فسیل دایناسورها کالای لوکس شدند؛ پولدارها، دانشمندان را عصبی کردند!
به نقل از گاردین؛ با دندانهای خنجرمانند، گازگرفتنی استخوانشکن و ابعادی غولآسا، تیرانوسوروس رکس در دوره کرتاسه پسین بر غرب آمریکای شمالی حکومت میکرد. اکنون بقایای فسیلشده همان شکارچی ترسناک قرار است سالن حراج را تحتتاثیر بگذارد و برچسب قیمتیاش هم برای خریداران عادی هراسانگیز شده است.
روز سهشنبه یکی از بزرگترین و کاملترین اسکلتهای تیرکس که تا امروز کشف شده، در ساتبیز نیویورک به حراج گذاشته میشود و برآورد فروش آن بین ۲۰ میلیون تا ۳۰ میلیون دلار، معادل ۱۵ میلیون تا ۲۲٫۴ میلیون پوند، اعلام شده است. این فسیل حتی ممکن است بیشتر هم فروش برود، زیرا استگوسوروسی با نام اَپکس رکورد کنونی را در اختیار دارد و در حراج ساتبیز سال ۲۰۲۴ به قیمت ۴۴٫۶ میلیون دلار فروخته شد؛ رقمی که ۱۱ برابر قیمت اولیهی فهرست شده آن بود.
تیرکسِ نامگذاری شده با لقب «گس» حدود ۶۷ میلیون سال سن دارد و روی پایهای در حالت شکار، با ارتفاعی نزدیک به ۳٫۸ متر، قرار گرفته است. متن فهرست حراج یادآوری میکند که «دندانهای بزرگ درون آروارههای باز به نمایش گذاشته شدهاند». این اسکلت که بهگفته فهرست متعلق به یک بالغِ بزرگ و تنومند بوده، طی سه سال از ۲۰۲۱ به بعد در مزرعهای در شهرستان هاردینگِ داکوتای جنوبی پیدا و کاوش شد؛ عملیات را گروه تجاری ترپودا اکسپدیشنز و با اجازه مالک زمین، گری «گس» لیکینگ، انجام داد.
کول جیکوبز، جستوجوگر میدانی این شرکت، در ویدیوی تبلیغاتی ساتبیز گفت:
من کنار جاده ایستادم، بالا رفتم، و همان اولین چیزی بود که در نخستین روز چشمانم به آن افتاد. متاتارسال را دیدم که از خاک بیرون زده بود.
نام شوخطبعانهی این تیرکس هم ادای احترامی به لیکینگ است که پیش از پایان کاوش درگذشت.
وقتی پولدارهای دایناسور میخرند!
با وجود بزرگی این کشف، گس برای دانشمندان هم به همان اندازه دردسرساز شده است. ریچارد باتلر، دیرینهشناس مهرهداران در دانشگاه بیرمنگام، گفت:
روند کنونیِ تبدیل فسیلهای دایناسورها به کالاهایی شبیه آثار هنری کمیاب و فروش آنها با قیمتهای نجومی در حراجیها بسیار نگرانکننده است، همانطور که ایده خرید فسیل دایناسور بهعنوان نماد پرستیژ یا کالا هم نگرانکننده است.
او افزود:
فسیلی که در مجموعه یک موزه شناختهشده نباشد، قابل مطالعه نیست و در نتیجه برای پژوهش از دست میرود. فسیلها صدها سال خریدوفروش شدهاند، اما قیمتها روزبهروز از دسترس موزهها خارج میشود و این به زیان علم تمام میشود.
استیون بروساته، از دانشگاه ادینبرو، نیز با این نگرانی همنظر بود. او گفت:
از آنجا که این دایناسور در ایالات متحده پیدا شده و در آمریکا میتوانید با چیزی که روی زمین خود پیدا میکنید هر کاری بخواهید انجام دهید، این حراج از نظر قانونی بهنظر میرسد. اما بهعنوان یک دانشمند، هنوز نگرانم.
بروساته یادآور شد که در برخی کشورها، مانند برزیل یا مغولستان، همه فسیلها متعلق به دولتاند. او افزود:
اگر دایناسوری مثل این در حراج دهها میلیون دلار بیاورد، در آن صورت دانشمندان، موزهها یا دانشگاهها کار زیادی از دستشان برنمیآید. چنین قیمتهایی فقط از عهدهی فوقثروتمندان برمیآید.
نخستین تیرکس فروخته شده در حراج، «سو» بود؛ نمونهای چهارمتری که در داکوتای جنوبی پیدا شد و در سال ۱۹۹۷ با حمایت اهداکنندگان خصوصی و شرکتهایی از جمله مکدونالدز، به قیمت ۸ میلیون دلار توسط موزهی فیلد شیکاگو خریداری شد. از آن زمان، جمعآوری فسیل به سرگرمی چهرههای ثروتمند، از جمله بازیگر لئوناردو دیکاپریو، تبدیل شده است. مایکل بنتون، استاد دیرینهشناسی مهرهداران در دانشگاه بریستول، نیز درباره بیرونماندن موزهها و دانشگاهها از رقابت قیمتها هشدار داد، اما اضافه کرد:
گاهی اوضاع خوب پیش میرود وقتی خریدار درمییابد که میتواند با بهاشتراکگذاشتن خریدش با یک جامعه گستردهتر، لذت بیشتری ببرد؛ برای نمونه از راه امانتدادن یا اهدا به موزه، یا کمک به تامین مالی یک نمایشگاه سیار.
اَپکس یکی از همین نمونههاست؛ این فسیل را مدیر صندوق پوشش ریسکِ میلیاردر، کن گریفین، خرید و سپس به مدت چهار سال به موزه تاریخ طبیعی آمریکا امانت داد. توماس کار، دیرینهشناس مهرهداران و دانشیار کالج کارتاژ در ویسکانسینِ آمریکا، گفت اجازهدادنِ مالکان خصوصی برای دسترسی دانشمندان به فسیلها کافی نیست. او توضیح داد:
کلکسیون خصوصی هیچ تضمینی نمیدهد که یک فسیل برای همیشه در همان مجموعه بماند، در حالی که ماموریتِ یک امانت عمومی این است که مجموعهاش را بهطور نامحدود نگه دارد، حفاظت کند و سامان بدهد.» او افزود: «فسیلها باید در دسترس باشند تا مشاهدات قبلی آزموده شوند و بینشهای تازه به دست آید؛ فسیلها همان دادهها هستند، پس باید همیشه برای مطالعه در دسترس باشند.
کار همچنین گفت امانتدادن به موزهها هم مشکلساز میشود، زیرا «فسیلِ در تملک خصوصی ممکن است هر لحظه از موزه پس گرفته شود و به خانهی مالک برگردد، بنابراین اصولِ دسترسپذیری و بازتولیدپذیری تضمین نمیشود.» او یادآور شد که اکنون بسیاری از مجلات علمی شرط میکنند مقالههای پژوهشی باید بر پایه فسیلهایی باشند که در مخازن عمومی دائمی نگهداری میشوند.
کار تأکید کرد تا زمانی که شکار خصوصی فسیل بهعنوان پلی بهسوی موزه یا دانشگاه عمل کند و نه بهسوی حراجیها یا فروشگاههای فسیل، مسئلهای درباره اینکه چه کسی نخستین بار دایناسور را پیدا کرده وجود ندارد. با این حال، او گفت فسیلهایی مانند گس بهتر بود در زمین خصوصی هم از حمایت قانونی در برابر بهرهبرداری تجاری برخوردار باشند، همانطور که در کشورهایی مانند مغولستان چنین است، و فسیلهای نادر، از جمله بقایای دایناسورها، فقط توسط نهادهای علمی یا دانشگاهی گردآوری شوند.
بروساته گفت درک میکند که چرا بعضیها فسیل دایناسور میخرند. او گفت:
اگر من یک میلیاردر بودم، احتمالا من هم یکی میخریدم.
اما بلافاصله افزود که آن را به موزه اهدا میکرد تا امکان مطالعه و نمایش آن فراهم شود. او گفت:
امیدوارم همین اتفاق اینجا بیفتد.
کار نیز امیدوار است گس در نهایت به یک امانت عمومی اهدا شود و مالکیت خصوصیاش از دست برود. او گفت:
فسیل در امانت عمومی برای علم و جامعه در همهسو یک پیروزی است، نه اینکه در اتاق نشیمنِ یک مکمیلیاردر انبار شود.
کارشناسان ساتبیز از کاوش گس توسط یک گروه خصوصی دفاع کردهاند و میگویند بدون چنین شرکتهایی شاید برخی دایناسورها هرگز از زمین بیرون نیایند. بهگفتهی آنها، قیمت این فسیل نیز بازتابی از اهمیت بقایای فسیلشده و تلاشهای لازم برای بیرونکشیدن آن از دل خاک است.