اگر امروز در آمریکا کسی نان تست آووکادو بخورد، اسموتی انبه درست کند یا پسته بخورد، احتمالا به مردانی فکر نمیکند که بیش از یک قرن پیش در جنگلها، کوهستانها و مناطق دورافتاده جهان بهدنبال گیاه میگشتند. بااینحال، بخشی از مواد غذایی آشنای امروزی آمریکاییها به تلاش همان گیاهشناسان و ماجراجویان مربوط میشود.
بهنقل از Popular Science، در اواخر قرن نوزدهم، وزارت کشاورزی آمریکا گروهی از گیاهشناسان را برای یافتن گونههای تازه به نقاط مختلف جهان فرستاد. مأموریت آنها ساده به نظر میرسید: گیاهانی پیدا کنند که بتوانند کشاورزی آمریکا را متنوعتر و پربازدهتر کنند.
اما نتیجه این برنامه فقط آووکادو، انبه، لیمو و پسته نبود. بعضی از گیاهانی که این گروه وارد آمریکا کردند، بعدها به گونههای مهاجم تبدیل شدند و خسارتهای سنگینی به اکوسیستمهای طبیعی وارد کردند.
«شکارچیان گیاه» راهی جهان شدند
در سال ۱۸۹۷، دفتر معرفی بذر و گیاه وزارت کشاورزی آمریکا فعالیت خود را برای پیدا کردن و انتقال گونههای گیاهی از کشورهای دیگر آغاز کرد. دیوید فیرچایلد، گیاهشناس جوان آمریکایی، مدیریت این برنامه را بر عهده گرفت.
فیرچایلد خودش به بیش از ۵۰ کشور سفر کرد و در جستوجوی گیاهان خوراکی و کاربردی، مناطق مختلف جهان را زیر پا گذاشت. همکاران او نیز راهی آسیا، آفریقا، آمریکای جنوبی و دیگر مناطق شدند.
در آن زمان، کشاورزی آمریکا بهسرعت در حال گسترش بود. کشاورزان در مناطق مختلف کشور به محصولاتی نیاز داشتند که بتوانند خود را با آبوهوا و خاکهای متفاوت سازگار کنند. بنابراین دولت آمریکا امیدوار بود گیاهانی از دیگر نقاط جهان پیدا کند که به اقتصاد کشاورزی کشور کمک کنند.
این گیاهگردها گاهی به مناطقی میرفتند که سفر به آنها بسیار دشوار و خطرناک بود. جنگلهای گرمسیری، بیماریها، حیوانات وحشی و شرایط سخت طبیعی بخشی از خطرهای این سفرها بودند.
گیاهگردهای وزارت کشاورزی آمریکا طی ۲۵ سال، بیش از ۵۱ هزار محموله شامل غلات، میوهها، محصولات علوفهای، سبزیجات و گیاهان مختلف را از کشورهای دیگر به آمریکا آوردهاند. در نهایت، این برنامه حدود ۴۰۰ هزار گیاه را وارد آمریکا کرد.
باغی در میامی برای آزمایش گیاهان جهان
یکی از مهمترین بخشهای این پروژه به میامی مربوط میشد. فیرچایلد که علاقه ویژهای به گیاهان مناطق گرمسیری داشت، تصمیم گرفت باغی آزمایشی در این شهر ایجاد کند.
در آن زمان، میامی آبوهوای مناسبی برای پرورش بسیاری از گیاهان گرمسیری داشت. فیرچایلد در این باغ گونههای مختلفی را میکاشت و بررسی میکرد تا ببیند کدامیک میتوانند در شرایط آمریکا رشد کنند.
یکی از گیاهانی که توجه او را جلب کرد، «گلابی تمساح» بود؛ نامی که آمریکاییها آن زمان برای آووکادو استفاده میکردند.
باغ اولیه فقط حدود ۶ هکتار وسعت داشت، اما خیلی زود فضای آن برای حجم گیاهانی که از سراسر جهان میرسید کافی نبود. وزارت کشاورزی بعدها باغ بزرگتری ایجاد کرد و در سال ۱۹۲۳ فعالیتهای آن را به چاپمن فیلد، یک پایگاه هوایی متروکه در جنوب میامی، منتقل کرد.
این مجموعه در نهایت به باغی حدود ۵۰ هکتاری تبدیل شد و تا دهه ۱۹۶۰ هر سال حدود ۵۰۰ گونه میوه، سبزی، گل، درختچه و درخت جدید دریافت میکرد.
همه وارداتیها موفق نبودند
انتقال گیاهان از یک قاره به قاره دیگر فقط خبرهای خوب نداشت. یکی از نمونههای دردسرساز، درخت پیه چینی بود. وزارت کشاورزی آمریکا در سال ۱۹۰۳ این درخت را وارد کرد، زیرا پژوهشگران امیدوار بودند پوشش مومی دانههای آن بتواند به توسعه صنعت سوخت و روغن کمک کند.
اما درخت بهسرعت در جنوب آمریکا گسترش پیدا کرد. تا پایان قرن بیستم، این گونه بخشهایی از دشتها و تالابهای بومی ایالتهای ساحلی خلیج مکزیک را به زیستگاههایی تبدیل کرده بود که درخت پیه چینی در آنها غالب بود.
ملالئوکا، درختی بومی استرالیا، نمونه دیگری بود. این درخت رشد بسیار سریعی دارد و در شرایط مناسب میتواند سالانه چند متر رشد کند.
آمریکاییها بعدها از ملالئوکا برای تثبیت خاک و کنترل آب در فلوریدا استفاده کردند. حتی ارتش آمریکا در مقطعی درختان آن را در بخشهایی از اورگلیدز کاشت و یک خلبان نیز بذرهای آن را از هوا پخش کرد. نتیجه فاجعهبار بود. حدود یک قرن پس از ورود این گونه به آمریکا، ملالئوکا صدها هزار هکتار از جنوب فلوریدا را تحت تأثیر قرار داده بود.
فیرچایلد خودش هم از یک گیاه پشیمان شد
شاید مشهورترین نمونه، کودزو باشد؛ پیچکی که از ژاپن وارد آمریکا شد. فیرچایلد این گیاه را نیز به آمریکا آورد و حتی در ملک شخصی خود در مریلند آن را کاشت، اما کودزو با سرعتی غیرمنتظره رشد کرد و خیلی زود به مشکلی جدی تبدیل شد.
گیاه روی بوتهها و درختان بالا رفت و با پوشاندن آنها، رشدشان را مختل کرد. خود فیرچایلد بعدها اعتراف کرد که در تکثیر و پراکنده کردن نهالهای کودزو بیاحتیاطی کرده بود. امروزه کودزو یکی از شناختهشدهترین گونههای مهاجم آمریکا محسوب میشود.
این تجربه نشان داد که انتقال یک گیاه از محیط طبیعی خود به سرزمینی جدید میتواند نتایجی کاملا غیرقابل پیشبینی داشته باشد. گیاهی که در زیستگاه اصلی خود با رقبا، بیماریها و عوامل طبیعی مختلف روبهرو است، ممکن است در محیط جدید با دشمن طبیعی چندانی مواجه نشود و بهسرعت گسترش پیدا کند.
گیاهگردی فقط پروژه آمریکا نبود
آمریکاییها در این ماجرا تنها نبودند. در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، کشورهای اروپایی نیز گیاهشناسان و کاوشگرانی را به نقاط مختلف جهان میفرستادند. این دوره همزمان با گسترش استعمار اروپا بود و بسیاری از این سفرها در مناطقی انجام میشد که قدرتهای استعماری بر آنها نفوذ یا کنترل داشتند.
یکی از مشهورترین گیاهگردها، جورج فارست، گیاهشناس اسکاتلندی بود. او بین سالهای ۱۹۰۴ تا ۱۹۳۲ حدود ۳۱ هزار نمونه گیاهی از جنوب چین جمعآوری کرد.
فعالیت این گیاهگردها فقط به جمعآوری نمونههای علمی محدود نمیشد. آنها گیاهان ارزشمند را به باغهای گیاهشناسی و مراکز پژوهشی کشورهای خود منتقل میکردند و به این ترتیب، گونههایی که هزاران کیلومتر دورتر رشد میکردند، وارد اقتصاد و کشاورزی کشورهای دیگر میشدند.
از پسته تا انبه؛ میراث خوشمزه گیاهگردها
با وجود پیامدهای زیستمحیطی، نمیتوان تأثیر این برنامه را بر رژیم غذایی آمریکاییها نادیده گرفت. برخی از گیاهانی که گیاهگردها پیدا کردند، بعدها به محصولات مهم کشاورزی تبدیل شدند. انبه، پسته، کلمپیچ، کینوا، سویا و لیموترش مایر در میان محصولاتی قرار داشتند که ورود آنها به آمریکا به فعالیتهای گیاهگردها و برنامههای معرفی گیاه ارتباط داشت.
آووکادو نیز یکی از شناختهشدهترین نمونهها است. میوهای که زمانی برای آمریکاییها عجیب و ناشناخته بود، امروز به یکی از محبوبترین مواد غذایی این کشور تبدیل شده است.
به همین دلیل، میراث گیاهگردهای آمریکایی را نمیتوان کاملا خوب یا بد دانست. آنها از یک سو تنوع محصولات کشاورزی را افزایش دادند و مواد غذایی تازهای را در اختیار کشاورزان و مصرفکنندگان قرار دادند؛ از سوی دیگر، بعضی از واردات آنها به اکوسیستمهای طبیعی آسیب زد.
آمریکا امروز نگاه متفاوتی به گیاهان وارداتی دارد
نگاه آمریکاییها به انتقال گونههای غیر بومی در دهههای بعد تغییر کرد. پژوهشگران بهتدریج فهمیدند که ورود یک گونه جدید میتواند پیامدهایی داشته باشد که دهها سال بعد خود را نشان دهد.
امروزه وزارت کشاورزی آمریکا بخش بزرگی از منابع خود را برای جلوگیری از ورود گونههای مهاجم، شناسایی آنها و کنترل جمعیت گونههایی که از کشورهای دیگر آمدهاند، اختصاص میدهد. به این ترتیب، دورهای که در آن گیاهشناسان آزادانه گیاهان سراسر جهان را جمعآوری و به آمریکا منتقل میکردند، جای خود را به رویکردی محتاطانهتر داده است. بااینحال، بخشی از میراث آن دوران همچنان روی میز غذا دیده میشود؛ از پسته و انبه گرفته تا لیموترش مایر و آووکادو.
شاید اگر دیوید فیرچایلد امروز زنده بود، از دیدن سرنوشت کودزو و ملالئوکا چندان خوشحال نمیشد؛ اما احتمالا دیدن محبوبیت آووکادو روی نان تست، برایش یادآور موفقیت یکی از عجیبترین پروژههای کشاورزی تاریخ آمریکا بود.