گردشگری ادبی، نیما یوشیج از یوش تا یوش

سمیه اکبری
سه شنبه، ۶ مهر ۱۳۹۵ ساعت ۲۰:۰۰
گردشگری ادبی، نیما یوشیج از یوش تا یوش

 شاید در ایران کسی نباشد که نیما یوشیج شاعر پرآوازه‌ی معاصر را نشناسد یا شعری از او نخوانده باشد. به همین دلیل در این فرصت توانستیم گریزی بر زندگینامه و محل زندگی نیما بزنیم تا کمی با حال و هوای زندگی پدر شعر نو فارسی آشنا شویم. با کجارو همراه باشید.

علی اسفندیاری «نیما یوشیج» روز ۲۱ آبان ۱۲۷۴ شمسی در دهكده دورافتاده «یوش» مازندران به دنیا آمد. نیما دوران طفولیت را در دامان طبیعت و در میان شبانان و «ایلخی بانان» گذراند كه به هوای چراگاه، به نقاط دور، ییلاق و قشلاق می‌كنند و شب بالای كوه‌ها به دور هم جمع می‌شوند و آتش می‌افروزند.

نیما یوشیج

او بعدها از سراسر دوران كودكی، به گفته خودش جز «زد و خوردهای وحشیانه و چیزهای مربوط به زندگی كوچ‌نشینی و تفریحات ساده در آرامش یكنواخت و كور و بی‌خبر از همه جا»، چیزی به خاطر نداشت.

نیما یوشیج

در زندگینامه‌ی خود چنین می‌نویسد:

در همان دهكده كه متولد شدم خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده یاد گرفتم. او مرا در كوچه باغ‌ها دنبال می‌كرد و به باد شكنجه می‌گرفت. پاهای نازک مرا به درخت‌های ریشه و گزنه‌دار می‌بست. با تركه‌های بلند مرا مجبور می‌كرد به از بر كردن نامه‌هایی كه معمولا  اهل خانواده‌ای دهاتی به هم می‌نویسند و خودش آن‌ها را به هم چسبانیده و برای من طومار درست كرده بود.

نیما تاریخچه خاندان خود را چنین شرح می‌دهد:

محمدرضا خان، حکمران و یکی از رقبای زورمند آقامحمدخان بوده است. نسب این مدعی پیشوای قاجار به فاصله کم به اسفندیار پسر کیا جمال‌الدین، یکی از سران این دودمان مربوط می‌شود. از کیا جمال‌الدین، چهار پسر ماند (اسفندیار، کریم، جمشید و داوود) از اینجا است نام اسفندیاری‌ها، کریمی‌ها، جمشیدی‌ها و داوودی‌های یوش.

علی اسفندیاری تخلص خود به نیما را از سال ۱۳۰۰ خورشیدی از نام یکی از اسپهبدان تبرستان برای خود برمی‌گزیند و شعرهای خود را با این تخلص امضا می‌کند.

نیما نخستین شاعر نوپرداز در ایران نبود، پیش از او نیز افراد دیگر، چون ابوالقاسم لاهوتی، تقی رفعت و شاعران دیگری بیرون از قالب‌های رسمی اشعاری سروده و منتشر کرده بودند. 

ولی نیما کسی بود که با دقت زیاد و صرف وقت بسیار (حدود ۳۸ سال) توانست قالب‌های کهن را در هم بریزد و راهی نو پیش پای شعر فارسی باز کند و روحی دیگر در شعر فارسی دمید. 

کودکی نیما (به‌قول خویش) در بین شبانان و آرامش کوهستان گذشت. 

در سن دوازده سالگی (۱۲۸۸) نیما با خانواده‌اش در تهران مسكن گزید و در این شهر، ابتدا به دبستان «حیات جاوید» و سپس به مدرسه متوسطه كاتولیک «سن لوئی» رفت.

مدرسه سن لویی

در این مدرسه بود كه زبان فرانسه را آموخت. نیما یوشیج به سال ۱۲۹۶ در سن بیست سالگی موفق به دریافت تصدیق‌نامه از مدرسه‌ی عالی سن لوئی شد و این پایان تحصیلات رسمی او است. پس از آن مدتی به اتفاق لاربن در مدرسه‌ی خان مروی نزد مرحوم آقا شیخ هادی یوشی، زبان عربی آموخت.

مدرسه مروی

در سال ۱۳۰۷ نیز در بار فروش (بابل) در محضر علامه‌ی حائری به درس‌های فلسفه و منطق و فقه این عالم بزرگ دل سپرد.

نیما خود می‌نویسد:

تمام خیالات من برای شناسایی چیزهای خوبی بود که می‌خواستم فقط با آن شناسایی، بر همراهان خود تفوق یابم. در پانزده سالگی می رفتم مورخ شوم، گاهی نقاش می‌شدم. خوشبختانه هر نوع قوه خلاقه در من وجود داشت، ولی مراقبت و تشویق یک معلم خوش رفتار، که «نظام وفا» شاعر به نام امروز باشد، مرا به خط شعر گفتن انداخت.

نظام وفا غزل‌سرایی بود که نیما، «افسانه» (کامل‌ترین مجموعه وی) را به او تقدیم کرد. 

در سال ۱۲۹۸ شمسی در سن ۲۲ سالگی به استخدام دولت درآمد، ولی کار اداری را دوست نداشت.

در سال ۱۳۰۰ شمسی نخستین کتاب شعرش را یک مثنوی بود به نام «قصه ی رنگ پریده خون سرد»، با سرمایه‌ی شخصی در ۳۰ صفحه منتشر کرد. 

 هم دوره‌ای‌ها و زندگی شخصی

یكی از هم دوره‌ای‌های دوران تحصیل نیما یوشیج، حسین پژمان بود.

همسر و فرزندان: در تاریخ ۶ اردیبهشت ماه سال ۱۳۰۵ نیما یوشیج، در سن ۲۹ سالگی، با خانم عالیه‌ جهانگیر، فرزند میرزا اسماعیل شیرازی، خواهرزاده‌ی انقلابی و نویسنده‌ی مشهور میرزا جهانگیر صور اسرافیل ازدواج كرد. حاصل این ازدواج فرزندی به نام شراگیم بود.

وصیت‌نامه‌ی نیما یوشیج

شب دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۳۵

امشب فکر می‌کردم با این گذران ِ کثیف که من داشته‌ام - بزرگی که فقیر و ذلیل می‌شود - حقیقتا جای ِ تحسّر است. فکر می‌کردم برای ِ دکتر حسین مفتاح چیزی بنویسم که وصیت‌نامه‌ی ِ من باشد ؛ به این نحو که بعد از من هیچ‌کس حقّ ِ دست زدن به آثار ِ مرا ندارد . به‌جز دکتر محمّد معین، اگرچه او مخالف ِ ذوق ِ من باشد.

دکتر محمّد معین حق دارد در آثار ِ من کنجکاوی کند . ضمناً دکتر ابوالقاسم جنّتی عطائی و آل احمد با او باشند؛ به شرطی که هر دو با هم باشند.

ولی هیچ‌یک از کسانی که به پیروی از من شعر صادر فرموده‌اند در کار نباشند. دکتر محمّد معین که مَثَل ِ صحیح ِ علم و دانش است، کاغذ پاره‌های ِ مرا بازدید کند. دکتر محمّد معین که هنوز او را ندیده‌ام مثل ِ کسی است که او را دیده‌ام. اگر شرعاً می‌توانم قیم برای ِ ولد ِ خود داشته باشم، دکتر محمّد معین قیم است؛ ولو این‌که او شعر ِ مرا دوست نداشته باشد. اما ما در زمانی هستیم که ممکن است همه‌ی ِ این اشخاص ِ نام‌برده از هم بدشان بیاید، و چقدر بیچاره است انسان ...

این وصیت‌نامه در دست تنها فرزند نیما یوشیج، شراگیم یوشیج است. 

زمان و علت فوت

نیما در روز پنجشنبه ۱۶ دی ماه ۱۳۳۸ هجری شمسی به‌علت ابتلا به بیماری ذات الریه در گذشت و در قبرستان امامزاده عبدالله به خاک سپرده شد اما در سال ۱۳۷۲ با کوشش فرزندش به زادگاهش برده شد.

فعالیت‌های آموزشی

از سال ۱۳۰۶، نیما در كنار همسرش عالیه خانم، در آموزشگاه‌های كوچک شهرهای شمال ایران: بارفروش (بابل كنونی)، لاهیجان، رشت و آستارا به كار تدریس اشتغال داشت. او در سال ۱۳۱۶ در تهران به تدریس ادبیات در دوره دوم دبیرستان صنعتی پرداخت.

 مدرسه‌ای در آستارا که با نیما یوشیج خاطره دارد

مدرسه تاریخی حکیم نظامی آستارا به‌مدت دو سال میزبان نیما یوشیج پدر شعر نو فارسی به‌عنوان آموزگار بود و حالا این مدرسه در دل خود هزاران خاطره دارد.

مدرسه آستارا

 اینک به این بهانه می‌خواهیم از مدرسه‌ای یاد کنیم که هزار و یک خاطره از نیمای شعر ایران در سینه‌اش به یادگار دارد.

مدرسه آستارا

پر واضح است اگر امروز حکیم نظامی آستارا از درجه و اعتبار فرهنگی خاصی در منطقه برخوردار است یکی از دلایل روشن این امر تدریس دو ساله نیما در این مدرسه است.

مدرسه آستارا

ناگفته نماند خسرو گلسرخی از مبارزان دوره حکومت پهلوی و حمید نطقی بنیان‌گذار و پدر روابط عمومی ایران نیز از جمله افرادی بودند که دوران تحصیلی خود را در این مدرسه تاریخی سپری کردند.

اکبر اکسیر از شاعران برجسته آستارا در خصوص حضور نیما یوشیج در آستارا گفته است:

نیما یوشیج به‌عنوان معلم در مدرسه حکیم نظامی و عالیه جهانگیری همسر وی به‌عنوان مدیر مدرسه‌ای با عنوان تربیت بنات آستارا خدمات شایان توجه فرهنگی را در این شهرستان انجام داده‌اند.

اکسیر با اشاره به اینکه اوایل سال ۱۳۰۰ اوج شکوفایی هنری نیما بود، افزود:

نیما منظومه افسانه خود را در سال ۱۳۰۱ خورشیدی سرود و پس از آن از سال ۱۳۰۹ تا ۱۳۱۱ با عزیمت به آستارا در مدرسه حکیم نظامی به تدریس پرداخت.

وی همچنین با اشاره به اینکه طبیعت بکر آستارا همواره در سروده‌های نیما جایگاه ویژه‌ای داشته است، اضافه کرد:

دوران خاص شکل‌گیری اندیشه نوگرایانه نیما یوشیج با سرودن زیباترین اشعارش در شهرستان آستارا اتفاق افتاد.

وی در ادامه با بیان این‌که نامه‌های نیما در کتاب‌هایی نظیر دنیا خانه من است و ستاره‌ای در زمین گردآوری شده است، اظهار کرد:

نیما در طول دوران تدریس خود شاگردان زیادی را در این شهرستان تربیت کرد.

نیما یوشیج

تدریس نیما یوشیج، بنیانگذار شعر نو در سال‌های ابتدایی ۱۳۰۰ هجری خورشیدی و دانش آموختگی شخصیت‌های برجسته علمی، فرهنگی و ادبی کشور از جمله سوابق درخشان آموزشی این مدرسه است.

مدرسه تاریخی حکیم نظامی با دارا بودن حیاط بزرگ، بام‌های سفالی، در و پنجره‌های چوبی و شومینه‌های چدنی ترکیبی از معماری اصیل و بومی منطقه را در خود دارد.

 خانه قاجاری و اجدادی نیما 

خانه‌ای که نیما یوشیج پدر شعر نو فارسی در آن دیده به جهان گشود و امروز در مرکز حیاط آن آرام گرفته، خانه‌ای قاجاری و با سبک و سیاق معماری آن دوره است که به دستور «ناظم الایاله» جد نیما در محله لالوی یوش با مصالح خشت و گل و چوب بنا شده است.

خانه نیما یوشیج

با قدم گذاشتن به حیاط خانه اجدادی نیما یوشیج و دیدن دیوارهای بلند، سقف ملون، گل‌های ختمی داخل حیاط و پنجره‌های ارسی و چوبی آن، توصیف نیما از خانه پدری‌اش به ذهن انسان خطور می‌کند.

خانه نیما یوشیج

این خانه سه در ورودی و اتاق‌های بسیاری دور تا دور حیاط دارد که امروز به موزه تبدیل شده است.

خانه نیما یوشیج

موزه و آرامگاه نیما یوشیج

خانه نیما یوشیج

 در میانه حیاط، سه سنگ قبر را مشاهده می‌کنید که متعلق به نیما، خواهرش بهجت و دیگری سیروس طاهباز (از دوستان نزدیک نیما) است.

خانه نیما یوشیج

 اتاق‌ها امروز به موزه و کتابخانه تبدیل شده‌اند. سه اتاق محل کتابخانه‌اند. البته در هر کتابخانه همه نوع کتابی خواهید دید؛ از جمله کتاب‌هایی که متعلق به نیما نیست.

خانه نیما یوشیج

در اتاق‌های دیگر، آثار و دست‌نوشته‌های وی قرار دارد. در یکی از اتاق‌ها نقاشی جالبی از مناره قزوین را خواهید دید که امضای نیما پایین آن جالب توجه است. عکس‌هایی از نیما در این موزه قرار دارد. به‌علاوه، شعرهایی از طرف شاعران مازندرانی در وصف شهر یوش و مازندران و پدر شعر نو سروده شده است.

خانه نیما یوشیج

از دیگر اشیا به نمایش درآمده می‌توان به وسایل شخصی یوشیج مانند عینک، قلم، لباس، کفش، چراغ و پیه‌‌سوز اشاره کرد.

در حین تماشای موزه اگر کمی با زندگی علی اسفندیاری بنیانگذار شعر نو فارسی آشنا باشید، حتما در حیاط و اتاق‌ها، صدای نیما را در کنار خواهر و برادرش خواهید شنید یا زندگی بعد از ازدواج او با عالیه خانم برایتان تداعی می‌شود.

خانه نیما یوشیج

نگاهی گذرا به تاریخچه ساخت خانه اجدادی نیما یوشیج

این خانه از ارزش فرهنگی بسیار بالایی برخوردار است؛ چراکه محل زندگی و خانه اجدادی شاعر معاصر و نامدار ایرانی بوده است؛ خانه‌ای متعلق به عصر قاجار و با معماری قاجاری.

خانه نیما یوشیج

بر سردر ورودی این بنا تاریخ ۱۱۲۸ دیده می‌شود اما تاریخی که در شیر سرنمای قسمت شمالی آمده تاریخ ۱۱۳۶ را نشان می‌دهد.

خانه نیما یوشیج

ضلع شمالی خانه یک ارسی پر ارزش با طرح گره‌ چینی پرکار را می‌بینید و اتاق‌های دیگر دارای ارسی و دارای ۶  نورگیر مشبک چوبی با طرح‌های جالب و دیدنی است. مصالح آن خشت،گل و چوب و روکار نما نیز گچبری است.

خانه نیما یوشیج

اگر می‌خواهید به خانه‌ای که نیما روزگاری در آنجا سپری کرده سفر کنید بهترین فصل برای رفتن به یوش اواخر بهار و تابستان است. با شروع فصل پاییز هوا کم‌کم سرد می‌شود و تنها علاقه‌مندان به فصل سرما در پاییز و زمستان به یوش می‌روند. البته منظره برفی آن نیز بسیار دیدنی است.

برای دسترسی به یوش و منزل نیما یوشیج از هراز یا جاده چالوس باید رفت. از جاده چالوس پس از تونل کندوان به سیاه‌بیشه رفته، سپس با رسیدن به پل زنگوله، با توجه به تابلوی راهنمایی سبز رنگ مسیر خود را تا خانه نیما پیش بگیرید.

خانه نیما یوشیج

یا اینکه از هراز  نرسیده به آمل سمت چپ جاده، تابلوی یوش بلده را دیده و مسیر را در این جاده ادامه دهید.

برای رسیدن به یوش از روستاهایی چون دونای سفلی و علیا، کمربُن، الیکا، نسن، پیل، میناک، کلاک، تنه و نیکنام ده عبور خواهید کرد که هرکدام مناظر فوق‌العاده‌ای دارند. لحظه‌ای درنگ و استراحت در هرکدام از این روستاها، تجربه‌ای دلنشین را به ارمغان خواهد آورد. همچنین می‌توانید عکس‌های ماندگاری را در مناظر بکر این روستاها از خود و دوستان بگیرید.

برای اسکان در یوش اقامتگاهی نیست. می‌توانید از خانه‌هایی که اهالی اجاره می‌دهند استفاده کنید. البته دو اتاق با ۸ تخت در خانه نیما برای پذیرایی از مسافران و وابستگان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در نظر گرفته شده است.

اگر هوس یک صبحانه محلی کرده‌اید، نزدیک به خانه نیما، دکانی هست با نان و پنیر و کره محلی. تجریه این صبحانه بسیار ماندنی است و در شهر امکان این تجربه را نخواهید داشت.

خرید سوغات خوشمزه یوش، شیر، سرشیر، پنیر، کره، ماست، قره قوروت، گردو، زردآلو، گیلاس، فندق، سیب، آلو، لواشک و عسل را فراموش نکنید.

 در زیر عکس‌هایی از نیما را در دوران مختلف می‌بینید.

نیما یوشیج

نیما یوشیج

نیما در شکار 

نیما یوشیج

 نیما در کنار شهریار

نیما در شکار 

نیما در کنار پسرش شراگیم

نیما و همسرش

نیما و همسرش عالیه جهانگیری

نیما و دوستانش

از راست به چپ هوشنگ  ابتهاج- سیاوش کسرایی- نیما یوشیج - احمد شاملو- سیروس طاهباز

خانه‌ام ابری است

یکسره روی زمین ابری ست با آن.

 از فراز گردنه خرد و خراب و مست

باد می‌پیچد.

یکسره دنیا خراب از اوست

و حواس من!

آی نی‌زن که ترا آوای نی برده‌ست دور از ره کجایی!

دیدگاه