راز متون باستانی؛ چگونه ایران و یونان زبان آسیای مرکزی را تغییر دادند؟

پنج‌شنبه 7 خرداد 1405 - 14:02
مطالعه 3 دقیقه
کتیبه بیستون
مطالعه‌ای تازه نشان می‌دهد در آسیای مرکزی باستان، زبان نوشتاری تحت تاثیر امپراتوری‌های ایرانی و یونانی تغییر کرد، در حالی که زبان محلی ادامه یافت.
تبلیغات

به نقل از archaeologymag؛ مطالعه‌ای تازه از «ریچل میرْز»، تاریخ‌نگار، شواهد مکتوب آسیای مرکزی باستان را گردآوری کرده تا بررسی کند چگونه زبان و خط در این منطقه در دوره‌های هخامنشی و هلنیستی تغییر کرده‌اند. این پژوهش بر مناطقی مانند باختریا، سغدیانا، آراخوزیا و گندهارا تمرکز دارد که امروزه در افغانستان، ازبکستان، تاجیکستان و پاکستان قرار دارند. این مطالعه در یکی از مجلدات اخیر انتشارات دانشگاه کمبریج منتشر شده و متونی از حدود قرن پنجم پیش از میلاد تا قرن دوم میلادی را بررسی می‌کند.

آسیای مرکزی معمولا از طریق جابه‌جایی امپراتوری‌ها، ارتش‌ها و مسیرهای تجاری توصیف می‌شود، اما این پژوهش توجه را به نوشتار معطوف می‌کند. بر اساس این تحقیق، متون باقی‌مانده از این دوره عمدتا به زبان‌های امپراتوری نوشته شده‌اند نه زبان‌های محلی گفتاری. در دوره هخامنشی، متون اداری معمولا به زبان آرامی و عیلامی ثبت می‌شدند. بعدها پس از فتوحات اسکندر مقدونی و شکل‌گیری حکومت‌های هلنیستی، زبان یونانی در نوشتار رسمی و عمومی رواج یافت. در مناطقی مرتبط با امپراتوری مائوریا نیز زبان پراکریت وارد متون مکتوب شد.

این به آن معنا نیست که جوامع محلی ناگهان زبان گفتاری خود را تغییر دادند. این پژوهش برعکس استدلال می‌کند که مردم آسیای مرکزی احتمالا همچنان به زبان‌های ایرانی و هندوآریایی محلی صحبت می‌کردند، اما در امور اداری، تجارت و نوشتار رسمی از زبان‌های خارجی استفاده می‌کردند. به عبارت دیگر، زبان نوشتاری اغلب با زبان گفتاری متفاوت بود.

شواهد این تحقیق از کتیبه‌ها، اسناد اداری و یافته‌های باستان‌شناسی در نقاط مختلف منطقه به دست آمده است. برخی از قدیمی‌ترین مواد نوشتاری باقی‌مانده از آسیای مرکزی مربوط به قرن چهارم پیش از میلاد و از باختریا و آراخوزیا هستند. این اسناد نشان می‌دهند نظام‌های اداری ایرانی چگونه در دوردست‌های قلمرو امپراتوری عمل می‌کردند. این مطالعه اشاره می‌کند که آرامی به‌عنوان یک زبان اداری کاربردی در سراسر امپراتوری استفاده می‌شد، زیرا مقامات مناطق مختلف به یک سیستم نوشتاری مشترک نیاز داشتند.

زبان یونانی نیز بعدها مسیری مشابه طی کرد. پس از لشکرکشی‌های اسکندر در اواخر قرن چهارم پیش از میلاد، شمار بیشتری از یونانی‌زبانان در آسیای مرکزی ظاهر شدند. در مکان‌هایی مانند آی‌خانوم، باستان‌شناسان کتیبه‌ها و نوشته‌هایی یافته‌اند که نشان می‌دهد یونانی برای نمایش عمومی، امور اداری و فرهنگ نخبگان استفاده می‌شده است. با این حال، استفاده از یونانی در این منطقه همیشه به معنای هویت یونانی نبود. این مطالعه تاکید می‌کند که زبان و هویت را نباید یکسان در نظر گرفت؛ فردی که به یونانی می‌نوشت الزاما از نظر قومی یونانی نبود.

یکی از یافته‌های اصلی این مطالعه این است که خط و زبان مسیرهای جداگانه‌ای داشته‌اند. خط‌ها بارها برای کاربردهای جدید تطبیق داده شدند. خط آرامی برای نوشتن زبان‌هایی فراتر از آرامی نیز به کار رفت، از جمله پراکریت و زبان‌های ایرانی محلی. خط یونانی نیز بعدها پایه نوشتن زبان باختری شد؛ زبانی ایرانی که به دوره کوشان مرتبط است.

با دنبال کردن این الگوها، این پژوهش آسیای مرکزی باستان را منطقه‌ای چندزبانه معرفی می‌کند که تحت تاثیر تماس طولانی‌مدت میان سنت‌های ایرانی، یونانی، هندی و محلی شکل گرفته است. اسناد مکتوب ناقص هستند و تحت تاثیر شرایط اقلیمی خشک، نابودی آرشیوها و کاوش‌های باستان‌شناسی باقی مانده‌اند. با این حال، همین اسناد باقی‌مانده تصویری از تاثیر امپراتوری‌ها بر نوشتار ارائه می‌دهند، در حالی که زبان‌های محلی در زیر سطح ادامه داشته‌اند.

این مطالعه نشان می‌دهد آسیای مرکزی باستان نه با یک زبان یا خط واحد، بلکه با سازگاری مداوم تعریف می‌شده است؛ جایی که نظام‌های نوشتاری همراه امپراتوری‌ها جابه‌جا می‌شدند و جوامع محلی آن‌ها را متناسب با نیازهای خود بازآفرینی می‌کردند.

نظرات