهند.
ماهی مرکب هامبولت یکی از خیرهکنندهترین نمایشها را اجرا میکند؛ تمام بدنش را تا چهار بار در هر ثانیه بین رنگ روشن و قرمز تیره چشمکزن میکند؛ نمایشی که هم برای جفتیابی و هم برای ارتباط با همنوعانش استفاده میشود.
سوسکی که مثل طلا میدرخشد
یکی از عجیبترین سیستمهای تغییر رنگ به سوسک لاکپشتی طلایی تعلق دارد. این حشره کوچک آمریکای مرکزی پوستهای شفاف دارد که زیر آن ساختارهای بسیار ریزی قرار گرفتهاند. وقتی شیارهای این ساختارها با مایع قرمز پر میشوند، نور را مانند فلز بازتاب میدهند و سوسک به رنگ طلایی براق دیده میشود.
اما اگر احساس خطر کند یا هنگام جفتیابی باشد، این مایع خیلی سریع تخلیه میشود و درخشش طلایی از بین میرود؛ در نتیجه رنگ قرمز واقعی بدنش آشکار میشود.
چرا طبیعت چنین تواناییای را ساخته است؟
توانایی تغییر رنگ در شاخههای مختلف جانوری بهطور مستقل تکامل پیدا کرده است؛ از پرندگان و پستانداران گرفته تا ماهیها، سختپوستان و نرمتنان.
نکته جالب اینجا است که همه آنها یک هدف مشترک دارند؛ افزایش شانس بقا. گاهی این بقا یعنی ناپدید شدن در دل برف، گاهی فریب دادن یک شکار و گاهی هم فرستادن یک پیام واضح به رقیب؛ «بهتر است نزدیک نشوی.»