راز تازه راه شاهی هخامنشی؛ شاهراهی مهندسی از شوش تا تخت جمشید
پژوهشگران با استفاده از فناوریهای نوین، درک ما از راه شاهی هخامنشیان، ستون فقرات امپراتوری ایران باستان، را دگرگون کردهاند. یک مطالعه جدید نشان میدهد که این جادهها صرفا مسیرهایی برای ارتباط نبودند، بلکه کریدورهایی مهندسیشده برای جابهجایی عظیم دربار پادشاهان و لشکریان بودند. (greekreporter)
این پژوهش که باستانشناسی به نام داوید سالاریس (Davide Salaris) آن را انجام داده و نتایج آن در نشریه «آنتیکوییتی» (Antiquity) منتشر شده، ایدههای قدیمی را به چالش میکشد. بر اساس این تحقیق، هدف اصلی از ساخت جاده بین شوش و تخت جمشید، تسهیل حرکت روان و مطمئن ماشین غولپیکر امپراتوری، شامل پادشاهان، سربازان، مقامات، ارابهها و حیوانات، در میان مناطق صعبالعبور بوده است.
مدلسازی دیجیتال، اسرار حملونقل هخامنشی را فاش میکند
متون تاریخی از کاروانهای سلطنتی با دهها هزار نفر سخن میگویند. پشتیبانی از چنین مقیاسی به چیزی فراتر از یک راه خاکی نیاز داشت؛ دسترسی به آب، زمینهای وسیع و مسطح و شیبهای ملایم برای حرکت وسایل نقلیه چرخدار ضروری بود. سالاریس با استفاده از مدلسازی مبتنی بر جیآیاس (GIS)، محتملترین کریدورهای سفر بین این دو پایتخت باستانی را شناسایی کرده است.
این مدل با تحلیل دادههای ارتفاعی و ویژگیهای زمین، مسیرهایی را مشخص میکند که توانایی پشتیبانی از لجستیک در مقیاس سلطنتی را داشتهاند. در این تحلیل، یک آستانه شیب هشت درصد به عنوان حداکثر شیبی که ارابههای حیوانی قادر به پیمودن آن بودند، در نظر گرفته شد. مسیرهایی با شیب تندتر، هزینه بیشتری در مدل داشتند و احتمال اینکه بخشی از جادهی شاهی باشند، کمتر بود.
جادهای برای پادشاهان، نه پیکها
آنچه یک جاده را شاهی میکرد، توانایی آن در پشتیبانی از عملیات لجستیکی عظیم بود. این جادهها باید ایستگاههایی برای هزاران مسافر، حیوان و خدمه، به همراه امکاناتی برای تامین غذا، آب و استراحت فراهم میکردند. برخی از این ایستگاهها، سکونتگاههای موقت بزرگی بودند که مانند پایتختهای سیار عمل میکردند. اسناد یافتشده در تخت جمشید حتی به آمادهسازیهای دقیق برای ورود کاروانهای شاهی و ارسال پیشاپیش تدارکات به ایستگاههای ویژه در طول مسیر اشاره دارند.
عرض جاده نیز اهمیت حیاتی داشت. یک مسیر باریک میتوانست کاروانی عظیم را تا ۴۰ کیلومتر طولانی کند و هماهنگی را مختل سازد. طبق این مطالعه، عرضی برابر با حداقل پنج تا هفت متر، امکان حرکت ستونهای متعدد را فراهم میکرد. یک ایستگاه احتمالی، قلعهای در غرب ایران است که با این یافتهها همخوانی دارد. موقعیت آن در زمینی مسطح و حاصلخیز با دسترسی به آب و شواهد باستانشناسی از وجود بناهای اشرافی، نقش آن را در لجستیک سلطنتی تایید میکند.
این پروژه که با نام «پرشینتریل» (PersianTRAIL) شناخته میشود، با پیوند دادن دادههای جغرافیایی، متون باستانی و یافتههای باستانشناسی، نشان میدهد که این جادهها تنها نمادین نبودند، بلکه بخشی از یک سیستم مدیریتی دقیق برای به حرکت درآوردن یک امپراتوری عظیم بودند.
شما دربارهی این شاهکار مهندسی باستانی چه فکر میکنید؟ نظرات خود را با ما در کجارو در میان بگذارید.
