راز فرشتگان ایاصوفیه؛ موزاییکهای ۷۰۰ سالهای که پس از قرنها دوباره دیده شدند
در زیر بلندترین گنبد ایاصوفیه، موزاییکهای سرافیم قرار گرفتهاند. این موزاییکهای ۷۰۰ ساله که طی ۲۰ سال گذشته دوباره آشکار شدهاند، فرشتگانی از عالیترین مرتبه آسمانی را به تصویر میکشند.
در زیر لایههایی از گچ که طی قرنها روی هم انباشته شده بود، موزاییکهای سرافیم ایاصوفیه پنهان مانده بودند. این فرشتگان رازآلود که بیش از ۷۰۰ سال پیشینه دارند، دگرگونی این بنا را از قلب درخشان امپراتوری بیزانس تا نماد نیرومند فتح عثمانی و اقتدار اسلامی نظاره کردهاند. در دل این موزاییکهای طلایی، چشمان نافذ سرافیم و ۶ بال عظیم آنها زیر گنبد مرکزی میدرخشند و فضا را همچون بازتابی از تخت خداوند تقدیس میکنند. با آنکه در دوران حکومت عثمانی از دید پنهان شدند، اکنون سرافیم بار دیگر به بازدیدکنندگان ایاصوفیه مینگرند.
اسطورهشناسی سرافیم
واژه سرافیم از واژه عبری «ساراف» گرفته شده است. این واژه به معنای «سوختن» است و سرافیم اغلب به «سوزندگان» ترجمه میشود؛ موجوداتی که با آتش الهی خداوند پیوند دارند.
در مسیحیت، سرافیم بالاترین مرتبه در سلسلهمراتب فرشتگان را دارند. وجود آنان وقف پرستش خداوند است و بهعنوان اصلیترین و نهاییترین نگهبانان تخت او خدمت میکنند.
تنها دو متن در کتاب مقدس یهودی ـ مسیحی به ساختار ویژه و ویژگیهای هراسانگیز آنها اشاره کردهاند؛ ویژگیهایی که با تصویرهای انسانگونهتر فرشتگان مقرب و قدیسان، که در هنر مسیحی رایجتر است، تفاوت دارد.
در کتاب اشعیا، پیامبر اشعیا چنین روایت میکند:
«خداوند را دیدم که بلندمرتبه و متعال، بر تخت نشسته بود... بالای او سرافیم ایستاده بودند، هر یک با شش بال: با دو بال چهره خود را میپوشاندند، با دو بال پاهای خود را، و با دو بال پرواز میکردند. و به یکدیگر ندا میدادند: قدوس، قدوس، قدوس است خداوند قادر مطلق؛ تمامی زمین از جلال او پر است.»
سرافیم همچنین توسط یوحنای مقدس در کتاب مکاشفه ذکر شدهاند. او نیز در رویایی از بهشت میگوید:
«در مرکز، پیرامون تخت، چهار موجود زنده بودند که در جلو و پشت پوشیده از چشم بودند... هر یک از آن چهار موجود زنده شش بال داشت و سراسر وجودشان، حتی زیر بالهایشان، پوشیده از چشم بود. شب و روز بازنمیایستادند از گفتن: قدوس، قدوس، قدوس است خداوند خدای قادر مطلق.»
بر پایه این توصیفهای کتاب مقدس، سرافیم در هنر مسیحی آغازین بهصورت موجوداتی عظیم آسمانی با چهرهای انسانی و چشمانی برجسته تصویر میشدند که سه جفت بال بزرگ آنان را دربر گرفته بود. بالهایشان اغلب با رنگ سرخ ترسیم میشد تا آتش الهی را نشان دهد و حرکت همیشگی بالها نمادی از ستایش و پرستش خداوند بود.
چهار سرافیم معمولا در بلندترین نقاط کلیساهای نخستین مسیحی قرار داده یا حک میشدند تا صحنه بهشت در کتاب مکاشفه را بازآفرینی کنند و فضای زیر آن را مکانی مقدس، پاک و محافظتشده برای عبادتکنندگان نشان دهند.
سرافیم در هنر بیزانسی
پس از جدایی نهایی امپراتوری روم غربی و بیزانس در سال ۳۹۵ میلادی، هنر مذهبی بیزانس شمایلنگاری متمایز و موزاییکهای ویژه خود را پدید آورد.
در حالی که موزاییکهای روم غربی صحنههایی از زندگی روزمره یا اسطورهها را برای تزئین کف و دیوار نشان میدادند، موزاییکهای بیزانسی به بازآفرینیهای زراندود از صحنهها و موجودات آسمانی بر سقفها و گنبدهای کلیساها شهرت یافتند.
بهجای سنگ طبیعی، هنرمندان بیزانسی از قطعات شیشهای با روکش نقره یا طلا استفاده میکردند و آنها را چنان زاویه میدادند که حتی اندک نور خورشید نیز سبب درخشششان شود.
از قرن چهارم به بعد، هنگامی که مسیحیت ارتدوکس دین رسمی حکومت شد، معماری مذهبی بیزانس شکل استاندارد یافت؛ کلیساهای گنبددار با سقفهای موزاییکی طلایی که الهامبخش هنرمندان از قاهره و راونا تا بلغارستان و روسیه بودند.
پس از پایان مناقشات شمایلشکنی بیزانس در قرن نهم، هنرمندان بیزانسی موزاییکهایی از مسیح، مریم مقدس، هیولاهای عهد عتیق، داستانهای کتاب مقدس و سلسلهمراتب فرشتگان افزودند.
نمادها و شمایلهای مذهبی در کلیساهای بیزانسی میدرخشیدند؛ کاشیهای نقرهای و طلایی زمینه و حاشیه، قداست و الوهیت فرشتگان و شخصیتهای مذهبی را برجسته میکردند.
سرافیم، با الهام از دو توصیف کتاب مقدس، به شکل چهرهای شناور با چشمانی نافذ که سه جفت بال آن را احاطه کرده بود، تصویر میشدند. چهار سرافیم معمولا پیرامون یا زیر موزاییکهای عیسی قرار میگرفتند؛ تصویری که در مرکز بلندترین گنبد یا سقف جای داشت.
این سرافیمهای موزاییکی با بازآفرینی صحنه کتاب مکاشفه، نشان میدادند که فضای محراب ــ معمولا زیر گنبد مرکزی ــ بازتابی از تخت خداوند است و مقدسترین، محافظتشدهترین و مبارکترین بخش کلیسا بهشمار میآید.
موزاییکهای سرافیم تا سقوط امپراتوری بیزانس در قرن پانزدهم از عناصر رایج هنر بیزانسی بودند. از آن پس، تصویرهای انسانگونهتر قدیسان و فرشتگان در اروپای غربی به شکل رایج موجودات آسمانی تبدیل شد.
سرافیم در ایاصوفیه
یکی از مشهورترین موزاییکهای سرافیم در شمایلنگاری مذهبی بیزانس، زیر گنبد مرکزی ایاصوفیه قرار دارد. ایاصوفیه که در سال ۵۳۷ میلادی در قسطنطنیه تکمیل شد، همچنان یکی از باشکوهترین شاهکارهای معماری و نمودهای طراحی بیزانسی است؛ اثری که نفوذ هنری آن در سراسر امپراتوریها، ادیان و قارهها دیده میشود.
این بنا به فرمان امپراتور ژوستینیان یکم و به طراحی آنتمیوس اهل ترالس و ایسیدور اهل میلتوس ساخته شد و نزدیک به هزار سال بزرگترین کلیسای گنبددار جهان بود. قرنها زلزله، محاصره و مناقشات مذهبی، موزاییکهای طلایی آن را دگرگون کرد.
باستانشناسان معتقدند موزاییکهای سرافیم در دوره بازسازی میان سالهای ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۴، پس از آنکه زلزلهای طاق شرقی کلیسا و بخشی از گنبد مرکزی را فرو ریخت، به ایاصوفیه افزوده شدند.
در جریان این تعمیرات، چهار سرافیم بر هر یک از گوشهطاقهای زیر گنبد، در زیر موزاییک مسیح فرمانروای جهان در مرکز گنبد اصلی افزوده شد. ارتفاع هر سرافیم حدود ۶ متر بود، چهره آنها بیش از یک متر عرض داشت و بالهایشان با طیفهای گوناگون کاشیهای آبی و سبز ترسیم شده بود.
در مجموع، پژوهشگران بر این باورند که شاید ۱۶ فرشته سرافیم و کروبی در دوره بیزانس به ایاصوفیه افزوده شده باشند: چهار عدد در بخش شبستان و دوازده عدد در طاقهای طلایی تالار جنوبی.
سرافیم تنها حدود یک قرن توانستند از حریم مقدس درونی ایاصوفیه پاسداری کنند، تا آنکه زیر گچ و غبار امپراتوری عثمانی ناپدید شدند.
سرافیم در دوران عثمانی
پس از سقوط قسطنطنیه و شکست امپراتوری بیزانس بهدست سلطان محمد دوم در سال ۱۴۵۳، بیشتر شمایلنگاری مسیحی در ایاصوفیه پنهان شد.
محمد دوم فورا پروژههایی برای تبدیل ایاصوفیه به مسجدی فعال آغاز کرد و سازههایی مانند محراب نماز و منارهها افزود. با این حال، او روشی را پایهگذاری کرد که در آن موزاییکهای بیزانسی نابود نشدند.
در عوض، امپراتوری عثمانی خود را وارث مشروع میراث روم میدانست و ایاصوفیه را شاهدی بر تبار تاریخی خویش تلقی میکرد. بنابراین موزاییکها پنهان شدند، با پرده پوشانده شدند یا با سفیدکاری پوشیده شدند.
قدیسان و فرشتگان درخشان ناپدید شدند و نامهای خداوند، پیامبر اسلام و نخستین خلفا جای آنها را گرفت.
در سال ۱۶۰۹، در جریان پروژههای مرمت سلطان احمد یکم، سرافیم با لایههای بیشتری از سفیدکاری پوشانده شدند. لایههای اضافی گچ و فلز، چهرههای سرافیم را زیر ستارههای نقاشیشده مدفون کرد.
چهرههای سرافیم تا سال ۱۸۴۷ پنهان ماندند؛ زمانی که در جریان مرمتی بزرگ به فرمان سلطان عبدالمجید یکم دوباره کشف شدند.
برادران سوئیسی ـ ایتالیایی، گاسپار و جوزپه فوساتی، هدایت این بازسازی را بر عهده داشتند و موزاییکهای بسیاری از دوره بیزانس را که زیر رنگ و گچ پنهان شده بود، یافتند.
آنها که از یافتههای خود شگفتزده شده بودند، پیش از پوشاندن دوباره شمایلهای مسیحی با گچ و رنگ تازه، طرحهایی از آنها کشیدند.
بسیاری از مورخان گمان میکنند که تا آن زمان، موزاییکهای سرافیم در گوشهطاقهای غربی نابود یا آسیب دیده بودند، زیرا بالها توسط برادران فوساتی دوباره نقاشی شد.
در ۱۶۰ سال بعد، تنها شواهد امروزی از چهرههای سرافیم همین طرحها بود. تا آنکه در سال ۱۹۸۹ بخشهایی از موزاییکهای سرافیم کشف شد و در سال ۲۰۰۹ یکی از چهرهها بهطور کامل آشکار شد؛ و سرافیم بار دیگر از بالا به ایاصوفیه نگریستند.
سرافیم امروز
پس از اصلاحات سکولار جمهوری جدید ترکیه به رهبری مصطفی کمال آتاتورک، پس از سقوط امپراتوری عثمانی در سال ۱۹۲۲، ایاصوفیه به موزه دولتی تبدیل شد و تا سال ۱۹۳۵ دیگر بهعنوان مسجد فعالیت نمیکرد.
اندکی بعد، طرحهای تازه مرمت برای آشکارسازی، شناسایی و بازسازی موزاییکهای بیزانسی آغاز شد. این پروژهها با مشارکت سازمانهای بینالمللی مانند موسسه بیزانس آمریکا، قرنها موزاییک پنهان را بازیابی کردند و در سال ۱۹۸۵ برای ایاصوفیه جایگاه میراث جهانی یونسکو را به ارمغان آوردند.
در سال ۱۹۸۹ کار مرمت، کاشیهای موزاییکی زیر بالهای نقاشیشده سرافیم را آشکار کرد.
تا سال ۲۰۰۹ و پایین آوردن داربستهای طاق شرقی، گستره واقعی سرافیم مشخص نشد. با مشاهده قطعات موزاییک زیر لایههای گچ سست، بررسیهای بیشتر و برداشتن هفت لایه گچ، رنگ و سفیدکاری، یکی از چهرههای سرافیم برای نخستین بار پس از ۱۶۰ سال آشکار شد.
در سال ۲۰۲۰، دولت ترکیه ایاصوفیه را دوباره به مسجد تبدیل کرد و این پرسش را مطرح ساخت که آیا برای رعایت سنت اسلامی، سرافیم باید بار دیگر پوشانده شوند یا نه.
صرفنظر از سرنوشت آنان، این موزاییکها گواه گذشته چندلایه و رنگارنگ ایاصوفیهاند؛ گذشتهای زراندود از هنر، نفوذ و ایمان چندین امپراتوری که زیر نگاه رازآلود سرافیم مسیر تاریخ را دگرگون کردند.