چگونه روسیه به بزرگ‌ترین کشور جهان تبدیل شد؟

پنج‌شنبه 24 اردیبهشت 1405 - 20:00
مطالعه 9 دقیقه
چگونه روسیه به بزرگ‌ترین کشور جهان تبدیل شد
روسیه با قرن‌ها جنگ، فتح و گسترش تدریجی از دوران وایکینگ‌ها تا امپراتوری تزاری و سیبری، به پهناورترین کشور جهان تبدیل شد.

به نقل از thecollector؛ به همان اندازه که خود این سرزمین پهناور است، تاریخ چگونگی تبدیل شدن روسیه به کشوری عظیم، داستانی از گسترش در بزرگ‌ترین قاره جهان است. یک نکته جالب جغرافیایی این است که فنلاند و کره شمالی تنها یک کشور با هم فاصله دارند؛ آن کشور روسیه است.

امروز فدراسیون روسیه همچنان عنوان بزرگ‌ترین کشور جهان را در اختیار دارد؛ سرزمینی که از بالتیک تا شرق دور و آلاسکا امتداد دارد و در ۱۱ منطقه زمانی گسترده شده است. این وسعت عظیم نتیجه قرن‌ها جنگ، فتح، سیاست و گسترش تدریجی در طول تاریخ است.

آغاز در قرون وسطی

در دوران قرون وسطی، بسیاری از دولت‌ها شکل گرفتند که بعدها پایه‌های روسیه را تشکیل دادند.

گروهی از وایکینگ‌ها به نام وارنگیان در اواسط قرن نهم میلادی پایگاه قدرتی در منطقه‌ای که بعدها شهر نووگورود شد ایجاد کردند. آن‌ها برای گسترش تجارت خود سپس به جنوب رفتند و در شهری تازه‌ تاسیس به نام کی‌یف فعالیت کردند. این وارنگیان بعدها با نام «روس کیف» شناخته شدند.

از این نقطه، مجموعه‌ای پراکنده از شاهزاده‌نشین‌ها در روسیه امروزی غربی شکل گرفت. این حکومت‌ها برای قدرت با یکدیگر رقابت می‌کردند و رهبرانشان برای کسب عنوان «شاهزاده بزرگ کی‌یف» تلاش می‌کردند.

این شاهزاده‌نشین‌ها در قرن سیزدهم زیر سلطه مغول‌ها قرار گرفتند و بخشی از امپراتوری مغول شدند. در این دوران، شاهزاده‌نشین مسکو به‌عنوان یک دولت قدرتمند ظهور کرد، هرچند همچنان تابع مغول‌ها و تاتارهای اردوی زرین بود.

در سال ۱۳۸۰ میلادی، این وابستگی با شورش شاهزاده‌نشین‌ها و پیروزی بر اردوی زرین در نبرد کولیکوو پایان یافت و دوران سلطه مغول‌ها به پایان رسید. با این حال، مغول‌ها دوباره بازگشتند و قدرت را در دست گرفتند.

در نهایت، سلطه مغول‌ها توسط «ایوان سوم»، معروف به ایوان کبیر، شاهزاده بزرگ مسکو، که از پرداخت خراج به حاکمان خودداری کرد، پایان یافت. این سرپیچی باعث رویارویی ارتش اردوی زرین و مسکو در دو سوی رودخانه اوگرا شد.

پس از چند هفته، خان تصمیم به بازگشت گرفت و منطقه را ترک کرد. با خروج مغول‌ها، ایوان سوم از فرصت استفاده کرد و خانات کازان را که در جنوب و شرق شاهزاده‌نشین مسکو قرار داشت، تحت سلطه خود درآورد.

سلطه شاهزاده‌نشین مسکو

پس از اخراج مغول‌ها از سرزمین‌های روس، مسکو به مرکز گسترش روسیه تبدیل شد. تحت رهبری ایوان سوم، شاهزاده‌نشین مسکو به قدرت مسلط منطقه تبدیل شد، از نووگورود پیشی گرفت و زمینه‌ساز تشکیل امپراتوری روسیه در قرون بعد شد.

ایوان سوم سپس توجه نظامی خود را به نووگورود معطوف کرد. او در سال ۱۴۷۱ میلادی در نبرد شلون این شهر را شکست داد و آن را وادار به بیعت با مسکو کرد. هفت سال بعد، او دوباره به نووگورود حمله کرد و آن را به‌طور رسمی ضمیمه قلمرو مسکو کرد.

اکنون مسکو تمام سرزمین‌های شمالی از فنلاند تا کوه‌های اورال را کنترل می‌کرد.

پس از مرگ ایوان سوم، پسرش واسیلی سوم قدرت را به دست گرفت و فتوحات پدرش را تثبیت کرد. او همچنین با تصرف مناطق کوچک مستقل در مرزها، قلمرو را گسترش داد. پسکوف در سال ۱۵۱۰ میلادی ، ولوکولامسک در ۱۵۱۳ میلادی، ریازان در ۱۵۲۱ میلادی و نووگورود-سِورسکی در ۱۵۲۲ میلادی ضمیمه شدند.

در دوران واسیلی سوم، عنوان «تزار» به‌طور رسمی پذیرفته شد و عقاب دو سر به‌عنوان نماد سلطنت و دولت روسیه معرفی گردید.

گسترش بیشتر

پس از واسیلی سوم، ایوان چهارم (ایوان مخوف) به قدرت رسید. در زمان واسیلی سوم، خانات کازان از وابستگی روسیه خارج شده و با خانات آستراخان، کریمه و اردوی نوگای متحد شده بود.

در سال ۱۵۵۲ میلادی، ایوان چهارم پایتخت کازان را محاصره کرد و مدافعان آن را قتل‌عام نمود. پس از شکست این خانات تاتار، چندین دولت کوچک دیگر نیز برای جلوگیری از سرنوشت مشابه به روسیه پیوستند. تا سال ۱۵۵۶ میلادی آخرین مقاومت‌ها سرکوب شد و مسکو کنترل کامل دشمن سابق خود را به دست گرفت. خانات آستراخان نیز به قلمرو روسیه افزوده شد و دسترسی کامل به حوضه رود ولگا فراهم شد.

ایوان چهارم همچنین در جنوب علیه تاتارها و دیگر گروه‌ها جنگید. در سال ۱۵۷۱ میلادی، ارتش عظیم ۱۲۰ هزار نفری کریمه به مسکو حمله کرد. روس‌ها با تنها ۶ هزار نیرو شکست خوردند و عقب‌نشینی کردند. مسکو که عمدتا از چوب ساخته شده بود، در عرض سه ساعت به خاکستر تبدیل شد و تنها کرملین باقی ماند.

حکومت خشونت‌بار ایوان با شکست‌های بیشتر در برابر سوئد و لهستان بدتر شد و روسیه مجبور به واگذاری برخی مناطق غربی شد.

در زمان مرگ او در سال ۱۵۸۴ میلادی، کشور در وضعیت بحرانی قرار داشت.

سال‌های بعد برای مردم روسیه بسیار دشوار بود. جنگ‌های داخلی برای تصاحب تاج‌وتخت باعث بی‌ثباتی شدید شد و قحطی حدود یک‌سوم جمعیت را از بین برد.

سوئد و لهستان تلاش کردند از این وضعیت استفاده کنند و بخش‌هایی از روسیه را تصرف کردند. لهستان مسکو را اشغال کرد و سه سال در آنجا ماند تا اینکه روس‌ها با تشکیل یک ارتش مردمی آن‌ها را بیرون راندند.

با این حال، در همین دوران، سرزمین‌های روسیه به شرق اورال گسترش یافت و زمینه برای فتوحات بزرگ بعدی فراهم شد.

عصر طلایی

پایان دودمان روریک و آغاز دودمان رومانوف‌ها، دوره‌ای از موفقیت و شکوفایی را برای روسیه آغاز کرد.

در سال ۱۶۱۳ میلادی، میخائیل رومانوف به تخت نشست. اگرچه تصور می‌شد او ضعیف و قابل کنترل باشد، اما حکومتش موفق از آب درآمد. او ابتدا با سوئد و لهستان صلح کرد و تهدید آن‌ها را کاهش داد.

در همین زمان، فتح سیبری ادامه یافت. کاوشگران روسی پایگاه‌هایی ایجاد کردند، با قبایل محلی ارتباط گرفتند و سرزمین‌های جدیدی را به نام امپراتوری روسیه تصرف کردند.

کاوشگران مشهوری مانند پتر بکتوف شهرهایی مانند یاکوتسک، چی‌تا و نرچینسک را بنیان گذاشتند. کوربات ایوانوف اولین روسی بود که دریاچه بایکال را کشف کرد. ایوان موسکویتین اولین روسی بود که به دریای اوخوتسک و سپس اقیانوس آرام رسید. واسیلی پویارکوف و یروفی خاباروف نیز مناطق شرق دور را کشف و تصرف کردند.

در غرب، روسیه با سوئد، لهستان و کشورهای همسود لهستان-لیتوانی درگیر بود. در زمان میخائیل رومانوف، روسیه قزاق‌ها را بین ولگا و اورال شکست داد. سپس الکسی تزار بخش‌هایی از اوکراین امروزی را به قلمرو خود افزود.

در سال ۱۶۴۸ میلادی، قزاق‌های منطقه دنیپر علیه لهستان شورش کردند و از الکسی خواستند حاکمیت روسیه را بپذیرد. او پذیرفت و جنگ طولانی با لهستان آغاز شد که در نهایت به تسلط روسیه بر مناطق شرق دنیپر از جمله کی‌یف انجامید.

پس از او، پتر کبیر (۱۶۸۲–۱۷۲۵ میلادی) روسیه را به سمت بالتیک گسترش داد و استونی و لتونی را تصرف کرد.

در شرق، کاوشگران به شبه‌جزیره کامچاتکا رسیدند و با مقاومت شدید بومیان مواجه شدند، اما در نهایت این مناطق نیز تحت کنترل روسیه درآمد.

دورترین نقاط سیبری

در کامچاتکا، قبایل بومی بارها علیه روس‌ها شورش کردند اما سرکوب شدند. در شمال، مقاومت قوی قبیله کوریَک‌ها و سپس چوکچی‌ها ادامه داشت.

در سال ۱۷۴۲ میلادی، امپراتریس الیزابت دستور نابودی کامل چوکچی‌ها را صادر کرد. پس از چندین دهه جنگ، سرانجام کل سیبری تحت کنترل روسیه قرار گرفت.

کاترین کبیر

کاترین کبیر یکی از بزرگ‌ترین حاکمان روسیه بود. در دوران او، روسیه به سمت جنوب و دریای سیاه گسترش یافت. او همچنین با تضعیف لهستان، بخش بزرگی از این کشور را میان روسیه، پروس و اتریش تقسیم کرد.

در جنگ با عثمانی‌ها، روسیه پیروز شد و کریمه را ضمیمه کرد. در سال ۱۷۸۳ میلادی، کریمه به‌طور کامل به روسیه ملحق شد. در ادامه نیز مناطق بیشتری در شرق دریای سیاه به دست آمد.

گسترش‌های بعدی

در سال ۱۷۹۵ میلادی، باقی‌مانده لهستان نیز تقسیم شد. پس از شکست ناپلئون، روسیه مناطق بیشتری در اروپا به دست آورد. در جنگ‌های بعدی با عثمانی‌ها، روسیه به سواحل شمال شرقی دریای سیاه رسید.

در شرق، روسیه در جنگ تریاک دوم با چین، مرزهای خود را تا رود آمور گسترش داد و مناطق بیشتری در آسیای مرکزی تصرف کرد.

آلاسکا

در قرن هجدهم، روس‌ها به آلاسکا رسیدند و شرکت روسی-آمریکایی در سال ۱۷۹۹ میلادی برای مدیریت آن تأسیس شد.

اما مدیریت این منطقه بسیار دشوار و پرهزینه بود. در نهایت، در سال ۱۸۶۷ میلادی آلاسکا به ایالات متحده فروخته شد.

روسیه مدرن

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، بسیاری از مرزهای داخلی به کشورهای مستقل تبدیل شدند.

در اوج خود در سال ۱۸۹۵ میلادی، امپراتوری روسیه حدود ۸٫۸ میلیون مایل مربع وسعت داشت و سومین امپراتوری بزرگ تاریخ بود.

امروز روسیه همچنان کشوری بسیار پهناور با تنوع قومی و جغرافیایی گسترده است؛ میراثی از تاریخ طولانی امپراتوری و گسترش سرزمینی.

نظرات