باغ سمی آلنویک در شمال انگلستان، یکی از عجیبترین باغهای جهان است؛ مکانی که پشت دروازههایی با نقش جمجمه، بیش از صد گونه گیاه سمی و خطرناک نگهداری میشود. ورود به این باغ بدون همراهی راهنما امکانپذیر نیست و بازدیدکنندگان از همان ابتدا با یک قانون ساده روبهرو میشوند: «فقط نگاه کنید، دست نزنید.»
گیاهانی که در باغ آلنویک رشد میکنند، برخی از مرگبارترین گونههای شناختهشده در جهان هستند و حتی تماس با بعضی از آنها میتواند عواقب جدی داشته باشد. (National Geographic)
باغ سمی آلنویک در محوطه قلعه تاریخی آلنویک در نورثآمبرلند قرار دارد و هر سال میزبان هزاران بازدیدکنندهای است که برای دیدن این مجموعه غیرمعمول به آنجا میآیند. راهنماها هنگام حرکت در مسیرهای باغ، درباره گیاهان خطرناک، سموم گیاهی و داستانهای تاریخی مربوط به مسمومیت و قتل توضیح میدهند. گاهی روایتهای هولناک آنقدر تأثیرگذار میشوند که یکی از بازدیدکنندگان روی زمین میافتد و غش میکند؛ اتفاقی که به گفته کارکنان، در طول سال بارها تکرار میشود.
باغی که با مرگ سروکار دارد
باغ سمی آلنویک حدود ۲۰ سال پیش با هدف تبدیلشدن به یک جاذبه متفاوت افتتاح شد، اما در سالهای اخیر کاربرد آن فراتر از گردشگری رفته است. پژوهشگران، دانشمندان، نویسندگان داستانهای جنایی و حتی افرادی از حوزههای مرتبط با سمشناسی به این باغ سر میزنند تا با گیاهانی آشنا شوند که قرنها در پزشکی، افسانهها، آیینها و حتی جنایت مورد استفاده قرار گرفتهاند.
در باغ سمی آلنویک، فاصله میان یک گیاه زیبا و یک خطر مرگبار، گاهی فقط به اندازه یک لمس است
میکی لیچ، سرپرست باغ، یکی از افرادی است که هر روز با این گیاهان سروکار دارد. او هنگام بررسی یکی از گیاهان رایج در باغ، برگ درخت برگبومانند آن را شکافت و توضیح داد که برخی از گیاهانی که در ظاهر کاملا عادی به نظر میرسند، میتوانند ترکیبات سمی خطرناکی داشته باشند. برای کارکنان آلنویک، این باغ تنها مجموعهای از گیاهان عجیب نیست؛ بلکه محیطی است که در آن کوچکترین بیاحتیاطی میتواند خطرآفرین باشد.
قلعه آلنویک و باغهای اطراف آن نیز تاریخ طولانی دارند. این قلعه بیش از ۷۰۰ سال در اختیار یک خانواده اشرافی انگلیسی بوده است و امروزه مالکیت آن در اختیار رالف پرسی، دوازدهمین دوک نورثآمبرلند، قرار دارد. همسر او، جین پرسی، در دهه ۱۹۹۰ پروژه بازسازی و احیای محوطه را آغاز کرد و با افزودن آبنماها، هزارتوها، چمنزارها و بخشهای مختلف باغ، مجموعهای را شکل داد که باغ سمی آلنویک نیز بخشی از آن است.
گیاهانی که هم میکشند و هم درمان میکنند
یکی از نکات جالب درباره مجموعه آلنویک این است که برخی از خطرناکترین گیاهان باغ، درعینحال در پزشکی نیز کاربرد دارند. برای مثال، پروانش ماداگاسکاری میتواند در صورت مصرف نادرست باعث مسمومیت کبدی شود، اما ترکیبات آن در درمان برخی انواع سرطان خون مورد استفاده قرار گرفتهاند. همین دوگانگی، بخشی از داستان پیچیده گیاهان سمی را شکل میدهد؛ موادی که مقدار و نحوه استفاده از آنها میتواند مرز میان دارو و سم را تعیین کند.
بااینحال، برای مسئولان باغ، جنبه مرگبار گیاهان جذابتر از کاربردهای درمانی آنها است. اهمیت شناخت این گیاهان فقط به داستانهای تاریخی محدود نمیشود، زیرا بسیاری از گونههای خطرناک ممکن است در محیطهای روزمره نیز وجود داشته باشند. گروهی از شیمیدانان پزشکی قانونی حتی یک پژوهش یکساله در باغ انجام دادند تا میزان سموم موجود در ۲۵ گونه گیاهی را بررسی کنند؛ گیاهانی که در مواردی باعث مسمومیت تصادفی کودکان شده بودند.
در این بررسی، تاجالملوک شبخسب یا «بلادونا» یکی از خطرناکترین گونهها برای کودکان شناخته شد. این گیاه که در داستانهای مربوط به یکی از مسمومکنندگان مشهور باغ نیز جایگاه ویژهای دارد، میتواند در صورت بلع باعث اختلالات شدید عصبی، توهم، فلج و حتی مرگ شود. چنین یافتههایی نشان میدهد که شناخت گیاهان سمی فقط موضوعی برای باغبانان یا دانشمندان نیست و افزایش آگاهی عمومی میتواند از حوادث مرگبار جلوگیری کند.
از ماندراگورا تا داستانهای هری پاتر
یکی از گیاهانی که توجه ویژهای در باغ آلنویک به خود اختصاص داده، ماندراگورا یا گیاه مهرگیاه است؛ گونهای که ریشه آن در فرهنگهای مختلف تاریخی جایگاه عجیبی داشته است. این گیاه قرنها در افسانهها و پزشکی سنتی حضور داشته است و مصریان باستان از آن بهعنوان مادهای افیونی استفاده میکردند. رومیان نیز از آن در برخی کاربردهای مرتبط با بیهوشی و میدان جنگ بهره میگرفتند.
در دنیای مدرن، شهرت ماندراگورا تا حد زیادی با مجموعه کتابهای هری پاتر گره خورده است؛ جایی که ریشههای این گیاه به شکل موجوداتی جادویی و نوزادمانند به تصویر کشیده میشوند که هنگام بیرون کشیده شدن از خاک فریاد میزنند. باغ آلنویک نیز اخیرا مجموعهای از ۲۰ ماندراگورا را دریافت کرده که یکی از آنها گونهای کمیاب از مناطق کوهستانی آسیای مرکزی است. این گیاهان بهدلیل سمی بودن ریشهها، در محفظههای مخصوص نگهداری میشوند.
در میان گیاهان باغ، گونههایی وجود دارند که بهدلیل خطر بالایشان در قفس نگهداری میشوند. کرچک یکی از آنها است؛ گیاهی که دانههایش حاوی ریسین (سمی بسیار قدرتمند) هستند. گونه دیگری نیز با نام علمی «Salvia divinorum» در مجموعه وجود دارد که دارای ترکیبات روانگردان است و به همین دلیل تحت محدودیتهای قانونی قرار دارد. کارکنان باغ باید هنگام رسیدگی به چنین گیاهانی علاوه بر شناخت دقیق گونه، مقررات ایمنی مربوط به آنها را نیز رعایت کنند.
الهام گرفتن نویسندگان داستانهای جنایی از آلنویک
عجیب نیست که باغ آلنویک برای نویسندگان داستانهای جنایی نیز جذاب باشد. تعداد زیاد گیاهان سمی، تاریخچه استفاده از آنها و داستانهای مربوط به مسمومیت، این مکان را به نوعی دایرةالمعارف زنده برای نویسندگانی تبدیل کرده است که بهدنبال ایدههای تازه هستند.
محبوبیت این باغ فقط به گیاهان سمی آن محدود نمیشود؛ آلنویک به آزمایشگاهی زنده برای پژوهشگران، نویسندگان جنایی و علاقهمندان به تاریخ سموم تبدیل شده است
جیل جانسون، نویسنده بریتانیایی، پس از نخستین بازدیدش از باغ، ایده شخصیت یک گیاهشناس کارآگاه را پیدا کرد؛ شخصیتی که از دانش خود درباره گیاهان برای حل پروندههای جنایی استفاده میکند. نخستین کتاب مجموعه داستانهای «پروفسور اوستاسیا رز» با عنوان نفس شیطان در سال ۲۰۲۳ منتشر شد و جانسون از آن زمان بارها برای الهام گرفتن به آلنویک بازگشته است.
البته علاقه به سموم گیاهی تنها به نویسندگان محدود نمیشود. کارکنان باغ میگویند دستکم یک نیروی پلیس واقعی نیز برای بازدید از مجموعه و گفتوگو درباره گیاهان و سمومی که ممکن است در پروندههای آینده اهمیت پیدا کنند، با باغ تماس گرفته است. این موضوع نشان میدهد که شناخت گیاهان سمی میتواند در تحقیقات جنایی نیز اهمیت داشته باشد؛ بهویژه در مواردی که تشخیص منبع یک سم برای حل پرونده ضروری است.
خطرناکترین گیاه باغ تازه از راه رسیده است
باغ آلنویک دائما گونههای جدیدی به مجموعه خود اضافه میکند و یکی از تازهترین آنها گیاهی است که شهرتش بهدلیل ایجاد درد شدید، تقریبا افسانهای شده است: گزنه استرالیایی «جیمپیجیمپی». این گیاه که بومی استرالیا است، حتی با یک تماس سطحی میتواند درد شدیدی ایجاد کند و در مواردی علائم آن برای مدت طولانی ادامه پیدا میکند.
جان ناکس، یکی از راهنماهای ارشد باغ، برای تهیه این گیاه تلاش زیادی کرد. او ابتدا سعی کرد جیمپیجیمپی را از دانه پرورش دهد، اما موفق نشد و در نهایت با فردی تماس گرفت که نمونهای از این گیاه را در خانه و داخل قفس نگهداری میکرد. انتقال گیاه به آلنویک نیز بهسادگی جابهجا کردن یک گلدان معمولی نبود؛ نمونه گیاه در قفسی قرار گرفت و برای جلوگیری از تماس با بخشهای خطرناک آن، اقدامات محافظتی ویژهای انجام شد.
امروز جیمپیجیمپی در یک محفظه شفاف و قفلشده در انتهای باغ قرار دارد. کارکنان برای باز کردن این محفظه باید لباسهای محافظ مخصوص بپوشند، زیرا حتی تماس اتفاقی یا جابهجایی ذرات گیاه میتواند مشکلساز شود. اثر تماس با این گیاه بهقدری شدید توصیف شده که درد آن با ترکیبی از سوختگی، برقگرفتگی و تماس با اسید مقایسه شده است؛ دردی که ممکن است هفتهها ادامه پیدا کند و حتی در سالهای بعد نیز به شکل دورهای بازگردد.
نگهداری از باغی که یک اشتباه در آن میتواند مرگبار باشد
کار در آلنویک با باغبانی معمولی تفاوت زیادی دارد. کارکنان باید بدانند کدام گیاه را میتوان لمس کرد، کدام گونه نیاز به دستکش دارد و کدام گیاه حتی باید پشت قفس نگهداری شود. در فهرست کارهای روزانه باغ ممکن است کنار وظایف عادی مانند کوتاه کردن چمن، رسیدگی به دهها گیاه سمی نیز قرار گرفته باشد.
در آلنویک، باغبانی دیگر فقط مراقبت از گیاهان نیست؛ گاهی به معنای کار کردن با موجوداتی است که کوچکترین تماس اشتباه با آنها میتواند خطرناک باشد
در چنین محیطی، مرز میان جذابیت و خطر همیشه باریک است. بسیاری از گیاهان مجموعه ممکن است در نگاه اول کاملا معمولی به نظر برسند، اما ترکیبات شیمیایی موجود در برگ، ساقه، دانه یا ریشه آنها میتواند خطرناک باشد. به همین دلیل بازدیدکنندگان فقط با همراهی راهنما وارد باغ میشوند و حتی لمس یک گیاه ممنوع است.
باغ سمی آلنویک در نهایت چیزی فراتر از یک جاذبه گردشگری عجیب است. این باغ یادآوری میکند که طبیعت همیشه با ظاهر بیخطرش تعریف نمیشود و گیاهانی که در طول تاریخ برای درمان، آیین، داستان و حتی جنایت مورد استفاده قرار گرفتهاند، هنوز هم میتوانند خطرناک باشند. پشت هر درخت، گل یا ریشه در این باغ داستانی از رابطه پیچیده انسان با سم، دارو و طبیعت وجود دارد؛ داستانی که آلنویک آن را پشت دروازههای جمجمهنشان خود به نمایش گذاشته است.