مدائن؛ پایتخت دوران باستان ایران، شاهراه ورود اسلام

مدائن؛ پایتخت دوران باستان ایران، شاهراه ورود اسلام

رضا اردو
| یکشنبه, ۲۴ آذر ۹۸ ساعت ۲۲:۰۰

مدائن که در دوران باستان بیش از هزار سال پایتخت ایران بود، در دوران اسلامی نیز به‌گونه‌ای دیگر به حیات خود ادامه داد.

مدائن مجموعه‌ شهرهایی بوده است در دو طرف رود دجله و در ۳۵ کیلومتری جنوب شرق بغداد کنونی که توسط پل‌های شناوری به هم متصل می‌شدند. این مجموعه واسطه‌ی راه‌های تجاری زمینی شرق و غرب بود و به آب‌های آزاد نیز دسترسی داشت؛ کشتی‌ها از هندوستان به خلیج فارس می‌آمدند و به دجله‌ی بصره وارد گردیده به مدائن می‌رسیدند.

اگر در حال برنامه‌ریزی سفر با تور مسافرتی به نقاط مختلف جهان هستید و به‌دنبال مناسب‌ترین آفر تور می‌گردید، در کجارو با مشاهده تمامی آن‌ها می‌توانید پکیج موردنظرتان را با پایین‌ترین قیمت از فروشنده‌های معتبر مسافرتی به‌راحتی و در کمترین زمان تهیه کنید.

دوران باستان

در روایات اساطیری مدائن را کَردبنداد نامیده و بنای آن را به تهمورث یا هوشنگ نسبت داده‌اند. مدائن سپس توسط زاب، اسکندر و شاپور دوم بازسازی شد. روایات اساطیری همچنین نام پنج یا هفت شهر را که تشکیل‌دهنده‌ی مدائن بودند ذکر می‌کنند: اَسفابور، وه اردشیر، هَنبو شابور، دَرزَنیدان، وه جُندیو-خسرو، نَویناباد و کَردَکاد.

اما در روایات تاریخی نام شهرها و بانیانشان تا حدودی متفاوت است: سلوکیه، قدیمی‌ترین شهر مدائن، در جانب غربی دجله به نام سلوکوس یکم نام‌گذاری و در اواخر قرن چهارم قبل از میلاد ساخته شد. این شهر در دوره‌ی ساسانی دیگر تقریباً موجودیت خود را از دست داد. تیسفون در حدود میانۀ حکومت اشکانیان در شرق دجله بنا شد و به‌عنوان پایتخت زمستانی اشکانیان استفاده می‌شد.

مدائن

تیسفون را اعراب شهر قدیمی (مدینه العتیقه) می‌گفتند؛ جایی که خاندان سلطنتی در آنجا و در کاخی به نام کاخ سفید سکونت داشتند. در جنوب تیسفون، شهر بی‌حصار اَسپانبَر با کاخ و حمام و خزانه و محل برگزاری بازی‌ها و اسطبل و سالن بزرگ برای خطابه وجود داشت.

حدود پنج کیلومتری جنوب اسپانبر شهر وه-انتیوک-خسرو قرار داشت؛ جایی که خسرو انوشیروان پس از تصرف انطاکیه در سال ۵۴۰ میلادی اسیران رومی را در آنجا مستقر کرد و به همین دلیل اعراب آن را الرومیه می‌خواندند. بعضی از تاریخ‌نویسان ذکر کرده‌اند که به شکل انطاکیه ساخته شده بود. در غرب دجله و مقابل تیسفون، شهر وه-اردشیر قرار داشت که یهودیان آن را ماحوزا، مسیحیان کوخه و اعراب بهرَسیر می‌نامیدند. شهر دیگر ساباط یا بلاس‌آباد در ۵ کیلومتری جنوب وه-اردشیر قرار داشت.

در پایان حکومت ساسانیان، مدائن پایتخت اداری و اقامتگاه زمستانی شاهان و همچنین سکونتگاه رهبران جامعۀ یهودیان و مقر کلیسای شرق بود. تخمین زده می‌شود هنگامی که مدائن در سال ۶۳۷ م به دست مسلمانان افتاد حدود ۱۳۰ هزار نفر و بیش از ۳۰ هزار خانواده در آنجا ساکن بوده‌اند. این جمعیت شامل آرامیان، ایرانیان، یونانیان و سوری‌ها می‌شد که پیرو ادیان یهودی، مسیحی و زردشتی بودند.

تیسفون

سرگذشت مدائن در دوران اسلامی

پس از جنگ قادسیه در سال ۶۳۴ میلادی بخش‌هایی از مدائن به دست مسلمانان افتاد. چون مسلمانان عراق را فتح کردند، تیسفون را که در کنار دجله و مهم‌ترین شهرهای عراق و پایتخت زمستانی شاهان ساسانی بود مداین نامیدند. 

پیشتازان مسلمان ساباط را گرفتند و با مردم رومیه و بهرَسیر پیمان دوستی بستند. طبق این پیمان مردم رومیه آزاد بودند تا شهر را ترک کنند اما اگر می‌ماندند می‌بایست خراج می‌پرداختند و راهنمای مسلمانان می‌شدند. وقتی سعد بن ابی وقاص در سال ۶۳۷ میلادی به مدائن آمد آنجا را متروک دید: خاندان سلطنتی ساسانی، اشراف و سپاهیان آنجا را ترک کرده بودند. 

ساکنان کاخ سفید در تیسفون در قبال پرداخت خراج با سعد پیمان دوستی بستند. پس از تسخیر کاخ سفید خانه‌های مدائن را تا زمان لشکرکشی به مسلمانان داد و ایوان کسری با وجود مجسمه‌های گچی به‌عنوان مسجد به کار رفت. مردمی که از مدائن فرار کرده بودند، به شرط آنکه از خاندان ساسانی و دوستانشان نباشند، می‌توانستند با پرداخت خراج به شهر خود برگردند.

طاق کسری

شواهدی از حضور جمعیت ایرانی در مدائن تا زمان جنگ صفین (۶۵۷ م) وجود دارد که به حضرت علی هدایا پیشنهاد کردند اما او نپذیرفت. با شیوع مالاریا در باتلاق‌های مدائن، مسلمانان در کوفه مستقر شدند اما برخی از قبایل به‌عنوان پادگان نظامی در مدائن ماندند. مسجد جامع در شهر قدیم (مدینه العتیقه) قرار داشت.

در اوایل دوران اسلامی، رهبران قبایل کوفی در مدائن ساکن بودند. با این حال، بیشتر جمعیت مدائن پراکنده و در بصره و کوفه و واسط و بغداد ساکن شدند. اگرچه مدائن دیگر پایتخت نبود و جمعیتش کاهش یافته بود، اما همچنان موقعیت استراتژیک مهمی داشت زیرا راه اصلی به سوی شرق را کنترل می‌کرد.

حاکمان اولیه‌ی مدائن در کاخ سفید مستقر می‌شدند. سلمان فارسی (مرگ ۶۵۶-۶۵۷ م) از اولین امیران مدائن بود که در زمان خلیفه عثمان در آنجا به خاک سپرده شد.

مرقد سلمان فارسی

مرقد سلمان فارسی

مدینه العتیقه یکی از ضرابخانه‌های امویان بود. به نظر می‌رسد مدائن از اوائل قرن هشتم میلادی به بعد حاکم مستقل نداشته است. مسلمانان مدائن، احتمالاً به‌خاطر ارتباطشان با کوفه، گرایشات شیعی داشتند. در سال ۶۸۷-۶۸۸ میلادی جمعیت شیعه‌ی مدائن توسط خوارج (ازارقه) قتل عام شدند اما این واقعه موجب ریشه‌کن شدن عقاید شیعی در این منطقه نشد و اتفاقاً خاستگاه فرقه‌های شیعی شد. (مثل فرقه‌ی حارثیه قرن هشتم، اسحاقیه در سدۀ دهم).

البته نشانه‌هایی از حضور مانویان در مدائن نیز دیده می‌شود؛ برای نمونه دبیر حجاج منزلگاهی برای زادهرمزد، که گفته می‌شد رهبر مانویان است، در مدائن ساخت.

خلیفه منصور (حدود ۷۵۴-۷۷۵ م) برای مدت کوتاهی در سال ۷۵۴ میلادی در رومیه، جایی که ابومسلم کشته شد، ماند. پس از بنای بغداد در سال ۷۶۲ میلادی، مدائن موقعیت سیاسی و بازرگانی خود را از دست داد. جمعیت مدائن و همچنین رهبران مسیحی و یهودی به بغداد منتقل شدند. جلال کاخ باستانی پادشاهان ساسانی چنان بود که موضوع گفتگوی جغرافی‌نویسان عرب واقع شد دراین‌باره از بسط کلام دریغ نکرده‌اند.

بغداد

بغداد در زمان خلیفه منصور

منصور شروع به ویران کردن کاخ سفید کرد تا بغداد را بسازد. او مصمم شد طاق کسری را خراب کرده سنگ و آجر آن را در بنای شهر جدید به کار برد. خالد برمکی، وزیر ایرانی، او هرچه سعی کرد خلیفه را از این تصمیم باز دارد مؤثر نشد اما چون شروع به خراب کردن طاق کردند و معلوم شد که خرج و زحمت خراب کردن آن از ساختن و تهیه کردن آجر و سنگ بیشتر است از خراب کردن طاق منصرف شدند و ایوان کسری از خطر نابهنگامی که به آن روی آورده بود رهائی یافته به‌جای خویش استوار ماند.

معتضد (حدود ۸۹۲-۹۰۲ م) نیز از آجرهای کاخ سفید برای ساخت کاخ تاج در بغداد استفاده کرد. خلیفه مکتفی (ح. ۹۰۲-۹۰۸ م) عمل ویران کردن کاخ سفید را در حدود سال ۹۰۳م با انتقال آجرهای ایوان کاخ سفید کامل کرد. مدائن در قرن نهم مرکز زراعتی و همچنین قاضی اعظم بود. مأمون هم مدتی در ساباط واقع در مقابل رومیه اقامت گزید. 

در قرن دهم میلادی، مدائن ساختمان‌های آجری، بازار، دو مسجد جامع - که نزدیک قبر سلمان فارسی ساخته شده بود و کاخ ایوان‌دار ساسانی داشت اما با این حال از بسیاری از شهرهای خراسان کوچک‌تر بود و حومه‌ی شهر بغداد محسوب می‌شد. 

ایوان کسری

بهرسیر (به‌اردشیر) آبادترین شهر بود؛ در زمانی که یاقوت حموی آن را دیده به «رومقان» موسوم بوده و در جنوب آن آبادی دیگری به نام زریران وجود داشت که کاروان‌سرایی سر راه کاروان مکه بود. 

در ساحل غربی دجله نیز آتشکده‌ی بزرگی مانده بود که مخارجش دوبرابر خراج فارس بود. فرقه‌های گنوستیک ( مذهبی است که در قرن دوم میلادی در کشور روم توسعه یافت) نیز همچنان در قرن دهم در مدائن حضور داشتند.

در قرن سیزدهم میلادی مدائن شهر کوچکی بود که کشاورزان شیعه ساکن آن بودند. پزشکان و حجامت‌گران و جراحان سنی بغداد هر سال به زیارت مقبره‌ی سلمان فارسی می‌آمدند. همچنین شیعیان نجف و کربلا در مواقع مختلف آن را زیارت می‌کردند. سکه‌های یافت شده نشان می‌دهد که بهرَسیر در قرن سیزدهم وجود داشته و طی قرن‌های چهاردهم و پانزدهم هم شهری شیعی بوده است. مقبره‌ی سلمان فارسی یکبار در زمان سلطان مراد چهارم (ح. ۱۶۲۳-۱۶۴۰ م) و بار دیگر در سال ۱۹۰۴-۱۹۰۵ بازسازی شد.

موقعیت کنونی مدائن روی نقشه

مدائن امروزه اهمیت پیشین خود را از دست داده و آنچه از آن مجموعه شهرهای بزرگ و پرجمعیت باقی مانده ویرانه‌هایی از کاخ باستانی ساسانیان با عنوان ایوان کسری و مقبره‌ی سلمان فارسی است.

منبع ابن رسته، احمد بن عمر، 1365، الاعلاق النفیسه، ترجمه حسین قره‌چانلو، امیرکبیر ابن سعد واقدی، محمد بن سعد، 1365، طبقات، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، نشر نو ابن ندیم، محمد بن اسحاق، 1366، الفهرست، محمدرضا تجدد و مهین جهان بگلو، امیرکبیر بلاذری، احمد بن یحیی، 1367، فتوح‌البلدان، ترجمه محمد توکل، نشر نقره حمزه اصفهانی، حمزه بن حسن، 1346، تاریخ پیامبران و شاهان، ترجمه جعفر شعار، بنیاد فرهنگ ایران قزوینی، زکریا بن محمد، 1373، آثارالبلاد و اخبارالعباد، ترجمه جهانگیرمیرزا قاجار، ویراسته میرهاشم محدث، امیرکبیر طبری، محمد بن جریر، 1362، تاریخ الرسل و الملوک، جلد ۱ و ۲، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، اساطیر لسترنج، 1377، جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی، ترجمه محمود عرفان، انتشارات علمی و فرهنگی نوبختی، حسن بن موسی، 1361، فرق‌الشیعۀ نوبختی، ترجمه محمدجواد مشکور، انتشارات علمی و فرهنگی یاقوت حموی، یاقوت بن عبدالله، 1380، معجم‌البلدان، جلد 4، ترجمه علینقی منزوی، سازمان میراث فرهنگی el-Ali, S. A., 1968-69, “Al-Madā’in and its Surrounding Area in Arabic Literary Sources,” Mesopotamia 3-4, pp. 433-434

دیدگاه  

    تبلیغات