چرا مردم فرانسه ناپلئون را کنار گذاشتند؟

یک‌شنبه 17 خرداد 1405 - 21:00
مطالعه 4 دقیقه
ناپلئون بناپارت
از کمبود سرباز و بحران اقتصادی تا سقوط پاریس؛ چرا فرانسوی‌ها در ۱۸۱۴ ناپلئون را رها کردند؟
تبلیغات

سال ۱۸۱۵ پایان رابطه رسمی فرانسه با ناپلئون بناپارت به‌عنوان رهبرش بود. پیش از آن، او بیش از یک دهه در ذهن بسیاری از شهروندان فرانسوی شکست‌ناپذیر جلوه می‌کرد و برایشان همان چیزهایی را مجسم می‌ساخت که انقلاب نتوانسته بود به دستشان بدهد: شکوه نظامی، ثبات سیاسی و گسترش سرزمینی.

به‌گزارش thecollector.com، تا زمانی که ارتش ائتلاف در مارس ۱۸۱۴ به پاریس رسیده بود، گرانده آرمه دیگر توان ادامه کارزارهایش را نداشت. یک سال بعد، فرانسوی‌ها امپراتور خود را رها کردند؛ نه از سر دلخوریِ ناشی از یک شکست نظامی، بلکه چون او اقتصاد را ویران کرده و فرانسه را عمدا از نظر نیروی انسانیِ نظامی به ورطه ورشکستگی کشانده بود؛ بسیاری از آن مردان نیز در میدان نبرد جان باخته بودند.

سربازگیریِ بیش از اندازه

از زمان بسیج همگانی در سال‌های انقلاب، ناپلئون نمی‌توانست جنگ‌هایش را بدون سربازگیریِ پیوسته پیش ببرد. میان کارزارهای روسیه و آلمان در سال‌های ۱۸۱۳ و ۱۸۱۴، امپراتوری فرانسه به نقطهٔ شکست رسید. فقط در ۱۸۱۲، ناپلئون حدود ۵۰۰۰۰۰ نفر را در کارزار روسیه از دست داد. برای دفاع از امپراتوری، او سرانجام از سراسر کشور نزدیک به یک میلیون سرباز وظیفه در ۱۸۱۳ فراخواند. بسیاری از جایگزین‌های کشته‌شدگان، جوانان فرانسوی‌ای بودند که هرگز برای جنگ آموزش ندیده بودند.

وقتی فرانسه در کارزار فرانسه در سال ۱۸۱۴ به میدان نبرد بدل شد، حتی دهقانان هم دیگر حوصله نداشتند پسرانشان را به ارتش فرانسه بفرستند.

فرار از خدمت در سه ماه نخست کارزار به‌طرزی شگفت‌انگیز بالا بود. فراریان از خدمت سربازی، مردانی که آن‌قدر ترسیده یا سرسخت بودند که حتی برای انجام خدمت نظامی از خانه بیرون نمی‌آمدند، در جنگل‌های سراسر فرانسه پنهان شدند و روستاییان همدل از آنان حمایت کردند. خیلی زود، غیرنظامیان فرانسوی فهمیدند که اگر جنگ ادامه پیدا کند، ناپلئون نه نخواهد گذاشت و شاید اصلا نتواند که فرانسه طعم صلح را بچشد.

افول سریع اقتصاد و شکست سامانه قاره‌ای

فرانسه که از پیش هم به‌دلیل سال‌ها تامین هزینه ارتش‌ها و ناوگان‌ها از نظر مالی تحت فشار بود، گرفتار مشکلات جدی اقتصادی شد. در آن زمان، سامانه قاره‌ای که بخشی از سیاست اقتصادی خارجی ناپلئون بود، هرگونه تجارت میان بریتانیا و هر کشوری را که به ناپلئون وفاداری نشان می‌داد ممنوع می‌کرد. قرار بود این سیاست با گرسنه نگه داشتن بریتانیا از تجارت، صنایع فرانسه را تقویت کند، اما محاصره دریایی بریتانیا علیه بنادر فرانسه، تجارت با این کشور را دشوار کرد.

خیلی زود، اسکله‌های بوردو، نانت و مارسی فعالیتی کمرنگ پیدا کردند. از دست رفتن تجارت پیامدهای اقتصادیِ گسترده‌ای داشت و سبب شد طبقهٔ متوسط فرانسه پول زیادی از دست بدهد.

ارزش فرانک هم سقوط کرد، چون تورم به‌سرعت بالا رفت

در همین دوره، ناپلئون برای پرداخت هزینه‌های رو‌به‌افزایش جنگ، مالیات بر مصرف غیرمستقیم را بالا برد. با همه پول و منابعی که بلعید، او فرانسه را عملا به کشوری غیرقابل‌حکمرانی تبدیل کرد. وقتی متفقین به خاک فرانسه رسیدند، بیش از هر چیز با چنگک‌های کشیده‌شده علیه مقام‌های پاریسی روبه‌رو شدند؛ مقام‌هایی که به دزدی و فساد متهم بودند.

در برخی نقاط فرانسه، از متفقین به‌عنوان آزادی‌بخش استقبال شد و بازگشت بوربون‌ها صرفا از این رو با آغوش باز پذیرفته شد که بازگشت بوربون‌ها یعنی تجارت با بریتانیا از سر گرفته می‌شود.

یعنی غیرنظامیان می‌توانستند دوباره در صنعت تولید کار کنند، چون بازار بزرگ‌تری برای محصولاتشان فراهم می‌شد.

این‌که او پاریس را به سوی نابودی می‌برد

در مارس ۱۸۱۴، هنگامی که متفقین از کنار ژنرال‌های ناپلئون گذشتند و راه خود را به درون پاریس باز کردند، نهاد حاکم شهر، یعنی سنا، دریافت که اگر همچنان از ناپلئون پیروی کند، پایتخت به خاکستر بدل خواهد شد.

پس، در شرایطی که راه دیگری نمانده بود، سناى فرانسه در دوم آوریل ۱۸۱۴ رای داد که ناپلئون خلع شود؛ دلیلش را هم نقض قانون اساسی و امتناع او از امضای پیمان صلح اعلام کرد.

اما حتی پس از آن‌که پاریس به او خیانت کرد، ناپلئون هنوز خیال می‌کرد می‌تواند با شکوه به شهر بازگردد و تختش را با زور پس بگیرد، حتی بعد از آن‌که به جزیره اِلبا تبعید شده بود. او در اشتباه بود.

فرار از جزیره

در فوریه ۱۸۱۵ از جزیره گریخت و در فرانسه فرود آمد تا امپراتوری‌اش را پس بگیرد. دیگر دولت‌های اروپایی خیلی زود ارتش‌های خود را گرد آوردند تا جلو او را بگیرند. آخرین تلاشش برای ماندن در قدرت در هجدهم ژوئن ۱۸۱۵ و در نبرد واترلو پایان یافت.

ناپلئون به دست ارتش‌های بریتانیا و پروس شکست خورد و برای دومین بار ناچار شد از تختش دست بکشد.

برای آن‌که دیگر هرگز بازنگردد، بریتانیایی‌ها او را به سنت هلنا، جزیره‌ای بسیار دورافتاده در اقیانوس اطلس، تبعید کردند.

او تا زمان مرگش در ۱۸۲۱ زیر نظر نگهبانان در آنجا زندگی کرد.

نظر شما درباره این چرخش تاریخی چیست؟

ناپلئون بناپارت، امپراطوری که اروپا را دگرگون کرد
ناپلئون بناپارت، معروف به ناپلئون یکم، در فاصله‌ سال‌های ۱۸۰۴ تا ۱۸۱۵ میلادی امپراتور فرانسه بود و نقش موثری در تاریخ اروپا ایفا کرد.
زهرا آذرنیوش
مطالعه '34
ناپلئون بناپارت، امپراطوری که اروپا را دگرگون کرد

نظرات