خوارزمشاهیان ؛ توسعه قدرت سیاسی و مذهبی

زهرا  آذرنیوش
یکشنبه، ۱۸ مهر ۱۴۰۰ ساعت ۱۸:۰۵
خوارزمشاهیان ؛ توسعه قدرت سیاسی و مذهبی

خوارزمشاهیان یکی از سلسله‌های تاریخ ایران بودند که با از بین بردن سلجوقیان، قلمرو خود را در جنوب جیحون، تشکیل دادند.

خوارزم، ناحیه‌ای در شمال شرقی ایران و در جنوب جیحون بود. مهمترین شهر ساحلی رود جیحون، کاث پایتخت باستانی خوارزم و مهم‌ترین شهر ساحلی غرب رود جیحون، گرگانج نام داشت. سرزمین خوارزم بعد از حمله مغول به خیوه معروف شد. خیوه حالیه به‌جای اورگنج بنا شده است. خوارزم با داشتن راه‌های آبی و موقعیت تجاری از اهمیت خاصی برخوردار بود.

بازرگانان خوارزمی در تجارت با اروپای شرقی تسلط داشتند. تاثیر بازرگانی خوارزمی بر جنوب روسیه چنان بود که روس‌ها لفظ برزمان را که تلفظ خوارزمی مسلمان است، در مورد تمام ساکنان آسیای مرکزی به کار بردند. بدون شک یکی از علل توجه، حمله و تاخت و تاز غزها، ترکان، مغولان و تیمور به خوارزم، همین موقعیت خاص تجاری، اقتصادی و رونق کشاورزی آن بود.

آنچه باید درباره خوارزمشاهیان بدانید:

قلمرو خوارزمشاهیان

منبع عکس: نامشخص

مختصری از تاریخ سلسله خوارزمشاهیان

اولین سلسله‌ای که با عنوان خوارزمشاه در منطقه‌ خوارزم قدرت گرفت، آل آفریق بود. با کشته شدن ابوعبدالله محمد بن احمد، حاکم آفریق به دست امیرابوالعباس مامون، سلسله آل آفریق منقرض شد و حکومت مامونیان بر سر کار آمد. موسس این سلسله، ابوالعباس مامون و پایتخت آن گرگانج بود. سلسله آل مامون در سال ۴۰۸ هجری قمری توسط محمود غزنوی منقرض شد و سلطان محمود حکومت آنجا را به یکی از غلامان خود به نام ابوسعید آلتونتاش سپرد. بعد از سقوط غزنویان، خوارزم به دست سلجوقیان افتاد. خوارزمشاهیان از اعقاب انوشتگین غرچه، غلام دربار ملکشاه سلجوقی بودند که مقام طشت‌داری داشت. طشت‌دار به آفتابه و لگن و ابریق‌های سلطان سلجوقی نظارت داشت.

قطب‌الدین محمد

پس از انوشتگین، پسر ارشد او قطب‌الدین محمد، سمت حکومت خوارزم و مقام طشت‌داری یافت. امیر دادبک حبشی بن آلتونتاش، حاکم خراسان، از سوی برکیارق، حکومت خوارزم را در سال ۴۱ هجری قمری به قطب‌الدین محمد واگذار کرد. کتاب «ذخیره خوارزمشاهی» اثر سید اسماعیل جوزجانی و موضوع آن طب است. مولف، این کتاب را به نام قطب‌الدین محمد تالیف کرده است.

قطب الدین محمد

منبع عکس: نامشخص

آتسز

اتسز بنیان‌گذار حکومت خوارزمشاهیان است. او بیشتر دوران خود را در جنگ با سنجر سلجوقی گذراند. او سه مرتبه با اقدامات خود سبب لشکرکشی سنجر به خوارزم شد. در ابتدا اتسز در سال ۵۳۲ هجری قمری جند و منشلاق را تصرف و مسلمانان این نواحی را قتل عام کرد. سنجر به خوارزم لشکر کشید و بعد از تصرف گرگانج، حکومت آنجا را به غیاث‌الدین سلیمانشاه سپرد؛ اما به‌زودی اتسز با تجدید قوا به خوارزم حمله کرد و مجددا بر تخت خوارزم نشست.

اتسز بنیان‌گذار حکومت خوارزمشاهیان بود

در مرتبه دوم وقتی سنجر در حال نبرد با قراختاییان بود، اتسز در سال ۵۳۶ هجری قمری به نیشابور حمله و خزاین سنجر را غارت کرد. سنجر بعد از فراغت از جنگ با قراختاییان، به خوارزم لشکر کشید. این مرتبه نیز اتسز اظهار پشیمانی کرد و در سمت خود ابقا شد. از این تاریخ اتسز نسبت به سنجر وفادار ماند و حتی هنگامی که سنجر به دست غزان اسیر شده بود، اتسز چندین مرتبه با غزان جنگید.

ایل‌ارسلان

ایل ارسلان به «تاج‌الدین و الدین» شهرت داشت. از حوادث دوران او می‌توان به شورش سلیمان‌شاه برادر او اشاره کرد که توسط ایل ارسلان سرکوب شد. در دوره ایل ارسلان بین خلیفه عباسی و سلطان محمود سلجوقی صلح برقرار شد. ایل ارسلان، واسطه صلح بین محمود سلجوقی و المکتفی خلیفه عباسی شد.پایل ارسلان، در دوره حاکمیت خود، از پرداخت خراج به قراختاییان سر باز زد و این موضوع سبب جنگ بین آن‌ها شد. عیاربیگ سردار ایل‌ارسلان در جنگ با قراختاییان کشته شد و خوارزمشاهیان شکست خوردند.

ایل ارسلان

منبع عکس: The gate of history

تکش

بعد از مرگ ایل ارسلان، سلطانشاه پسر دوم او با حمایت مادرش ترکان خاتون به تخت نشست. تکش پسر ارشد ایل ارسلان، این جانشینی را قبول نکرد و با کمک قراختاییان به خوارزم لشکر کشید و بر تخت سلطنت آنجا نشست. در دوره حاکمیت تکش، سلطانشاه از تکش شکست خورد و به موید آیبه پناهنده شد. آیبه که یکی از سرداران سنجر بود و بر خراسان حکومت داشت، به سلطانشاه کمک کرد تا به خوارزم لشکرکشی کند. در جنگی که بین سلطانشاه و تکش در نزدیکی سوبرلی رخ داد، آیبه شکست خورد و کشته شد و سلطانشاه نیز به غور پناهنده شد.

سلطان تکش خوارزمشاه طغرل سوم سلجوقی را کشت و سر او را نزد خلیفه عباسی فرستاد

یکی از اتابکان دوره سلجوقی، سلطان تکش را دعوت کرد که علیه سلطان طغرل سلجوقی اقدام کند. تکش که از حمایت خلیفه الناصر عباسی برخوردار بود، در اولین جنگ خود با طغرل سوم، سپاه سلجوقی را شکست داد و قلعه طبرک ری را تصرف کرد. طغرل سوم بعد از مدتی به ری لشکرکشی کرد و علی‌رغم نظر شهاب‌الدین مسعود وزیر تکش که او را از تصرف قلعه طبرک منع کرده بود، این قلعه را تصرف کرد. تکش با حمایت قتلغ اینانج، دشمن اصلی طغرل سوم، به ری لشکر کشید و در جنگی طغرل سوم را کشت و سر او را نزد خلیفه الناصر فرستاد. به این ترتیب، دودمان سلاجقه عراق منقرض شدند.

خلیفه الناصر که به‌دنبال تقویت قدرت دنیوی خود بود، تسلط تکش خوارزمشاه را بر عراق عجم نپذیرفت. مویدالدین بن قصاب، وزیر الناصر که به عراق عجم رفته بود، از تکش خوارزمشاه درخواست کرد پیاده به دیدن او برود. تکش با فرستادن سپاهیان خود به سوی وزیر، سبب فرار او شد. ابن قصاب، وزیر خلیفه توانست پس از نبردهایی، شهرهای غربی ایران را تصرف کند؛ اما در سال ۵۹۲ هجری قمری مرد و تکش دستور داد جسد او را از قبر بیرون بیاورند و سرش را از تنش جدا کنند. یکی دیگر از دشمنان تکش که از جانب خلیفه الناصر حمایت می‌شد، گوگجه سردار آذربایجانی بود. او متصرفات خود در غرب ایران را با خلیفه الناصر تقسیم کرد؛ اما خیلی زود از میاجق، سردار سلطان تکش، شکست خورد. شکست گوگجه سبب تضعیف قدرت خلافت در غرب ایران شد.

سلطان تکش، دودمان سلجوقیان را شکست داد

شمس‌الدین هروری وزیر علاالدین تکش بود که به‌وسیله اسماعیلیان ترور شد. بهاءالدین محمد بغدادی، ریاست دیوان انشای تکش خوارزمشاه را عهده‌دار بود. او کتابی تحت عنوان التوسل تا الترسل تحریر کرد. از زمان جلوس علاءالدین تکش بر تخت سلطنت، امرای خوارزمشاهی، لقب ملک و امیر را کنار گذاشتند و لقب سلطان را برای خود اختیار کردند.

تکش خوارزمشاه

منبع عکس:wikipedia

سلطان محمد خوارزمشاه

سلطان محمد خوارزمشاه پسر تکش بود و از جانب خلیفه الناصر به قطب‌الدین محمد ملقب شد. در این دوره، هندوخان، برادر سلطان محمد خوارمشاه، شورش کرد که سلطان محمد او را سرکوب کرد. سلطان محمد خوارزمشاه با کمک قراختاییان، به رهبری تاینگو و سلطان عثمان قراخانی حاکم سمرقند، سپاهیان شهاب‌الدین محمد غوری را در نزدیکی جیحون، در هم شکست.

سلطان محمد خوارزمشاه سلسله غوریان را در هم شکست

شهاب‌الدین محمد به‌زودی در خیمه‌گاه خود کشته شد و مرگ او، موازنه قدرت را در خراسان که تا این زمان  بین قراختاییان، غوریان و خوارزمشاهیان بود به نفع سلطان محمد خوارزمشاه تغییر داد. سلطان محمد خوارزمشاه در زمان جانشینان شهاب‌الدین محمد غوری، بر خراسان دست یافت. با اسارت علاالدین محمد، آخرین پادشاه غوری به دست سلطان محمد خوارزمشاه در سال ۶۱۲ هجری قمری، سلسله غوریان منقرض شد.

سلطان محمد خوارزمشاه

منبع عکس:The gate of history

جلال‌الدین خوارزمشاه

جلال‌الدین خوارزمشاه، پسر سلطان محمد خوارزمشاه بود. او بعد از مرگ پدرش به غزنه رفت. در سال ۶۱۷ هجری قمری در نزدیکی غزنه بین او و مغولان به رهبری قوتوقویان، جنگ در گرفت. در این جنگ که به جنگ پروان معروف شد، سلطان جلال‌الدین خوارزمشاه موفق شد مغولان را شکست دهد. مغولان که قلعه ولخ در طخارستان را به محاصره خود درآورده بودند، از ترس قدرت جلال‌الدین خوارزمشاه، دست از محاصره کشیدند. در سال ۶۱۸ هجری قمری چنگیز خان در راس یک سپاه در جنگ سند، جلال‌الدین خوارزمشاه را شکست داد.

سلطان خوارزمشاه بعد از این شکست، راهی هند شد. وقتی سلطان جلال‌الدین در هند بود، رکن‌الدین غورسانچتی برادر جلال‌الدین، قدرت را در دست گرفت؛ اما طولی نکشید که به دست مغولان کشته شد. بعد از او، غیاث‌الدین برادر دیگر جلال‌الدین به قدرت رسید. او طغیان یغان طائیسی که با تحریک خلیفه الناصر به جنگ خوارزمشاهیان رفته بود را سرکوب و خلیفه ناچار شد برای او خلعت بفرستد.

جلال الدین خوارزمشاه

منبع عکس:The gate of history

پادشاهان معروف خوارزمشاه

سلطان محمد خوارزمشاه

سلطان محمد خوارزمشاه با فتح سمرقند و به قتل رساندن حاکم آنجا، عثمان خان و همه بستگان او به موجودیت خاندان قراخانیان خاتمه داد. قراختاییان طایفه‌ای زردپوست بودند که از اراضی شمال کوه‌های تیانشان چین به ماوراءالنهر کوچ کردند و بلاساغون را پایتخت خود قرار دادند. سلطان محمد خوارزمشاه از ارسال خراج به دربار قراختاییان امتناع کرد و به سرزمین آن‌ها لشکر کشید. در جنگ ایلامش، سپاه قراختاییان شکست خوردند.

سلطان محمد خوارزمشاه در جنگ ایلامش، قراختاییان را شکست داد

اولین برخورد خوارزمشاهیان و مغولان در دشت قبچاق بین محمد خوارزمشاه و جوجی رخ داد. جوجی بدون درگیری عقب نشینی کرد. امیر اترار به نام غایرخان به قتل عام بازرگانام مغولی به اتهام تجارت اسلحه، پرداخت. چنگیز خان اولین نماینده خود به نام محمود یلواج را روانه دربار سلطان محمد خوارزمشاه کرد و خواستار تحویل قاتل بازرگان شد؛ اما سلطان محمد درخواست او را نپذیرفت. چنگیز خان به ایران حمله کرد. بدرالدین عمید که از درباریان سلطان محمد خوارزمشاه بود به چنگیز پناه برد و اطلاعاتی از تشکیلات نظامی و سیاسی سلطان خوارزمشاهی به مغولان داد. بعد از حمله مغولان، سلطان محمد خوارزمشاه به جزیره آبسکون در دریای خزر گریخت و در آنجا فوت کرد.

قتل بازرگانان توسط امیر اترار

منبع عکس:The gate of history

سلطان جلال‌الدین خوارزمشاه

سلطان جلال‌الدین خوارزمشاه یکی از شجاع‌ترین شاهان این سلسله بود. جلال الدین خوارزمشاه بعد از شکستی که در جنگ پروان از چنگیز خورد، راهی هند شد. او بعد از گذشت مدت زمانی در سال ۶۲۲ هجری قمری، با سپاهی که از سرزمین هند فراهم کرده بود، به ایران بازگشت. او برای کسب مجدد قدرت در ایران، ابتدا برای بار دوم، غزنه را به تصرف خود درآورد. سپس جلال‌الدین، شرق ایران را تصرف کرد و به جنگ برادرش غیاث‌الدین رفت. غیاث‌الدین از خلیفه المستنصر کمک خواست؛ اما خلیفه از ترس آمدن جلال‌الدین به خوزستان، به غیاث‌الدین یاری نرساند.

سلطان جلال‌الدین خوارزمشاه پس از شکست از چنگیز به هند رفت و سپس به ایران بازگشت تا قلمرو خود را بازپس گیرد

جلال‌الدین در جنگی، برادرش را شکست داد و مرکز ایران را تصرف کرد؛ سپس به سوی عراق حرکت کرد. هدف جلال‌الدین از عزیمت به بغداد، شکست یغان طائیسی و اتابک اوزبک و مصالحه با خلیفه و دریافت کمک از او برای مقابله با دشمنان خارجی مانند گرجیان و مغولان بود. او قصد فتح بغداد را نداشت. جلال‌الدین وقتی که قشتمور فرمانده سپاه خلیفه را شکست داد، راهی آذربایجان شد و تبریز و آذربایجان را به تصرف خود درآورد و دودمان ایلدگزیان آذربایجان را منقرض کرد.

سلطان جلال‌الدین برای افزایش تعداد سپاه و کسب مشروعیت سیاسی به‌عنوان پادشاه غازی و حامی مسلمانان، به جهاد با گرجیان دست زد و گرجستان و پایتخت آن تفلیس را فتح کرد و به ناجی اسلام لقب گرفت. جورماغون سردار مغول به تعقیب سپاه جلال‌الدین پرداخت و در آذربایجان سپاه خوارزمشاهی را قتل عام کرد. به این ترتیب حکومت خوارزمشاهیان منقرض شد. منابع تاریخی اطلاع خاصی از سرانجام جلال‌الدین خوارزمشاه به دست نمی‌دهند.

سلطان جلال الدین خوارزمشاه

منبع عکس: نامشخص

اوج قدرت سیاسی خوارزمشاهیان

اوج قدرت سیاسی خوارزمشاهیان در دوره سلطان محمد خوارزمشاه بود. سلطان محمد هیئتی به رهبری مجیرالدین عمر خوارزمی به نزد خلیفه الناصر فرستاد تا مجوز خواندن خطبه را در سرزمین‌های تصرف شده به دست آورد؛ اما خلیفه الناصر این مجوز را صادر نکرد. سلطان محمد به این علت و به‌دلایل دیگری چون دشمنی خلیفه با خوارزمشاه و تحریک غوریان و قراختاییان و نایمان‌ها برای حمله به مرزهای دولت خوارزمشاهی، مقدم داشتن علم اسماعیلیان نسبت به خوارزمشاهیان در مراسم حج به دستور خلیفه، طرح کشتن والی مکه، قتل اغلمش نماینده سلطان محمد خوارزمشاه در عراق، امتناع خلیفه از اقدام جهاد علیه فرنگیان و تحریک جلال‌الدین حسن رئیس اسماعیلیان علیه خوارزمشاه، تصمیم گرفت به بغداد حمله کند.

اوج قدرت سیاسی خوارزمشاهیان در دوره سلطان محمد خوارزمشاه بود

سلطان محمد خوارزمشاه، سید علاالملک ترمذی را به‌عنوان خلیفه جدید انتخاب کرد و در سال ۶۱۴ هجری قمری برای تغییر خاندان خلافت از عباسی به حسینی به بغداد لشکر کشید. در گردنه اسدآباد همدان به‌علت برف سنگین و حمله نایمان‌ها به سرزمین‌های خوارزمشاهیان، سلطان محمد ناگزیر به انصراف از حمله به بغداد شد.

حمله سلطان محمد به بغداد و شکست در اسداباد

منبع عکس:The gate of history

فرهنگ و اعتقادات خوارزمشاهیان

با وجود اینکه سلسله خوارزمشاهیان مانند غزنویان و سلاجقه، ترک تبار بودند، بستر مناسبی برای پرورش افراد فرهیخته فراهم کردند تا به تربیت علمی و فرهنگی آن‌ها اقدام کنند؛ ازاین‌رو، یکی از دودمان‌های معدود سیاسی در جهت گسترش اسلام به شمار می‌روند. به‌دلیل پشتوانه‌ای که شاهان خوارزمشاهی در ایجاد توازن بین سیاست و مذهب داشتند، حوزه فرمانروایی آن‌ها اعتبار تازه‌ای به خود گرفت و یکی از دوره‌های پررونق در تاریخ خوارزم شدند.

خوارزمشاهیان با هدف دست یابی به قدرت دنیوی به معتزله نزدیک شدند

سلسله خوارزمشاهی با هدف دستیابی به قدرت دنیوی و قلمرو خلافت، به ایده‌های معتزلی نزدیک شد و به‌دلیل نزدیکی اندیشه معتزله با اندیشه‌های شیعی در مسئله امامت، مکتب تشیع و سادات را تحت حمایت خود درآوردند. شاهان خوارزمشاه در این اندیشه بودند تا خلافت را از دست خلفای عباسی درآورده و آن را به شیعه منتقل کنند.

این عوامل سبب شد که اندیشه‌های شیعی در تشکیلات مذهبی و دیوانی خوارزمشاهیان فراهم شود. با انقراض خوارزمشاهیان، زمینه افول برخی مذاهب که در این دوره رشد یافته بودند، همچون معتزله فراهم شد و سرانجام با دسیسه‌های خلافت عباسی و حمله مغول، به زوال رفت.

زوال خوارزمشاهیان

منبع عکس:The gate of history

دیوانسالاری دوره خوارزمشاهیان

از متون تاریخی دوره خوارزمشاهیان، به‌خصوص سیرت جلال‌الدین منکبرنی، چنین استنباط می‌شود که دیوان‌های دوره سلجوقی با همان وظایف، ولی اختیارات محدودتر در این دوره وجود داشته است.

دیوان استیفا: دیوان استیفا یا بیت‌المال نقش وزارت دارایی آن دوران را داشت و به آنچه به خزانه وارد یا از آن خارج می‌شد، رسیدگی می‌کرد. ریاست این دیوان بعد از وزیر، سومین مقام دولتی را در اختیار داشت. از سوی رئیس این دیوان، مستوفیان به ولایت تحت نفوذ فرستاده می‌شدند تا صورت دخل و خرج حوزه قلمرو خود را تحت کنترل و بررسی قرار داده و گزارش آن را به دیوان استیفا ارسال کنند.

دیوان رسائل: دیوان رسائل از بزرگترین و مهمترین دیوانهاست که تمام اسناد و مدارک دولتی را در آن نگهداری می‌کردند و چگونگی روابط با سایر کشورها نیز بر عهده این دیوان بود. در دیوان رسائل عده‌ای به نام کاتبان انشا بودند که بیشتر آن‌ها از میان دانشمندان انتخاب می‌شدند.

مهم‌ترین دیوان دستگاه خوارزمشاهیان، دیوان رسائل بود

دیوان برید: ریاست این دیوان، حفاظت راه‌ها و چاپارخانه‌ها، وسایل نامه‌رسانی مثل پیک، اسب، استر، کبوتر نامه‌رسان را به عهده داشت و جمع‌آوری اطلاعات و اخبار در سراسر کشور و رساندن آن به سلطان نیز وظیفه او بوده است.

دیوان جیش یا وزارت جند: سپاه در حاکمیت ترک، اعم از غزنوی، سلجوقی و خوارزمشاهی از اهمیت بالایی برخوردار بود. همان طور که ذکر شد، حاکمان ترک پس از کسب مشروعیت مذهبی با دریافت لوا و منشور از خلیفه عباسی، با قدرت نظامی و گسترش فتوحات و به اختیار درآوردن سرزمین‌های جدید در صدد کسب مشروعیت نظامی بود.

دیوان عزیز: در کتاب سیرت جلال‌الدین و جهانگشای جوینی، نام دیوان دیگری با نام عزیز معروف آمده، که مراد از آن، دیوان دربار خلافت است؛ از جمله پیغام خلیفه که به‌وسیله موید الدین بن القصاب برای سلطان تکش بدین مضمون فرستاده شد که:

از دیوان عزیز تشریف و عهد سلطنت تو مبذول فرموده‌اند...قضای حق آن نعمت چنان اقتضا کند که سلطان با عددی اندک و تواضعی بسیار به خدمت استقبال آید و در پیش عنان وزیر پیاده برود.

در دوره خوارزمشاهی مناصبی در دربار وجود داشت. وکیل در که نماینده ایالات و ولایات در حکومت مرکزی بود، نائب که معاون هر منصب محسوب می‌شد، رئیس یا صاحب که نماینده رسمی حکومت در ایالات بود، منشی که سمتی بود که بدون استثنا در همه دیوان‌های دوره غزنوی و سلجوقی وجود داشت. قاضی وظیفه رسیدگی به دعاوی مردم را داشت و قاضی عسگر نیز وظیفه رسیدگی به امور شرعی را بر عهده داشت.

دیوانسالاری عصر خوارزمشاهی

منبع عکس: نامشخص

جاهای دیدنی به‌جای مانده از سلسله خوارزمشاهیان

در دوره سلجوقیان و خوارزمشاهیان به‌دلیل ایجاد تحولات و دگرگونی‌هایی که در نوع حکومت‌ها شکل گرفت، هنر و معماری تحت‌تاثیر بسیار قرار گرفت. در این دوره نقشه بسیاری از بناهای مذهبی دو ایوانی بود و تزیینات آن‌ها نیز آجرکاری و گچبری بود. بناهایی مانند مدارس، مساجد، کاروان‌سراها و آرامگاهها در این دوره توسعه یافتند. بسیاری از پژوهشگران بر این عقیده‌اند که معماری مذهبی دوره خوارزمشاهی ادامه دهنده معماری عصر سلجوقی بود.

مسجد جامع گناباد

مسجد جامع گناباد یکی از بناهای دوره خوارزمشاهیان، در محله کوی شرقی گناباد واقع شده است. مسجد گناباد در حدود ۸۳۰ سال قدمت دارد. این مسجد در زلزله‌ای که در سال ۱۳۴۷ رخ داد، خراب شد و تنها گنبد آن باقی ماند. بعد از آن، بنا در سال ۱۳۵۳ مرمت شد. اکنون ۶۰ درصد بنای مسجد جامع گناباد بازسازی شده است. این مسجد به سبک دو ایوانی ساخته شده است و دارای یک سردر تزیینی، صحن، ایوان‌های شمالی و جنوبی، رواق و سه شبستان ستون‌دار است. ایوان اصلی بنا که ایوان قبله نیز نامیده می‌شود، در جنوب صحن واقع شده و چهار طاق و چهار قوس دارد و تزییناتی آجری با حاشیه‌ای از یک کتیبه قرآنی را شامل می‌شود. در پایان کتیبه، سال ۶۰۹ هجری قمری ثبت شده که نشان‌دهنده سال ساخت بنا است.

مسجد گنادباد

منبع عکس: نامشخص

مسجد جامع تون

مسجد جامع تون در محوطه باستانی تون، از جاهای دیدنی شهر فردوس است. سابقه این مسجد به دوره خوارزمشاهیان می‌رسد و اولین بار در کتاب‌های تاریخی مربوط به نیمه دوم قرن چهارم هجری از آن یاد شده است. مسجد جامع تون از مساجد دو ایوانی است که ایوان شرقی آن از بین رفته و به غیر از ایوان قبله، گنبدخانه‌هایی که در اطراف بنا قرار دارند، سه ضلع دیگر بنا در دوره‌های بعد، مجددا بازسازی شدند.

مسجد جامع تون از مساجد دو ایوانی است که در دوره خوارزمشاهیان بنا شد

معماری بنا و تزیینات آن به قرن‌ ۶ هجری قمری می‌رسد. در دوره قاجاریه در جبهه شرقی بنا، یک شبستان ساخته شد که به شبستان ملااکبر شهرت دارد. این شبستان ۱۰۰ ستون داشت، اما در دوره پهلوی به‌دلیل رخ دادن زلزله، از بین رفت. ایوان مسجد جامع تون ۱۶ متر ارتفاع دارد. پوشش سقف این ایوان از طاق و تویزه ساخته شده است. آجرنمای تزیینی ایوان، یک شکل هندسی را که در قالب‌های ۶۰ در ۶۰  سانتی‌متر است به خود اختصاص داده و فضای خالی آن با قطعات کاشی پر شده است. در نمای داخل ایوان، اشکالی از نقاشی روی گچ به چشم می‌خورد.

مسجد جامع تون

منبع عکس: نامشخص

مسجد جامع فرومد

مسجد جامع فرومد در روستایی به هممین نام در نزدیکی شاهرود قرار دارد. این مسجد در دوره خوارزمشاهیان ساخته شده و جزو مساجد دو ایوانی محسوب می‌شود. دو ایوانی بودن مسجد و پوشش سقف ایوان‌های آن به‌صورت طاق و تویزه است. کاربرد آجرتراش در بنا، ترکیب آجر با کاشی فیروزه‌ای، لاجوردی و ستون‌نماهای مسجد، این مسجد زیبا را در زمره مساجد دوره خوارزمشاهیان درآورده است.

مسجد جامع فرومد

منبع عکس: نامشخص

قلعه آلاچوق گرمی

قلعه آلاچوق یکی از آثار بازمانده از دوره خوارزمشاهیان است که در منطقه آذربایجان قرار دارد. پژوهشگران بر این عقیده‌اند که به‌دلیل سفر جلال‌الدین خوارزمشاه به این منطقه، به نظر می‌رسد قلعه آلاچوق به‌عنوان سکونتگاه او در مدتی که در این منطقه بوده، کاربرد داشته است. در این قلعه، تاسیسات دفاعی، برج، آب‌انبار، فضاهای مسکونی، اتاق خواب و آشپزخانه کشف شده که متعلق به این دوره هستند. در عملیات کاووش در این منطقه، بقایای پل آلاجوق که قلعه آلاجوق را به دره رود وصل می‌کند، دیده می‌شود. کاوش‌گران احتمال وجود یک کاروان‌سرا از دروه‌های قبل در این منطقه را داده‌اند.

قلعه آلاچوق گرمی

منبع عکس: نامشخص

منطقه تاریخی اورگنج یا گرگانج

شهر باستانی گرگانج یا اورگنج یکی از جاهای دیدنی بازمانده از دوره خوارزمشاهیان است که امروزه به نام شهر داش آغوز ترکمنستان شهرت دارد. این شهر در زمان سلطنت محمد خوارزمشاه، پایتخت محسوب می‌شد و از شکوه بسیاری برخوردار بود. زبان خوارزمی که جزو شاخه‌های زبان شرقی بود، حدود ۸۰۰ سال قبل در بین اهالی خوارزم و گرگان رایج بود؛ اما این گویش بعدها به فارسی و ترکی تغییر کرد. این شهر بعد از حمله مغول در هم شکست و تمام زیبایی آن با خاک یکسان شد. سال‌ها بعد، مردم خوارزم به یاد شهر زیبای گرگانج، در اطراف آن، یک شهر کوچک ساختند و نام آن را گرگانج کوچک نهادند. شهر جدید نیز با گذر زمان از بین رفت و دوباره تجدید بنا شد.

منطقه تاریخی اورگنج

منبع عکس: نامشخص

خوارزمشاهیان از سلسله‌های ایرانی بودند که در بخش‌های شرقی ایران حکومت کردند. محمد خوارزمشاه که مهم‌ترین پادشاه این سلسله بود، با قدرتی که به دست آورد مغرور شد و سیاست‌های نادرستی را پیش گرفت. او قدرت نمایی و توسعه‌طلبی را پیشه خود قرار داد و در این راه زیاده‌روی کرد. حمله او به بغداد و ناکامی او، سبب شد که مشروعیت او زیر سوال برود. این سلسله که با از بین بردن سلاجقه عراق، غوریان و قراختاییان سلسله خود را بنیاد نهاده بود، در برابر اقوام بیابانگرد مغول احساس ناتوانی کرد و تسلیم شد. شما هم نظر خود را درباره خوارزمشاهیان با کاربران کجارو به اشتراک بگذارید.

پرسش‌های متداول

پادشاهان معروف خوارزمشاه چه کسانی بودند؟

سلطان محمد و سلطان جلال‌الدین خوارزمشاه از پادشاهان معروف این سلسله بودند.

اوج قدرت سیاسی خوارزمشاهیان در دوره حاکمیت کدام پادشاه بود؟

اوج قدرت سیاسی خوارزمشاهیان در دوره حاکمیت سلطان محمد خوارزمشاه بود.

فرهنگ و اعتقادات خوارزمشاهیان بر چه پایه‌ای استوار بود؟

اعتقادات خوارزمشاهیان بر مذهب شیعه استوار بود و در مواردی با معتزله نیز همراهی می‌کردند.

جاهای دیدنی مهم به‌جای مانده از سلسله خوارزمشاهیان کدامند؟

مساجد جامع گناباد، تون و فرومد از مهم‌ترین آثار به‌جای مانده از این دوره هستند.

مطالب مرتبط:

    برچسب‌ها تاریخی

    دیدگاه