راز باستانی پترا؛ پشت سنگهای سرخ چه پنهان شده است؟
Image Professionals GmbH/Alamy Stock Photo
در میان درههای خشک جنوب اردن، شهری پنهان میان صخرههای سرخرنگ قرار دارد که قرنها یکی از بزرگترین رازهای جهان باستان بود. پترا، شهری که امروز میلیونها گردشگر را بهسوی خود میکشاند، زمانی پایتخت تمدنی قدرتمند بود؛ تمدنی که توانست در یکی از سختترین محیطهای طبیعی خاورمیانه، شهری باشکوه با معابد، خانهها، خیابانهای ستوندار و سامانهای پیشرفته برای مدیریت آب بسازد. (National Geographic)
ورودی مشهور پترا از گذرگاه باریک و پیچدرپیچ «سیق» آغاز میشود؛ جایی که ناگهان نمای عظیم خزانه یا «الخزنه» با ارتفاع حدود ۴۰ متر از میان دیوارههای ماسهسنگی آشکار میشود. بسیاری از بازدیدکنندگان تصور میکنند این بنا تمام آن چیزی است که پترا برای نمایش دارد، اما این سازه تنها یکی از صدها نمای سنگی این شهر باستانی است. باستانشناسان تاکنون بیش از ۶۰۰ نمای تراشیدهشده در صخرههای پترا شناسایی کردهاند.
نبطیها؛ سازندگان شهر صورتی
پترا به دست نبطیها ساخته شد؛ قومی عربتبار که حدود دو هزار سال پیش در منطقهای میان شبهجزیره عربستان، شام و اردن امروزی زندگی میکردند. برخلاف بسیاری از تمدنهای باستانی، نبطیها آثار نوشتاری گستردهای از خود باقی نگذاشتند و اطلاعات درباره زندگی آنها بیشتر از نوشتههای یونانی و رومی، اسناد تجاری و یافتههای باستانشناسی به دست آمده است.
نبطیها ابتدا گروهی از بازرگانان و کوچنشینان بودند، اما موقعیت جغرافیایی پترا به آنها اجازه داد به یکی از قدرتهای مهم تجاری منطقه تبدیل شوند. این شهر در مسیر کاروانهایی قرار داشت که کالاهایی مانند ادویه، کندر، ابریشم و محصولات ارزشمند دیگر را میان جنوب عربستان، آفریقا، هند و جهان مدیترانه جابهجا میکردند.
ثروتی که از تجارت و مالیات به دست آمد، امکان ساخت شهری بزرگ را فراهم کرد؛ شهری با آرامگاههای عظیم، معابد، حمامها و خیابانهایی که نشاندهنده نفوذ فرهنگی و معماری نبطیها بود.
شهری که آب را در دل بیابان مهار کرد
یکی از بزرگترین دستاوردهای نبطیها، توانایی آنها در مدیریت آب بود. زندگی در منطقهای خشک مانند پترا بدون یک سامانه پیشرفته آبرسانی ممکن نبود، اما ساکنان شهر توانستند تقریبا هر قطره آب را ذخیره و هدایت کنند.
در شهری که باران نادر بود و رودخانهای وجود نداشت، مهندسی آب به مهمترین ابزار بقا برای تمدنی تبدیل شد که توانست کوهها را به خانه و بیابان را به شهر تبدیل کند
آنها کانالهایی در دل صخرهها ایجاد کردند، آب چشمههای اطراف را به شهر رساندند و با ساخت سدها و مخازن، آب باران را برای دورههای خشک ذخیره کردند. همین فناوری به پترا اجازه داد جمعیتی حدود ۳۰ هزار نفر را در اوج شکوفایی خود در خود جای دهد.
این مهندسی پیچیده باعث شد پترا تنها یک شهر تجاری نباشد؛ بلکه به نمونهای از سازگاری انسان با محیطی دشوار تبدیل شود.
شهری برای زندگان یا فقط آرامگاهها؟
یکی از تصورات رایج درباره پترا این است که این شهر مجموعهای از آرامگاههای سنگی بوده است، اما پژوهشهای باستانشناسی نشان میدهد پترا زمانی شهری زنده و پرجنبوجوش بوده است.
بخش بزرگی از آثار باقیمانده امروز شامل آرامگاههای تراشیدهشده در صخرهها است؛ از خزانه مشهور گرفته تا مقبرههای سادهتر. برخی از این آرامگاهها دارای کتیبههایی به زبان آرامی هستند که درباره صاحبان مقبره، قوانین دفن و مجازات آسیبزدن به آنها اطلاعاتی ارائه میکنند.
بااینحال، خانهها و ساختمانهای روزمره بسیاری در طول زمان تخریب شدهاند. به گفته پژوهشگران، پترا تنها «شهر مردگان» نبود؛ بلکه شهری واقعی با بازارها، خانهها، مراکز مذهبی و زندگی اجتماعی گسترده بود.
باورها و خدایان نبطیها
کتیبهها و آثار مذهبی پترا اطلاعاتی درباره باورهای نبطیها نیز ارائه میدهند. آنها مجموعهای از خدایان را میپرستیدند که یکی از مهمترین آنها «دوشارا» بود؛ خدای اصلی نبطیها که بعدها تحت تأثیر فرهنگ یونانی-رومی با زئوس مرتبط شد.
الهه «الات» نیز یکی دیگر از چهرههای مهم مذهبی آنها بود که در دورههای بعدی شباهتهایی با آفرودیت پیدا کرد. این تغییرات نشان میدهد که پترا نهتنها مرکز تجارت، بلکه محل برخورد فرهنگهای مختلف نیز بوده است.
چرا پترا متروکه شد؟
پایان دوران شکوه پترا به یک عامل واحد محدود نمیشود. پس از آنکه رومیان در سال ۱۰۶ میلادی پادشاهی نبطیها را ضمیمه امپراتوری خود کردند، اهمیت تجاری شهر بهتدریج کاهش یافت. مسیرهای جدید تجاری باعث شدند نقش پترا بهعنوان مرکز اصلی مبادلات کمتر شود.
چند قرن بعد، زمینلرزههای شدید نیز آسیب زیادی به شهر وارد کردند. زلزله سال ۳۶۳ میلادی بسیاری از ساختمانها و زیرساختهای آبی پترا را تخریب کرد. آسیب به سامانه انتقال آب یکی از عوامل مهم کاهش جمعیت شهر بود و بسیاری از ساکنان به مناطق نزدیکتر به منابع آب مهاجرت کردند.
در نهایت، پترا به شهری فراموششده تبدیل شد؛ شهری که قرنها تنها برای جوامع محلی شناخته شده بود.
بازگشت پترا به جهان
در سال ۱۸۱۲، جهان غرب دوباره با پترا آشنا شد؛ زمانی که جهانگرد سوئیسی، یوهان لودویگ بورکهارت، با تغییر هویت خود و معرفی خویش بهعنوان زائری مسلمان، توانست یک راهنمای بادیهنشین را متقاعد کند او را به این شهر ببرد.
پس از آن، شهرت پترا بهتدریج افزایش یافت. ثبت این شهر در فهرست میراث جهانی یونسکو در سال ۱۹۸۵ و نمایش آن در فیلم ایندیانا جونز و آخرین جنگ صلیبی در سال ۱۹۸۹، باعث شد پترا به یکی از مشهورترین آثار باستانی جهان تبدیل شود.
رازهای حلنشده شهر سنگی
با وجود دههها پژوهش، بخش بزرگی از پترا هنوز زیر خاک باقی مانده است. باستانشناسان همچنان درباره زندگی روزمره مردم این شهر، روابط خانوادگی، اقتصاد داخلی و شیوه تعامل آنها با آیینهای مذهبی پرسشهای زیادی دارند.
پترا یادآور تمدنی است که توانست در قلب بیابان، شهری پیشرفته و زیبا بسازد؛ شهری که نه فقط بهدلیل نمای باشکوه خزانه، بلکه بهدلیل مهندسی، تجارت و توانایی سازگاری انسان با طبیعت، یکی از شگفتانگیزترین میراثهای جهان باستان به شمار میرود.