لوکو موکو در سادهترین شکلش از یک پیمانه برنج سفید، یک کتلت گوشت گاو که لبههایش برشته شده است، سس قهوهای آمیخته با سس سویا و یک تخممرغ نیمرو تشکیل میشود. بعضیها روی آن سس تند، سس سویا یا کچاپ هم میریزند و زرده روان تخممرغ را با قاشق، چنگال یا حتی چاپستیک در تمام بشقاب پخش میکنند. نتیجه، غذایی سنگین و سیرکننده است که برای دههها جایگاه ویژهای در فرهنگ غذایی هاوایی داشته است. (National Geographic)
این غذا در شهر هیلو و بهعنوان یک وعده ارزان برای نوجوانانی متولد شد که بعد از مدرسه دنبال غذایی سریع و مقوی بودند. همان ترکیب ساده خیلی زود از یک سفارش ۳۰ سنتی به یکی از نمادهای آشپزی هاوایی تبدیل شد.
امروز هم لوکو موکو دوباره در شبکههای اجتماعی، بهویژه تیکتاک، محبوب شده است و نسخههای تازهای از آن، از سسهای فرانسوی گرفته تا نمونههای وگان، دستبهدست میشوند.
بشقابی که تاریخ هاوایی را روایت میکند
لوکو موکو فقط یک غذای محلی نیست؛ هر بخش از آن بخشی از تاریخ پیچیده هاوایی را روایت میکند. برنج در میانه قرن نوزدهم و همزمان با رونق صنعت نیشکر وارد جزایر شد؛ زمانی که مالکان مزارع آمریکایی برای کار در مزارع، مهاجران چینی را به هاوایی آوردند. بعدها کارگران ژاپنی، کرهای، فیلیپینی و پرتغالی هم به جزایر رسیدند و هر کدام بخشی از فرهنگ غذایی خود، از جمله سس سویا، را با خود آوردند؛ مادهای که امروز یکی از پایههای آشپزی هاوایی به شمار میرود.
گوشت گاو هم پیشینهای متفاوت دارد. سال ۱۷۹۳ چند رأس گاو به پادشاه کامه هامه ها هدیه داده شد و او شکار آنها را ممنوع کرد. چند دهه بعد، افزایش جمعیت گاوهای وحشی باعث شد گاوچرانهای مکزیکی برای آموزش دامداری به مردم محلی دعوت شوند. همین آموزشها به شکلگیری سنت گاوچرانهای هاوایی، معروف به پانیولو، انجامید؛ سنتی که بعدها صنعت دامداری جزایر را پایهگذاری کرد.
تولد یک غذای افسانهای
در دهه ۱۹۳۰، کنار مزارع نیشکر هاوایی، غذاهای ارزان و سیرکنندهای رواج پیدا کرد که روی یک بشقاب کاغذی سرو میشدند. این وعدهها معمولا از برنج، یک تکه گوشت و سالاد ماکارونی تشکیل میشدند و به غذای روزمره کارگران تبدیل شدند. همین سبک ساده و اقتصادی بعدها پایه شکلگیری بسیاری از غذاهای ترکیبی هاوایی شد.
چند سال بعد، در سال ۱۹۴۹، صاحبان رستوران لینکلن گریل در شهر هیلو تصمیم گرفتند برای گروهی از نوجوانان، نسخه تازهای از همین بشقاب محبوب آماده کنند. آنها سالاد ماکارونی را حذف کردند و بهجایش یک کتلت گوشت، سس غلیظ مخصوص و تخممرغ نیمرو را روی برنج گذاشتند. مشتریهای جوان رستوران هم نام «لوکو موکو» را برای این غذای ۳۰ سنتی انتخاب کردند؛ «لوکو» از لقب یکی از آنها، جورج «کریزی» اوکیموتو، گرفته شد و «موکو» فقط بهخاطر خوشآهنگ بودن به آن اضافه شد.
از غذای مردمی تا شهرت جهانی
محبوبیت واقعی لوکو موکو با افتتاح کافه ۱۰۰ در هیلو آغاز شد. ریچارد مییاشیرو، کهنهسرباز جنگ جهانی دوم، این رستوران را به نام گردان نظامی خود تأسیس کرد و بعدها حتی نام «لوکو موکو» را به ثبت رساند. امروزه این رستوران بیش از ۳۰ نوع نسخه مختلف از این غذا را سرو میکند.
دهه ۱۹۹۰ نقطه عطف دیگری بود. سرآشپزهای مشهور نسخههای لوکستری از لوکو موکو ارائه کردند و بعدها انواعی با کاری ژاپنی، خامه ترافل یا کیمچی هم به آن اضافه شد. بااینحال، شلدون سیمئون، یکی از مشهورترین سرآشپزهای هاوایی، معتقد است جذابیت واقعی این غذا هیچوقت تغییر نکرده است. او میگوید:
اگر لوکو موکو در منو باشد، بچههای هاوایی همان را سفارش میدهند.
این جمله شاید بهترین توصیف برای غذایی باشد که از یک وعده ۳۰ سنتی آغاز شد و امروز به بخشی از هویت فرهنگی هاوایی تبدیل شده است.