ژست مظفرالدین شاه با کمان تاریخی؛ راز صاحب کمان ارزشمند فاش شد!
یک عکس تاریخی مظفرالدینشاه قاجار را با کمانی تاریخی در دست نشان میدهد؛ تصویری که در نگاه اول میتواند یک یادگاری درباری به نظر برسد، اما لایهی اصلی ماجرا جای دیگری پنهان شده بود.
براساس اعلام کاخ گلستان، این کمان پیشتر در موزه اسلحهخانه ناصرالدینشاه نگهداری میشد و مظفرالدینشاه با آگاهی از انتساب تاریخی، آن را برای ثبت این تصویر برگزید. عکس از همینجا اهمیت پیدا میکند، چون بهجای یک ثبت ساده، به سندی درباره آگاهی تاریخی یک پادشاه از هویت شی تبدیل میشود.
سالها درباره منشا آن برداشت دیگری رواج داشت و اثر، در هویتی متفاوت معرفی میشد. سپس پژوهشهای مستند دکتر بنکدار، بر پایه اسناد و در فاصلهای که بهدلیل وقفهی پیشآمده در جریان جنگ ۱۲ روزه ایجاد شد، پرده از انتساب واقعی آن برداشت و تعلقش به خزائن نادرشاه افشار را نشان داد.
در همین بازخوانی تاریخی، جزئیات فنی هم اهمیت پیدا کردند. زهِ ابریشمی، رنگِ جگرگونِ کمان و ظرافت ساخت، همگی از شیئی خبر میدهند که صرفا یک سلاح نبوده و جایگاهش در تاریخ هنر و جنگافزار ایرانی جدیتر از یک یادگار معمولی است.
در دوره ناصرالدینشاه، اسلحهخانهای ساخته شد و شماری از سلاحهای ارزشمند، از جمله همین کمان، در آن جای گرفتند. پس از تخریب بنای قدیمیِ خروجی، مجموعه به موزه مخصوص منتقل شد و اثر نیز همانجا قرار گرفت. همین جابهجاییها، در کنار تغییر روایتهای انتساب، باعث شد هویت واقعی کمان برای مدتی در پسِ زمان پنهان بماند.
رد پای نادرشاه افشار اما روی بدنه اثر مانده بود. کتیبه «سلطان نادر پادشاه» تنها یک نوشته کوتاه نیست، بلکه نشانهای از پیوند یک شی با خزانهی پادشاهی افشار به شمار میرود. وقتی این نشانه کنار اسناد و پژوهشهای تازه قرار میگیرد، تصویر روشنتر میشود و مسیر تاریخی کمان دوباره معنا پیدا میکند.
این ماجرا یادآور آن است که اشیای تاریخی، مخصوصا وقتی در موزهها یا مجموعههای درباری نگهداری میشوند، همیشه روایت ثابتی ندارند. گاهی یک وقفه پژوهشی، یک سند فراموششده یا حتی یک عکس قدیمی، کافی است تا هویت یک اثر از نو خوانده شود. کمان مظفرالدینشاه هم از همین جنس است؛ شیای که از زمان نادر شاه، تا موزه ناصری و دستان یک شاه دیگر قاجار و از آنجا تا پژوهشهای امروز، چندین لایهی تاریخ را پشت سر گذاشته است.