راز ابریشم در چین باستان؛ پارچهای که اقتصاد جهان را تغییر داد
بر اساس گزارش The Collector، ابریشم که در دنیای باستان از آن بهعنوان «ملکه پارچهها» یاد میشد، در شکلگیری تاریخ و اقتصاد چین باستان نقش مهمی داشت.
طبق افسانههای چینی، فرآیند تولید ابریشم حدود سال ۲۷۰۰ پیش از میلاد کشف شد؛ زمانی که «لیزو»، همسر امپراتور افسانهای زرد، زیر درختی نشسته و در حال نوشیدن چای بود. گفته میشود پیلهای داخل فنجان او افتاد و شروع به باز شدن کرد. ملکه متوجه رشته محکم خارجشده از پیله شد و خیلی زود هنر پرورش کرم ابریشم را به مردم آموزش داد. حتی امروز نیز بیشتر ابریشم از پیله لارو Bombyx mori تولید میشود؛ کرمی که عمدتا از برگ درخت توت سفید تغذیه میکند.
این روش پرورش به «نوغانداری» یا Sericulture معروف است. چینیها نزدیک به ۳۰۰۰ سال این فرآیند را مخفی نگه داشتند و افشای آن جرمی بود که مجازات مرگ داشت؛ زیرا سلسلههای حاکم به ارزش انحصار این ماده پی برده بودند.
ابریشم ابزاری برای حفظ طبقات اجتماعی بود
در داخل چین، ابریشم فقط لباس اشراف نبود، بلکه بهعنوان نوعی ارز برای خرید کالا و خدمات نیز استفاده میشد. برای مثال، کشاورزان چینی قرنها مالیات خود را با غلات و ابریشم پرداخت میکردند. همچنین در دوره سلسله هان (از ۲۰۶ پیش از میلاد تا ۲۲۰ میلادی)، دولت حقوق کارمندان را بهجای سکه، با طاقههای ابریشم پرداخت میکرد. به این ترتیب، ابریشم به بخشی از ساختار اقتصادی چین تبدیل شده بود.
در مقطعی نیز قوانینی درباره رنگ و کیفیت ابریشم وضع شد تا نظام طبقاتی سختگیرانه حفظ شود. در ابتدا تنها امپراتور و اعضای نزدیک خانواده او اجازه پوشیدن ابریشم زرد را داشتند. در برخی مناطق حتی دهقانان از پوشیدن ابریشم منع شده بودند.
ابریشم شرق و غرب را به هم متصل کرد
در سال ۱۳۸ پیش از میلاد، امپراتور وو از سلسله هان، دیپلماتی به نام «ژانگ چیان» را برای یافتن متحدانی علیه قبایل «شیونگنو» به غرب فرستاد. این ماموریت در ابتدا موفق نبود، اما او با گزارشهایی درباره اسبهای قدرتمند و بازارهایی بازگشت که تشنه کالاهای تجاری، بهویژه ابریشم بودند. همین موضوع به شکلگیری شبکه مسیرهای تجاری مشهور به «جاده ابریشم» انجامید. امپراتوری چین نیز از طریق فتوحات و توافق با قبایل محلی، مسیرهای تجاری غرب را ایجاد و امن کرد.
این مسیرها حدود ۴۰۰۰ مایل از چانگآن تا دریای مدیترانه امتداد داشتند و ابریشم در شهرهای مختلف بارها دستبهدست میشد. قیمت این پارچه با هر مایل حرکت به سمت غرب افزایش پیدا میکرد و زمانی که به امپراتوری روم میرسید، ارزشی هموزن طلا داشت. در روم، طبقه اشراف به این پارچه نیمهشفاف علاقه شدیدی پیدا کرده بودند.
نمادی از ثروت و تجمل
مردان و زنان از ابریشم برای نمایش ثروت، جایگاه اجتماعی و تجمل استفاده میکردند. با این حال، رهبران اخلاقگرای روم از این پارچه متنفر بودند؛ زیرا آن را برای زنان «بیش از حد بدننما» میدانستند. علاوه بر این، ابریشم باعث عدم تعادل شدید تجاری شده بود. «پلینیِ بزرگ» در سال ۷۷ میلادی نوشت که روم سالانه حدود ۱۰۰ میلیون سسترس به شرق میپردازد؛ رقمی که فشار سنگینی بر اقتصاد روم وارد میکرد.
در آن زمان، رومیها هیچ تصوری از نحوه تولید ابریشم نداشتند. بسیاری از آنها باور داشتند ابریشم مانند پنبه روی درختان رشد میکند. همین ناآگاهی باعث شد قیمت این پارچه بیش از هزار سال در سطحی بسیار بالا باقی بماند.
ابریشم به عصر اکتشافات کمک کرد
تقاضای عظیم برای ابریشم باعث شکلگیری اختراعات و تحولات دیگری نیز شد. همان مسیرهای تجاری که ابریشم را جابهجا میکردند، فناوریهایی مانند کاغذ، باروت و قطبنما را نیز به غرب رساندند. حتی بخشی از عصر اکتشافات نیز تحت تاثیر تجارت ابریشم بود؛ زیرا زمانی که کریستف کلمب در سال ۱۴۹۲ به سمت غرب حرکت کرد، بهدنبال مسیر کوتاهتری برای رسیدن به مناطق تولید ابریشم و ادویه بود.
ابریشم از بسیاری جهات نخستین اقتصاد واقعا جهانی را شکل داد. این پارچه امپراتوریهایی را به هم متصل کرد که حتی زبان مشترکی نداشتند. ابریشم علاوه بر لباس، برای ساخت نخ ماهیگیری، سیم سازهای موسیقی و حتی بهعنوان بستر نوشتار نیز استفاده میشد. پیش از توسعه فناوری کاغذسازی، دانشمندان ثروتمند چینی روی طومارهای ابریشمی مینوشتند؛ طومارهایی که بخش بزرگی از تاریخ چین را حفظ کردند.
در سال ۱۹۷۳، باستانشناسان در آرامگاههای ماوانگدویی، متون ابریشمی متعلق به سال ۱۶۸ پیش از میلاد را کشف کردند که شامل نقشههای ستارهای و کتابهای پزشکی بود؛ آثاری که اگر روی مواد کمدوامتری نوشته شده بودند، احتمالا از بین میرفتند.