نخستین موزه هنر هوش مصنوعی جهان افتتاح شد؛ شاهکار هنری یا سرگرمی دیجیتال؟
بهنقل از آرتنیوز؛ لسآنجلس اکنون میزبان موزهای است که خود را نخستین موزه اختصاصی هنر هوش مصنوعی جهان معرفی میکند؛ فضایی به نام «دیتالند» (Dataland) که با آثار فراگیر، دادههای زیستی بازدیدکنندگان و مدلهای هوش مصنوعی، تلاش دارد تجربهای متفاوت از هنر دیجیتال ارائه دهد. بااینحال، نخستین نمایشگاه این موزه از همان روزهای آغازین با واکنشهای متفاوتی روبهرو شده است.
رفیک آنادول، هنرمند شناختهشده حوزه هنر مبتنی بر هوش مصنوعی، به همراه افسون ارکیلیچ، دیتالند را تأسیس کردهاند. این مجموعه در منطقه فرهنگی مرکز شهر لسآنجلس قرار دارد و آثار آن با استفاده از مدلهای متنباز هوش مصنوعی و دادههایی مانند ضربان قلب و دمای بدن بازدیدکنندگان شکل میگیرند.
بازدید از موزه با دریافت یک دستبند هوشمند و وسیلهای برای انتشار رایحه آغاز میشود. دستبند، اطلاعات زیستی فرد را ثبت میکند و سامانه هوش مصنوعی براساس این دادهها، رایحههایی را در بخشهای مختلف نمایشگاه پخش میکند.
در گالریهای موزه، تصاویر ۳۶۰ درجه، موسیقی، نورپردازی و رایحهها در کنار هم تجربهای چندحسی میسازند؛ رویکردی که بیش از هر چیز یادآور نمایشگاههای فراگیر و مراکز سرگرمی مدرن است.
نخستین نمایشگاه موزه با عنوان «ماشین رؤیاها: جنگل بارانی» از مجموعه بزرگی از تصاویر طبیعت برای تولید صحنههای متغیر و رنگارنگ استفاده میکند. بازدیدکنندگان در میان دیوارهایی از تصاویر متحرک، گلها، درختان و الگوهای انتزاعی قرار میگیرند که هوش مصنوعی آنها را بهطور پیوسته بازآفرینی میکند.
یکی از بخشهای اصلی نمایشگاه، فیلمی هشتدقیقهای درباره موجودی خیالی به نام «رووه پینو» است؛ پرندهای شیشهای که روایت نمایشگاه او را نگهبان آخرین خاطرات جنگلهای بارانی معرفی میکند.
داستان با تصاویری از جنگل، گلها و مسیرهای انتزاعی آغاز میشود و در پایان به صحنهای میرسد که درختی نمادین در آتش میسوزد و به گروهی از پرندگان تبدیل میشود.
منتقدان باور دارند دیتالند بیش از آنکه تعریف تازهای از هنر هوش مصنوعی ارائه دهد، تجربهای مشابه نمایشگاههای فراگیر امروزی خلق کرده است؛ تجربهای که جلوههای بصری خیرهکننده را به ایدههای هنری ترجیح میدهد.
در یکی از گالریها، اطلاعات همه بازدیدکنندگان به یک «پرتره زنده» تبدیل میشود؛ اما نمودارها و اشکال نمایشدادهشده برای بیشتر افراد قابل تفسیر نیستند و مشخص نمیکنند دادههای ثبتشده چگونه بر اثر هنری تأثیر گذاشتهاند.
مدیران دیتالند تأکید میکنند که دادههای آموزشی هوش مصنوعی با رضایت صاحبان آنها جمعآوری میشود و سامانههای موزه با مصرف انرژی پایین فعالیت میکنند. آنها همچنین میگویند میزان انرژی مصرفشده برای هر بازدیدکننده تقریبا معادل شارژ یک تلفن همراه است.
دیتالند فارغ از موافقان و مخالفانش، نقطه عطفی در ورود هوش مصنوعی به فضای موزهها به شمار میرود. اکنون این پرسش مطرح است که آیا چنین فضاهایی میتوانند مسیر تازهای برای هنر معاصر باز کنند یا بیشتر به مراکز سرگرمی مبتنی بر فناوری شباهت خواهند داشت.